آخرین نجواهای سید الشهدا

حضرت سجاد می فرماید:
«هنگامى كه لشكر دشمن به جانب پدر بزرگوارم عزيمت كردند، ایشان دست به دعا و مناجات برداشت و عرض كرد: «اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِّ كَرْبٍ وَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ وَ …»
«پروردگارا تنها تو در تمام پيش‏آمدهاى ناگوار مورد اطمینان من هستی و در هر سختى به تو امید دارم و تو در هر پيش‏آمدى كه براى من اتفاق مى‏افتد، يار و ياور من می باشی و اطمينان من به تو است. بسيارى از اندوه هايى كه به من رو مى‏آورد و قلب را ناتوان مى‏كند و راه چاره را مسدود مى‏سازد و دوست مرا تنها می گذارد و دشمن شماتت مى‏نمايد، همه را با توجه تو، بر خود هموار ساختم و به جز تو با ديگرى به ميان ننهادم و به جز وصول به حضرت تو به ديگرى اعتنایى ننمودم و تو درب گشايش را به روى من گشودى و كليد همه نعمت ها به دست تو است و تو ملازم هر نیکی، و غایت و منتهای هر میل و رغبت هستی»
  امام در آخرین لحظات عمر خود نیز چنین با خداوند نیایش می کردند:
«صبراً على قضائِك يا ربّ لاإلهَ سواك، يا غياثَ المستغيثين، مالي رَبّ سِواك ولا معبودَ غيرك، صبراً على حكمك يا غياثَ مَن لا غياثَ له، يا دائماً لا نفادَ له، يا محيى الموتى، يا قائماً على كل نفس بما كسبت احكم بينى وبينهم وأنت خيرُ الحاكمين»
«در مقابل قضا و قدر تو شکیبا هستم؛ ای پروردگاری که به جز تو خدایی نیست؛ ای فریاد رس دادخواهان که مرا جز تو پروردگار و معبودی نیست. بر حکم و تقدیر تو صابر و شکیبا هستم. ای فریاد رس آن که فریاد رسی ندارد. ای همیشه زنده ای که پایان ندارد. ای زنده کننده مردگان. ای خدایی که هر کس را با اعمالش می سنجی، در میان من و این مردم حکم کن که تو بهترین حکم کنندگانی»
2.سخنان امام خطاب به یاران
  امام در خطاب به یارانش نیز صحبت هایی داشتند. امام، آنان را به حقیقت مرگ و دنیا و صبر کردن متذکر می شدند. در نقلی آمده است که امام سجاد(ع) فرمودند: هنگامى كه روز عاشورا كار بر امام حسين(ع) تنگ و سخت شد، ياران آن حضرت به وى نظر كردند و ديدند روحيه آن بزرگوار بر خلاف آنان، قوى است؛ زيرا هر چه كار مشكل تر مي شد، رنگ یاران دگرگون و اعضايشان لرزان و قلب هاى آنان بيشتر ترسان مي گرديد؛ ولى رنگ حضرت امام حسين و ياران خصوصى آن بزرگ مرد بر خلاف ديگران درخشنده ‏تر مي شد. اعضای آنان آرام‏تر مي گرديد و قلب‏هایشان تسكين بيشترى مى‏يافت. بعضى از آنان به يك ديگر مي گفتند: حسين را بنگريد كه اصلا باكى از مرگ ندارد. آن جوانمرد بى‏نظير در جوابشان فرمود:
«صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ …»
«اى بزرگواران! صبور باشيد! زيرا مرگ نظير يك پلى است كه شما را از اين رنج و سختى‏هاى دنيوى عبور مي دهد و داخل بهشت وسيع و نعمت‏هاى هميشگى مي نمايد. كدام يك از شمائيد كه دوست نداشته باشيد از زندان به يك قصر عالى منتقل ‏شويد! ولى مرگ براى دشمنان شما نظير این است كه از يك قصر عالى به يك زندان و عذابى منتقل گردد. پدرم از زبان مبارك رسول خدا برايم نقل كرد كه فرمود: دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است. مرگ براى مؤمنين يك پل مي باشد كه ايشان به وسيله آن وارد بهشت خود مي شوند و براى كفار يك پل مي باشد كه به واسطه آن داخل جهنم خود مي گردند. من دروغ نمي گويم و دروغ هم برايم گفته نشده است»
  ابن عساكر می نویسد: صبح عاشورا امام حسین در جمع یاران خود بعد از حمد و ثنای خدا چنین سخنرانی کرد:
«عبادَ الله اتقوا اللهَ وكونوا مِنَ الدنيا على حَذر … »[
«بندگان خدا تقوا داشته باشید و از دنیا بر حذر باشید که اگر بنا بود همه دنیا برای یک نفر باقی باشد یا یک نفر برای همیشه در دنیا بماند، پیامبران برای بقاء، سزاوارتر و جلب خشنودی آنان بهتر و چنین حکمی خوشایندتر بود؛ ولی خداوند دنیا را برای امتحان خلق کرده و اهل آن را برای فانی شدن آفریده است. تازه هایش کهنه، ونعمتهایش زایل، و شادی و سرورش به غم و اندوه مبدل خواهد گردید. دنیا خانه ای پست و کوتاه مدت است؛ پس برای آخرت خود توشه برگیرید که بهترین زاد وتوشه آخرت، پرهیزکاری و تقوی الهی است. پس تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد»
3.سخنان امام خطاب به دشمنان:
الف) یکی از این درس های عاشورا، مسأله تبلیغ و پیام رسانی است که از ابتدای حرکت سیدالشهداء آغاز شد و با سخنرانی های حضرت سجاد(ع) و زینب در زمان اسارت، به اوج خود رسید. امام را به صورت يك خير خواه، يك واعظ و يك اندرزگو مى‏بينيم كه حتى از سرنوشت ‏شوم دشمنان خودش ناراحت است كه چرا این افراد بايد به جهنم بروند. وجود مبارك ابا عبد الله از بدبختى آن مردم متأثر بود. نمى‏خواست ‏حتى يك نفر از آنها به اين حال بماند.اين بد عاقبتی بر امام گران بود. امام چندین بار برای آنها سخنرانی می کند تا بتواند كسى را از اين گروه شقیّ كم كند. در اينجا مى‏بينيم حسين(ع) يكپارچه محبت است، يكپارچه دوستى است كه حتى دشمن خودش را هم واقعا دوست دارد. همه اینها در حالی است که امام در محاصره دشمن است و جنگ قطعی شده است. به عنوان نمونه امام در یکی از سخنان خود، خطاب به دشمن، به حقیقت دنیا اشاره می کنند و آنها را فریب خورده دنیا معرفی می نمایند. ایشان چنین می فرمایند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ الدُّنْيَا فَجَعَلَهَا دَارَ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ مُتَصَرِّفَةً بِأَهْلِهَا حَالًا بَعْدَ حَالٍ فَالْمَغْرُورُ مَنْ غَرَّتْهُ‏ وَ الشَّقِيُّ مَنْ فَتَنَتْهُ فَلَا تَغُرَّنَّكُمْ هَذِهِ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا تَقْطَعُ رَجَاءَ مَنْ رَكنَ إِلَيْهَا وَ تُخَيِّبُ طَمَعَ مَنْ طَمعَ فِيهَا وَ…»
«سپاس مخصوص آن خدایى است كه دنيا را دار فنا و زوال قرار داد؛ در حالی که هیچ ثباتی برای اهل آن نیست و حالاتشان مدام در حال تغییر و دگرگونی است. فريب خورده كسى است كه دنيا او را فريب دهد. شقى و بد بخت كسى است كه دنيا او را مفتون خود کند. مبادا اين دنيا شما را فريفته نمايد؛ زيرا دنيا اميد كسى را كه به آن دلبستگى داشته باشد، قطع مي كند و طمع هر كسى را كه به آن طمع كند، نابود مي نمايد. من شما را اين طور مى‏بينم: براى امرى اجتماع كرده‏ايد كه خدا را براى آن به غضب آورده‏ايد و خدا نظر رحمت خود را از شما برگردانيده است و نقمت و عذاب خود را براى شما حلال كرده، شما را از رحمت خود دور نموده است. خداى ما خوب پروردگارى است؛ ولى شما بَد مردمى هستيد. زيرا (به گمان خود) اقرار به طاعت كرديد و به حضرت محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) ايمان آورديد، سپس پشت به ذريه و عترت پيامبر خود نموديد و مي خواهيد آنان را شهيد نمایيد. حقا كه شيطان بر شما مسلط شده و باعث شده ياد خداى بزرگ را فراموش کنید. ننگ بر شما و بر ایده و هدف شما! «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» اينان همان مردمى هستند كه پس از ايمان آوردن كافر شدند، نابود شوند گروه كافران!»
ب) در لحظه ای دیگر امام برای صحبت با آنان، از آنها خواست تا سکوت کنند؛ ولی دشمن با همهمه مانع از سخنرانی امام شد. امام به نکته ای مهم در ریشه یابی این رفتارشان اشاره کرد و فرمود:
«وَيْلَكُمْ مَا عَلَيْكُمْ أَنْ تنْصِتُوا إِلَيَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلِي وَ إِنَّمَا أَدْعُوكُمْ إِلَى سَبِيلِ الرَّشَادِ …»
«واى بر شما! چرا گوش فرا نمی دهید تا گفتارم را بشنوید؟ جز اين نيست كه من شما را به راه هدايت دعوت مي كنم، كسى كه از من اطاعت كند، هدايت مى‏شود و كسى كه نافرمانى نمايد، هلاك خواهد شد. هیچ کدام از شما امر مرا اطاعت نمى‏كنيد، گوش به سخن من نمي دهيد؛ زيرا شكم‏هاى شما از حرام پر شده و به قلب‏هاى شما مهر (قساوت) زده شده است. واى بر شما! آيا ساكت نمى‏شويد!؟ آيا نمى‏شنويد؟»
ج) همچنین در سخنان امام با دشمنان، اوج عزت طلبی و شجاعت و روحیه حماسی قابل مشاهده است. امام در قسمتی از سخنان خود خطاب به دشمنان می فرمایند:
«أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ…»
«شگفتا! زنازاده فرزند زنازاده مرا بين يكى از دو چيز مجبور كرده است: بين مرگ و ذلّت (تسليم) و هيهات كه ما ذلّت و خوارى را بپذيريم. خدا و پيامبر او و مؤمنان و دامان هاى پاك و رگ و ريشه‏هاى پاكيزه و مغزهاى روشن انديش و غيرتمند و جان هاى ستم ستيز و با شرافت نمى‏پذيرند كه ما فرمانبردارى فرومايگان و استبدادگران پست و رذالت پيشه را بر شهادت گاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداريم و من با اين جماعت اندك با شما كارزار كنم؛ هر چند ياوران مرا تنها گذاشتند»
4. سخنان امام حسین(ع) به امام سجاد(ع):
   امام باقر فرمود: چون زمان مرگ پدرم رسيد مرا به سينه چسبانيد و فرمود:
«پسر جان همان سفارشى را به تو می كنم كه پدرم [امام سجاد]  هنگام مرگش به من كرد و گفت پدرش [امام حسین] به او سفارش كرده و گفته: يا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّه‏  پسر جان! مبادا به كسى ستم كنى كه جز خدا يارى ندارد»
  در نقل دیگر این جمله بیان شده است:
«أَيْ بُنَيَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّا»
«اى فرزند! در برابر حق صبر كن، اگر چه تلخ باشد»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهمترین مطالب

آخرین مطالب

پربیننده‌ترین مطالب

بایگانی شمسی

لیست پخش