درس‌های نخست‌وزیر سنگاپور از توسعه و توصیه به هند

سنگاپور نمونه یک کشور بارفاه اجتماعی چشمگیر در دنیا به حساب می‌آید که از آزادترین اقتصادهاست. درآمدسرانه بالا در سنگاپور و استفاده از همه توان شهروندان و سیاستگذاران در این کشور نمونه و مدیران به شدت باسواد موجب شده است که مدل توسعه سنگاپور در کانون توجه قرار گیرد.

به همین دلیل است که نخست وزیر فرهیخته هندکه به تازگی “نهادملی ایجاد تحول” در کشورش را تاسیس کرده است تا راه دگرگونی بالنده در این سرزمین تهیدست را هموار کند از ” شری شانموگاراتنام ” نخست وزیر سنگاپور دعوت کرده است در نخستین گردهمایی مدیران هندی سخنرانی کند. نخست وزیر سنگاپور60 سال دارد و پس از دریافت کارشناسی ارشد ااقتصاد از دانشگاه کمبریج و دکترای مدیریت دولتی از دانشگاه هاروارد به کشورش خدمت می کند. نادر پیروز یکی از جوانان نوگرای ایرانی متن سخنان این نخبه سنگاپوری در میان مدیران ارشد هندی را ترجمه کرده  و در اختیار سایت ساعت24 قرارداده است. توصیه های کارشناسانه نخست وزیر سنگاپور به مدیرا و نخبگان هند دارای مفااهیم و راهبردهای فوق العاده ارزشمندی است که به کار علاقمندان به توسعه و همچنین رهبران احزاب و سیاست ورزان علاقمند می آید. با وجود طولانی بودن نوشته حاضر اما ساعت 24 توصیه می کند این نوشته درجوخوانندگان علاقمند بهتوسعه آن را بخوانند.

*****************************************************************8
در ابتدا اجازه می خواهم به عنوان یک سنگاپوری مراتب سرافرازی خود را از دعوت شدن به عنوان اولین سخنران مراسم افتتاحیه سلسله سخنرانی های نهاد ملی ایجاد تحول در هندوستان (N.I.T.I) (National Institution For Transforming India) ابراز کنم.. به من توصیه شده است صریح سخن بگویم تا حرفهایم  موثر شود.. اما پیش از شروع لازم است تاکید کنم هر آنچه خواهم گفت به عنوان یک دوست خواهد بود و سنگاپور، کشور هند را یکی از نزدیکترین دوستان خود به شمار می آورد.
–  نقش آفرینی تازه در روایت جهانی
آدمی  در دوران غیر عادی از جهان به سر می برد. در این دوران هم میتوان به آینده امیدوار بود و هم بدبین. بخش گسترده ای از جهان پیشرفته غرق در بدبینی است. اروپا و ژاپن با مشکلات ساختاری جدی روبرو هستند که می بایست بر آن غلبه کنند، اما تا کنون توفیق چندانی نداشته اند. وضع ایالات متحده بهتر است اما همچنان میزان مشارکت نیروی کار و سطح میانه درآمد هر خانوار نسبت به قبل از بحران سال 2007 میلادی پایین تر است. چین هم که همواره یکی از بهترین عملکردهای اقتصادی را در سالهای اخیر نشان داده بود در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات سخت تجدید ساختاری است و شاهد افت سریع در نرخ رشد سرمایه گذاری خصوصی می باشد. اما فقط بحث بدبینی به رشد اقتصادی نیست، بلکه ما شاهد نوعی حالت بی اعتمادی در جامعه نسبت به دیگر نقاط جهان هستیم. در ایالات متحده، در دهه پنجاه میلادی آنها از لفظ “ما” استفاده می کردند، اما امروز آمریکاییها سخن از “خودمان” و “آنها” به میان می آورند.بخشی از این حالت ناشی از طولانی شدن رکود در افزایش سطح درآمدها است و در اروپا هم عامل این بدبینی نرخ به شدت بالای بیکاری در میان جوانان است.
اما این وضعیت به هیچ وجه اجتناب ناپذیر نبوده است و به هیچ عنوان نمی توان آن را نتیجه اجتناب ناپذیر جهانی شدن دانست. بلکه این حالت بازتاب شکست های پیاپی در سیاست گذاری هاست.در آسیا جایی برای بدبینی نسبت به رشد اقتصادی وجود ندارد و این نگاه منفی نسبت به جهانی شدن مشاهده      نمی شود. فرصت های فوق العاده ای پیش روی ما است. فرصت های عظیمی برای بازتر شدن اقتصادهایمان وجود دارد، ارتباط و همگرایی بیشتر میان آنها و دست یابی به رشدی فراگیر که شامل رفاه و بهروزی تمامی اقشار مردم می شود.اما هند از یک موقعیت منحصر بفردی برای بازخوانی روایت جهانی برخوردار است چرا که این کشور دارای یک جامعه باز است. هند دارای یک نظام مردم سالار مبتنی بر قانون اساسی است که از تنوع قومی و نژادی نیز برخوردار است.هندوستان می تواند نشان دهد که چطور می توان با یک جامعه باز و یک اقتصاد باز نه تنها به رشد شتابان اقتصادی رسید بلکه رشدی که همه اقشار و آحاد مردم را در بر گیرد را تجربه کرد.
هدفگذاری جدید دولت
این پتانسیل دست یافتنی است. اما نمیتوان بدون اعمال تغییرات گسترده به آن دست یافت. با سیاست گذاریهای کنونی نمی توان به آن دست یافت. همانطور که نخست وزیر مودی هم اشاره کردند لازمه آن یک “تحول فوری” است نه یک “تکامل تدریجی”. لازمه آن تغییرات جسورانه و شتابان است تا اقتصاد هند آزاد شود و بر روی مردم خود سرمایه گذاری کند. چالش اصلی کمتر در مورد ایدئولوژی و بیشتر متوجه میراث گذشته است. میراثی سرشار از انبوه قوانین و مقررات دست و پاگیر، دیوانسالاری گسترده که استعدادهای نهفته جامعه را در خود حبس کرده است. هند می بایست به طور جدی با این میراث فرسوده برخورد کند تا بتواند استعدادهای بالقوه خود را شکوفا نماید.این به معنای داشتن یک دولتی که اهدافی کوچک دارد نیست. بلکه به معنای داشتن اهدافی متفاوت است. اگر بخواهیم به طور کلی بگوییم، دولت در اقتصاد بیش از حد مداخله کرده است و در حوزه سرمایه گذاری روی سرمایه اجتماعی و انسانی خود کمتر از حد مطلوب اقدام کرده است.لذا دولت برای شکوفا کردن استعدادهای هند می بایست در یک حوزه هایی کمتر مداخله کند و در بخش های دیگری فعال تر عمل نماید. دولت می بایست از نقش های سنتی دولت ها مانند وضع مقررات اقتصادی، مالکیت و مدیریت سازمانها دست بکشد. چنین نقشهایی مانع سرمایه گذاری خصوصی و تولید اشتغال است. به علاوه یک چنین دولتی همواره حامی بازیگران موجود خواهد بود و در برابر ورود و نقش پذیری استعداهای جدید و رشد افکار نو مقاومت خواهد کرد. اما فقط کاهش فعالیتهای دولت کافی نیست بلکه آن دسته از کارهایی که دولت می بایست بیشتر به آنها بپردازد نیز اهمیت دارد. هدفگذاری جدید می بایست انگیزه و نشاط بیشتری برای دولت ایجاد کند.هند می بایست روی تحرک مثبت طبقات اجتماعی سرمایه گذاری کند و می بایست با توسعه مهارت ها و توانایی های مردمش، استعداد آنها را تا بالاترین حد ممکن فعال نماید. هند می بایست روی مسکن و شهرهایی فراگیر سرمایه گذاری کند. این کشور باید به کمک سرمایه گذاری دولتی و خصوصی یک زیر ساخت درجه اول ایجاد کند. توانایی های نوآورانه را پرورش دهد. محیطی ایجاد کند که شرکت ها و افراد بتوانند حداکثر استفاده ممکن را از فرصت های جدید و تکنولوژی – محور اقتصاد جهانی امروز ببرند.این هدفگذاری جدید دولت کمک می کند تا انرژیهای نهفته افراد و سازمانها آزاد شود. این هدفگذاری کمک می کند تا بازارها هم در راستای منافع جامعه حرکت کنند. این کار باعث می شود تا آنچه دنیا به عنوان “روش مودی”        می شناسد عملا تحقق یابد. دولتی که در هر حوزه ای با روش جدیدی کار می کند. این دیگر مجموعه ای از شعارها و وعده ها نخواهد بود، بلکه فهرستی است از اقدامات عملی.
–  مسابقه ای در برابر جمعیت و ماشینهای هوشمند
نیاز بسیار گسترده ای به فوریت وجود دارد. اما در عالم سیاست نیاز به فوریت برای رویارویی با مشکلات دیرینه به طور طبیعی ایجاد نمی شود، خصوصا در جوامعی که بزرگتر هستند و قدمت بیشتری دارند.مشکلات جوامع پیشرفته را پیش تر شرح دادم این مشکلات دقیقا به این خاطر پیش آمدند، چون راه حل های برون رفت از آنها مرتبا به بعد موکول شدند و به مشکلات اجازه داده شد تا بزرگتر شوند. در بخش آموزش، در بازار کار و یا بحران صندوق های بازنشستگی که هر روز بزرگتر می شود. سنگاپور از لحظه ای که به عنوان یک کشور به استقلال رسید چاره ای نداشت جز اینکه اقدامات فوری انجام دهد. در غیر این صورت ما نجات پیدا نمی کردیم. برای اینکه نجات پیدا کنیم و برای اینکه در دنیا مطرح باشیم ما باید دائما پیشرفت می کردیم و هر زمان به یک مرحله ای از پیشرفت می رسیدیم بلافاصله نگاه ما باید به مرحله بعدی می بود. اگرهدف ما فقط گذران امور می بود و یا فقط می خواستیم در سطح متوسط عمل کنیم به سرعت از گردونه رقابت خارج می شدیم. ما چاره ای نداشتیم جز اینکه هر آنچه انجام می دهیم به خوبی انجام دهیم و هر جا که می شد کارکنیم.اما این تجربه سنگاپور است، شهر – دولت کوچکی که ناگهان به یک کشور تبدیل شد. کشوری بدون منابع طبیعی، بدون داشتن منبع طبیعی آب و انرژی. هند کشوری است پهناور، دارای توانمندیهای عظیم که از تاریخ طولانی آن نشات  می گیرد. موجودیت کشور شما هیچ گاه چون سنگاپور در خطر تهدید نبوده است.
اما هند هم نیاز به احساس فوریت دارد. شما در مسابقه ای علیه جمعیت و در مسابقه ای در برابر ماشین های هوشمند قرار گرفته اید. شما می بایست به سرعت برای جمعیت زیادی از جوانان فرصت شغلی ایجاد کنید. جوانانی که یا وارد بازار کار شده اند و یا به زودی وارد خواهند شد و هند هم مانند سایر کشورها می بایست به سرعت اقدام کند تا از شکاف تکنولوژیک در جامعه اش جلوگیری کند. ما درهر کجای این جهان که هستیم باید از همین لحظه برای تجهیز هموطنانمان به مهارت های جدید گام برداریم. ما می بایست در برابر جایگزینی گروه بزرگی از مشاغل با فن آوری های جدید پیش دستی کنیم. و در مقابل از     فناوری های جدید استفاده کنیم تا کیفیت مشاغل را بالاتر ببریم، بازدهی بیشتری ایجاد کنیم و درآمد بهتری برای قشر وسیع تری از جامعه فراهم کنیم.هند باید با فوریت بیشتری تلاش کند چرا که همچنان کمبودهای عمیقی در تامین نیازهای ابتدایی انسانی دارد. پیشرفت های قابل توجهی در 25 سال گذشته صورت گرفته است و خصوصا در سال های اخیر این حرکت با آهنگ سریع تری تداوم داشته است. اما همچنان کاستی های زیادی در زمینه آب پاک، بهداشت، برق، مسکن، خدمات ابتدایی درمانی و تامین اجتماعی وجود دارد. و این یک چالش اجتماعی عظیم است. لذا دستیابی به رشد اقتصادی بالای 8 درصد طی مدت 20 سال یک امر لوکس نیست. درآمد سرانه هند در دهه هفتاد میلادی با چین در یک سطح بوده است اما اکنون درآمد سرانه هند دو برابر و نیم کمتر از چین است. از این رو حتی در صورت رشد اقتصادی بین 8 تا 10 درصد، با فرض آنکه رشد چین کاهش پیدا خواهد کرد به معنی آن است که حتی پس از گذشت 20 سال درآمد سرانه هند تنها به 70 درصد سطح درآمد سرانه چین خواهد رسید.هیچ دلیلی وجود ندارد که هند نتواند کسری های اجتماعی و اقتصادی گذشته خود را جبران کند. در میان کشورهایی که من تا به حال شناخته ام،هند دارای بزرگترین پتانسیلی است که تا به حال شکوفا نشده است. اما هند در سیاست، جامعه، حکومت و در میان مردم خود نیاز به درک یک فوریت جدی دارد تا بتواند پتانسیل خود را شکوفا کند.اصلاحات در جریانند، و پیشرفت های چشمگیری در برخی زمینه ها انجام شده است. شما اولین زیرساخت دیجیتال و بیومتریک شناسایی هویت جهان را تحت عنوان آدهار (Aadhaar) دارید که بزودی تمامی جمعیت بزرگسال هند را دربر خواهد گرفت. تصویب قانون اصلاح نظام مالیاتی (GST)، چهارچوب جدید سیاست گذاری پولی، پاکسازی    بدهی های معوق در سیستم بانکی و همچنین ساده سازی قانون ورشکستگی از مهم ترین پیشرفت های اخیر بوده است. برنامه های زیرساختی شما با سرعت بالاتری پیش می روند – خصوصا طرح های ساخت بزرگراه ها و      جاده ها، خطوط آهن، طرح های انرژی که شامل انرژی های نو هم می شود و همچنین ساخت و توسعه بنادر.اما مقادیر زیادی از برنامه اصلاحات ناتمام باقی مانده است و آهنگ انجام تغییرات هم می بایست سریع تر شود. فراخوان نخست وزیر مودی را دوباره تکرار می کنیم تحول شتابان، نه تکامل تدریجی.شما در مسیر درستی حرکت می کنید. اما این کافی نیست، باید گلهای بیشتری بزنید و امتیازهای بیشتری بیاورید. این تنها راه هند برای شکوفایی استعدادهای خود در 20 سال آینده و اجتناب از تنش های شدید اجتماعی و آسیب های ناشی از بیکاری گسترده است.
–  چرا درآمد سرانه هند عقب افتاد؟
چرا میزان بازدهی و درآمد سرانه هند پایین تر از چین و برخی دیگر از کشورهای آسیای شرقی است؟ رشد سریعتر در آینده چگونه می تواند تحقق یابد؟ چگونه می توان رفاه و رونق اقتصادی را میان عموم جمعیت به طور گسترده توزیع نمود؟اولا، اقتصاد هند برای صادرات به دنیا تنظیم نشده است. در مقایسه با سایر کشورهای آسیای شرقی این بزرگترین کاستی اقتصادی هند است. هندوستان 16 درصد جمعیت کل جهان را تشکیل می دهد در حالی که 2 درصد صادرات جهان را به خود اختصاص داده است. میزان صادرات شما نسبت به هر فرد تنها یک پنجم سطحی است که در چین یا ویتنام صورت می گیرد. ثانیا، تغییر و جابجایی بسیار محدودی در میان طبقه ای که کشاورزی با بهره وری پایین انجام می دهد صورت گرفته است. ثالثا، مشاغل رسمی در هند رشد بسیار کمی داشته اند. هند در میان اقتصادهای اصلی جهان از کمترین میزان کارمندان و کارگران رسمی در اقتصاد خود برخوردار است. کمتر از 20 درصد کل مردم هند در اقتصاد رسمی کشور شاغل هستند. و این امر مانع رشد بازدهی، آموزش مهارت های جدید، افزایش منظم دستمزدها و فرصت پیشرفتی که بالتبعداشتن شغل رسمی حاصل می شود خواهد بود. رابعا، تعداد بنگاههای بزرگ شما اندک هستند. شما بنگاههای استثنایی دارید، اما به طور کلی در هند فاصله میان تولید و بهره وری در بنگاههای بزرگ در مقایسه با انبوهی از بنگاههای کوچک بسیار زیاد است. این مشکل تنها مختص هند نیست بلکه این شکاف در مقایسه با سایر اقتصادها در هند بسیار عمیق تر است. و این شکاف ما بین بنگاههای پیشرو و بقیه اقتصاد در بازدهی، فن آوری، دانش مدیریت و مهارت شاغلین بسیار مشهود است. ما می دانیم دلایل وجود این وضعیت چیست: قوانین کارهند و قوانین خرید زمین در این کشور بنگاهها را از بزرگ تر شدن و استخدام نیروهای بیشتر منصرف می کند. نهایتا قوانین موجود در حقیقت قانون ضد اشتغال هستند. شما دارید برای حفظ 10 تا 20 درصد افرادی که در اقتصاد رسمی کشور شاغل هستند به بهای از دست دادن 80 درصد دیگر که شغل رسمی ندارند هزینه می دهید.این رویه تنها ضد رشد اقتصادی نیست بلکه ناعادلانه هم هست.این چهار معضل در واقع در هم تنیده اند: نداشتن گرایش صادراتی، جا به جایی محدود طبقاتی از بخش کشاورزی به تولید و خدمات، نداشتن فرصت های شغلی رسمی و فاصله عمیق بازدهی میان تعداد اندکی بنگاه بزرگ در برابر انبوهی از بنگاههای بسیار کوچک.
–  منطق اصلی برای باز کردن اقتصاد
بسیار خوب، پس با این اوصاف چگونه اصلاحاتی لازم است؟ من اینجا فقط می توانم به بعضی از پیشنهادهای کلی اشاره کنم.اولا، هند می بایست با اقتصاد جهانی یک تعامل راهبردی عمیق تری ایجاد کند. و من بی دلیل از لفظ راهبردی استفاده نکردم. این رویکرد تنها به خاطر جبران کسری تراز تجاری و یا اینکه در یک بازی با حاصل جمع صفر چه کشوری برنده است و کدام کشور عقب مانده است اهمیت ندارد. بلکه این رویکرد از این جهت حائز اهمیت است که برقراری یک تعامل راهبردی عمیق با اقتصاد جهانی دینامیک جدیدی را در هند شکل می دهد که همانا یک دینامیک پیشرفت دائمی خواهد بود. بحث صرفا در مورد تقاضای اقتصادی نیست، مثلا اینکه تقاضای داخلی در مقایسه با تقاضای خارجی چه وضعیتی دارد. نکته اینجا است که آنچه در نهایت منجر به رشد بلند مدت می شود رشد بازدهی است نه تقاضای بازار. لذا منطق اصلی برای باز کردن اقتصاد جهانی به خاطر طرف تقاضای اقتصاد نیست بلکه منطق عرضه اقتصاد است که اهمیت دارد. اهمیت این رویکرد راهبردی در این است که دیگر می بایست دائما آموخت و به روز بود. به واسطه تعامل با اقتصاد جهانی می بایست مرتبا خود را با آخرین و بهترین روش ها مطابقت داد. هرگاه خریدار مشخصات جدیدی به کارخانه می فرستد، اگر این درخواست نسبت به درخواست قبلی، تفاوت جزئی داشته باشد نیاز به تطبیق وجود خواهد داشت و این تطبیق به معنای نصب و راه اندازی تکنولوژی های جدیدتر است. و داستان به همین جا ختم نمی شود بلکه قصه بسیار گسترده تر است. داستان در مورد ارتقاء دانش مدیریت، زنجیره تامین، سیستم های منابع انسانی، تامین مالی و تعقیب رقبا در هر نقطه ای از جهان است. منظور از دانش تنها دانش ظاهری نیست بلکه دانش درونی هم هست که در فرآیند مشارکت با اقتصاد جهانی ایجاد می شود و رفته رفته افزوده می شود و اندوخته می شود.داستان در مورد نهادینه شدن دینامیزم است – یادگیری و روزآمدی بی وقفه، و تلاش های مستمر برای جهش و این منطق واقعی پشت باز کردن اقتصاد به جهان است. حتی اگر رشد اقتصاد جهانی کند هم شود منطق باز کردن اقتصاد همچنان پا بر جا است. چرا که حضور بسیار کمرنگ هند در بازارهای صادراتی جهان که کمتر از 2 درصد است به معنای این است که عرصه برای گرفتن سهم بیشتری از این بازارها همچنان باز خواهد بود.
هم اکنون پس از رشد دستمزدها در چین کشورهایی چون ویتنام و دیگر اقتصادهای نوظهور سهم بازار بیشتری خصوصا در زمینه تولیدات کارگر – محور کسب کرده اند.نکته دوم اساسی تر است. به ازای هر میزان تقاضای اقتصادی شما یا می توانید صادرات بالا و واردات بالا داشته باشید و یا صادرات پایین و واردات پایین. اما مهم ترین تفاوت میان این دو حالت نهادینه شدن یک نظم دینامیک است که موجب می شود شما به طور مداوم در حال یادگیری باشید و این آموزش به واسطه تعامل همیشگی با جهان است.منفعت اصلی باز کردن اقتصاد به روی جهان در آموزش و یادگیری میان بنگاهها، افراد و حتی درون خود دولت است. و بکارگیری این روش موجب می شود که هند نه تنها دیگر دنباله رو نباشد بلکه حتی می تواند در زمینه های زیادی سرآمد و پیشرو هم باشد. هند مسیر طولانی را در 25 سال گذشته برای بازکردن اقتصاد خود طی کرده است، اما می بایست برای عبور از فاز بعدی این مسیر تمرکز بسیار جدی تری داشته باشد. شعار “ساخت هند” می بایست به “ساخت هند برای دنیا” تغییر کند. و زمانی که شما بتوانید در سطح جهان رقابت کنید، قطعا می توانید در هندوستانی با بازار باز هم رقابت کنید.رسیدن به این جایگاه با یک راهبرد نصف و نیمه محقق نمی شود. و این را هم میدانم که با بکارگیری راهبردی که از یک سو گرایش صادراتی دارد و از سوی دیگر با استدلال جایگزین کردن واردات بعضی از کالاها اجازه می دهد تعرفه گمرکی آنها بالا باشد نتیجه بخش نخواهد بود.این روش ها دیگر کارساز نیست چون نحوه ای که تولید در دنیای امروز شکل می گیرد از طریق یک زنجیره تامین جهانی است که شامل یک مجموعه پیچیده و به هم پیوسته ای است که زنجیره های تامین اقتصاد جهانی امروز را تشکیل می دهد.شما کشور چین را بعد از اینکه چین در سال 2001 وارد سازمان تجارت جهانی شد در نظر بگیرید. آنها تعرفه واردات را کمتر کردند اما نتیجه ای کاملا متناقض حاصل شد. نهایتا در ساخت کالاهای صادراتی چین از اقلام داخلی بیشتری در اثر این آزادسازی بکار گرفته شد. چرا؟ چون تامین کنندگان داخلی، به علاوه دسته جدیدی از تامین کنندگان بومی، موفق شدند تا به کمک ورودی های با کیفیت بالاتر تولیدات رقابتی تری را ارائه دهند و رشد کنند. از این رو، این نتیجه متناقض حاصل شد، در حالی که تعرفه کالاهای وارداتی پایین تر آمدند، اما در مقابل میزان ساخت داخلی کالاهای صادراتی بیشتر شدند. اما این دستاورد تصادفی نیست. این دقیقا منطق باز کردن اقتصاد به جهان است همان منطق طرف عرضه اقتصاد. پس باز کردن اقتصاد به جهان یک بازی با حاصل جمع صفر نیست. این کار به معنای برد یک کشور در ازای باخت کشور دیگری نیست، بلکه در جان آن، نوآوری و یادگیری مداوم قرار دارد که به بازدهی و درآمدهای بیشتر می انجامد.اما شما برای رسیدن به این مهم می بایست پر شتاب حرکت کنید. تکنولوژی به سرعت در حال تغییر است. در 10 سال آینده، حتی در کشورهای توسعه یافته هم تولید اشتغال بسیار چالشی تر خواهد شد.ماشین های هوشمند، هوش مصنوعی و ابر داده ها می توانند بسیاری از کارهایی را که امروز انسانها در زمینه تولید و خدمات نوین انجام می دهند، عهده دار شوند.اما شما اگر امروز حرکت کنید و خود را به زنجیره های تامین جهانی وصل کنید آنگاه گویی سوار پله برقی از   مهارت ها شده اید که به شما اجازه می دهد تا از فن آوری های جدید بهترین بهره را ببرید، و شغلهای تازه ای ایجاد کنید. ما می بایست همین امروز سوار پله برقی شویم، سوار بر زنجیره های تامین جهانی شویم هم در بخش تولید و هم در بخش خدمات نوین.هندوستان، دچار کمبود توانمندی نیست. اگر نگاهی به فهرست 100 شرکت نوآور مجله (Forbes) امسال           بیاندازید سه تا از آنها شرکتهای هندی هستند: یونیلیور هندوستان (Hindustan Uniliver)، خدمات مشاوره ای تاتا (TCS) و سان فارما (Sun Pharma) و خیلی شرکتهای بسیار نوآور دیگری نیز وجود دارند. آنها از مزیت رقابت بالایی برخوردار هستند و این مزیت محدود به فعالیت های آنها در بازار داخلی هند نیست بلکه در سطح جهانی هم مطرح هستند. حدود 40 درصد از درآمد شرکت سان فارما مربوط به خارج از هند است که عمده آن مربوط به ایالات متحده شود. تخصص این شرکت عموما در تولید داروهای عمومی است. تولید این داروها در 26 کشور جهان انجام می شود و همچنان وزنه اصلی شرکت در هند است. ما در هند شاهد چنین فرهنگ نوآوری و تعالی در زمینه های متعددی هستیم. به عنوان نمونه بخش خدمات درمانی را در نظر بگیرید. شما در هند بالاترین سطح کیفیت خدمات درمانی را با هزینه بسیار نازلتری نسبت به خدمات مشابه در کشورهای پیشرفته جهان ارائه می دهید. جاهایی مانند موسسه علوم قلب و عروق ناریانا (Narayana) و دانشکده پزشکی مسیحی (CMC) با ارائه بالاترین درجه خدمات آموزشی نظام سلامت در ولور(Vellore).
بیمارستان و دانشکده پزشکی دانشگاه ملی سنگاپور همکاری فعالی در زمینه آموزش و پژوهش با CMC در ولور دارند.ما می بایست این فرهنگ پیشرو بودن و نوآورترین بودن را به سایر زمینه ها گسترش دهیم. این فرهنگ یادگرفتن از طریق انجام دادن، و حرکت های جهشی است که نهایتا شما را به رهبری می رساند.
–  یکی کردن اقتصاد هند با اقتصادهای چین و کشورهای حوزه آسه آن
با یکپارچه کردن اقتصادهایمان در آسیا پتانسیل های بسیار بزرگتری نیز وجود خواهد داشت.میان چین و کشورهای آسیای جنوب شرقی درجه بسیار بالایی از تعامل وجود دارد. اما حلقه های ارتباطی با هند بسیار ضعیف تر هستند. کل تجارت میان هند و چین تنها 3 درصد از تجارت میان هند و چین با سایر جهان است. و کل تجارت میان هند و آسیای جنوب شرقی تنها 4 درصد کل تجارت آنها را تشکیل می دهد. لذا فرصت های فراوانی برای توسعه روابط میان هند و کشورهای آسیای جنوب شرقی و همینطور میان هند و کشور چین وجود دارد و این ممکن در هر دو مورد فوق الاشاره بواسطه صادرات بیشتر و همین طور سرمایه گذاری مستقیم خارجی میان کشورها تحقق می یابد.و به خاطر داشته باشید که به احتمال بسیار زیاد آسیا بزرگترین منبع رشد اقتصاد جهانی در آینده خواهد بود. و ما   می بایست از این فرصت بیشترین بهره را ببریم و رشد اقتصادی را از طریق دینامیک طرف عرضه اقتصاد که از یکپارچه سازی اقتصادهایمان نشات می گیرد گسترده تر کنیم و تعمیق بخشیم.
–  اهداف جدید دولت می بایست چگونه اهدافی باشد؟
نقش جدید دولت چیست؟ اهداف جدیدی که بتوانند به دولت انرژی مضاعف بدهند چگونه اهدافی هستند؟در حوزه اقتصادی نقش جدید دولت ابتدا می بایست بر ارتقاء توانمندیها و مهارت هایی باشد که کلیت اقتصاد را رقابتی می سازد. یعنی تعامل با صنعت، همکاری و هماهنگی با هر بخش از صنایع و زنجیره تامین آن در جهت بالابردن سرعت فراگیر دانش فنی و فن آوریهایی که از سوی رهبران هر بخش به کار گرفته شده به سوی سایر واحدهای آن بخش. یعنی یادگیری بیشتر از بنگاههای بزرگ گرفته تا کوچک از خارج گرفته تا داخل کشور. به عبارت دیگر یعنی تاکید روی طرف عرضه اقتصاد.همانطور که نخست وزیر مودی هم تاکید داشتند اصولا چنین رویکردهایی محدود به سیاست اقتصادی نمی شوند. بلکه هیچ اقتصادی نمیتواند قدرتمند باشد و هیچ ملتی نمی تواند قدرتمند باشد بدون آنکه یک جامعه قدرتمند داشته باشد. مهمتر از همه،بزرگترین نقصان هند ضعف در آموزش و فعال نشدن استعدادهای بالقوه مردم این کشور است. اصلاحات گسترده ای برای شکوفا شدن این استعدادها می بایست صورت پذیرد.
–  سرمایه گذاری در سالهای اولیه
اول، روی تحرک طبقات اجتماعی تمرکز کنید. همه جای دنیا این چالش مهم است، خصوصا در هند. اگر ما در 50 الی 60 سال گذشته پس از انجام تجربیات مختلف جهانی برای مقابله با نابرابری در آموزش به یک نکته رسیده باشیم آن هم این است که ما می بایست آموزش را از سالهای آغازین زندگی یک کودک شروع کنیم. در واقع، ما می بایست پیش از تولد کودک دست به کار شویم و آموزش را از مادران شروع کنیم. مراقبت های پیش از زایمان، مراقبت های هنگام زایمان و رسیدگی های ضروری در 18 ماه ابتدای به دنیا آمدن نوزاد بسیار حائزاهمیت است. و به دنبال آن داشتن پیش دبستانی هایی با کیفیت بالا در رشد کودک خیلی موثر است. در این راستا تجربیات خوبی در هند در حال انجام است که بعضا به نتایج مطلوبی هم رسیده است. به عنوان نمونه ابتکار جالبی است که در ایالات مادیا پرادش (Madhya Prodesh) انجام داده اند. منظورم همان مراکز یکپارچه مراقبت از مادران و کودکان است که در سطح روستاها اجرا می شود. این مراکز انگان وادی (Anganwadi) نام دارند و جزئی از برنامه دولتی مراکز خدمات یکپارچه رشد کودک است. به کمک این مراکز تعداد نوزادانی که با کمبود وزن به دنیا می آمدند طی فقط چهار سال یعنی از سال 2005 تا سال  2009 میلادی از 61 درصد به 48 درصد کاهش پیدا کردند. تعداد کودکان کم رشد از 49 درصد به 38 درصد کاهش یافت. و این تجربه نشان می دهد که تغییر امکان پذیر است. من اطلاعات بعد از سال 2009 را در اختیار ندارم اما مطمئن هستم که پیشرفت های زیادی از آن تاریخ صورت گرفته است. اما این تجربه نشان می دهد که بواسطه انجام مراقبت های خاص از مادران و فرزندانشان در سالهای آغازین تولد می توان به دستاوردهای بزرگی دست یافت.
–  اصلاح نظام آموزشی: سازماندهی، ایجاد انگیزه، فرهنگ
پس از سالهای اولیه کودکی این مدارس هستند که در طولانی مدت برای توسعه استعدادهای یک کشور نقش کلیدی ایفا می کنند. من وظیفه دارم به شما بگویم و دوباره تکرار می کنم که به عنوان یک دوست وظیفه دارم بگویم مساله مدارس بزرگترین بحران کنونی کشور هند است و این معضل از سالهای دور وجود داشته است. و این وضعیت به هیچ عنوان توجیه پذیر نیست. حدود 40 درصد دانش آموزان پیش از پایان دبستان ترک تحصیل می کنند. 20 درصد دیگر هم پیش از پایان دبیرستان ترک تحصیل می کنند. دبستانها از کمبود بیش از 700،000 آموزگار رنج می برند و در میان معلمینی هم که به استخدام نظام آموزشی درآمده اند غیبت از حضور در کلاس بسیار شایع است.تعداد زیادی از مدارس از داشتن سرویس بهداشتی مناسب برای دختران محروم هستند. تنها سه چهارم مدارس به آب آشامیدنی بهداشتی دسترسی دارند.لذا چندان تعجب برانگیز نیست که رتبه هند در آزمون PISA سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) که آزمونی است برای سنجش توانایی دانش آموزان در ریاضیات، علوم و مهارت حل مساله در سال 2009 از میان 74 کشور، 73 ام بوده است. پس از کسب این رتبه هند تصمیم گرفت تا از شرکت در آزمون دوره های بعد انصراف دهد.واین وضعیت در کشوری رخ دهد که دارای استعدادهای کم نظیری است. افرادی که به دانشگاههای صنعتی شما چون (I.I.T)1ها (India Institute of Technology)  می روند و یا به دانشگاههای مدیریتی چون (I.I.M)2ها (India Institute of Management) راه پیدا می کنند و هندی هایی که در همه جای جهان مهم ترین شرکتها را اداره می نمایند همگی افرادی درجه اول هستند.راه حل این معضل در نظام جدیدی از اداره سیستم آموزشی است که نیاز به سازماندهی، ایجاد انگیزه و فرهنگ دارد. ما آموزگاران را چگونه باید استخدام کنیم؟ چطور آنها را تعلیم دهیم؟ ما چطور مدیران، سرپرستان معلمین و همه آموزگارانمان را تقویت کنیم؟ چطور آنها را مسئولیت پذیر کنیم؟ چطور به آنها پاداش دهیم؟ چطور کیفیت را در سراسر نظام آموزشی گسترش دهیم به طوریکه آموزش با کیفیت تنها محدود به یک سری مدارس خصوصی آنچنانی نباشد بلکه هر مدرسه ای مدرسه خوبی باشد؟با توجه به ابعاد گسترده و چالش های عظیم نظام آموزشی هند به کارگیری تکنولوژی می تواند بسیار کارساز باشد. به کمک نوآوری های فن آورانه هم می توان کیفیت بالای آموزشی را توسعه داد و هم آن را به دور افتاده ترین نقاط کشور رساند. به کمک تکنولوژی می توان به تعلیم معلمان کمک کرد، حضور و غیاب آموزگاران را رصد کرد و عملکرد آنها را کنترل نمود. برخی از دستاوردهای بخش خصوصی هند در حوزه فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) به طور تجربی در بعضی مدارس هم آزمایش می شود. جاهاییکه این تجربیات جواب مثبت داده است می توان آن تجربیات را در مقیاس وسیعتری با گذشت زمان به کل نظام آموزشی تعمیم داد.
–  مهار عدم تناسب شدید میان نظام آموزشی و نیاز بازار کار
حالا ما به سراغ نظام آموزش عالی می رویم. در اینجا چالش عدم تناسب شدید میان مهارت های فرا گرفته شده توسط دانش آموختگان و فارغ التحصیلان سطوح مختلف آموزش عالی با نیازهای واقعی کارفرمایان و بازار کار چالش اصلی است.این مساله در هند بسیار شناخته شده است. اما این معضل منحصر به هند نیست بلکه در سراسر جهان شایع است. ما در کشورهایی چون ایالات متحده، بریتانیا، اروپا، چین، ژاپن، کره و تایوان شاهد مازاد تولید فارع التحصیلان دانشگاهی هستیم که سالانه تعداد انبوهی از آنها از نظام آموزش عالی خارج می شوند اما مهارت های مورد نیاز بازار کار را ندارند.ما آموزش را چه در دوران ابتدایی و متوسطه و چه در سطح آموزش عالی بیش از حد آکادمیک محور کرده ایم. در ایالات متحده بیش از 40 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی رو به مشاغلی می آورند که اصلا نیازی به داشتن مدرک دانشگاهی برای انجام آنها نیست و این اتفاق بعد از صرف منابع قابل توجه مالی خانواده ها برای کسب چنین مدارک دانشگاهی اتفاق می افتد. در هند، حتی فارغ التحصیلان با درجه دکترا برای یک شغل ساده دولتی که اصلا نیاز به مدرک دانشگاهی هم ندارد متقاضی می شوند.ما می بایست سمت و سوی نظام آموزشی را طوری تغییر دهیم که تمرکز آن روی مهارت هایی باشد که در دنیای واقعی نیاز به آن وجود دارد. و این رویکرد تنها به منظور یافتن یک راهکار کوتاه مدت برای حل معضل اشتغال نیست بلکه به این وسیله شما می توانید استعداد بخش بزرگی از جمعیت را رشد دهید و آنها می توانند با بالا رفتن از پلکان مهارت آموزشی حتی پس از فارغ التحصیلی به آموختن مهارت های جدیدتر ادامه دهند. شما به کشور سوئیس نگاه کنید، آنها بهترین نمونه موفقیت از راه نظام آموزشی مهارت محور هستند. در این زمینه، سنگاپور هم مثال خوبی است. ما همچنان جوانان زیادی را داریم که حتی پس از فارغ التحصیلی وارد دوره های کاربردی و یا آموزش های مهارت-محور می شوند. حتی در یک اقتصاد پیشرفته چنین روشهایی مورد نیاز است. بن بستی برای یک فرد وجود ندارد. بلکه این روش مسیری است برای یادگیری دائمی و ارتقاء شغلی افراد.ما باید این جابجایی بنیادین را انجام دهیم. هنوز خیلی دیر نشده است و این تغییر مسیر در کشورهایی که همچنان در حال گسترش نظام آموزشی خود هستند آسان تر است. ما می بایست از نظام آموزشی بیش از حد آکادمیک کنونی، حتی در دانشگاههایمان عبور کنیم و به یک نظام آموزشی جدیدی برسیم که پلهایی میان فضای آکادمیک و دنیای واقعی ایجاد می نماید. و هند هم مانند بسیاری از کشورها می بایست آموزش های فنی – حرفه ای خود را توسعه دهد تا بخش بزرگی از جوانان آن به مهارت های لازم برای فعالیت سازنده در یک اقتصاد باز و دینامیک مجهز شوند.توسعه مهارت ها یکی از ارکان اصلی مشارکت راهبردی میان هند و سنگاپور است که توسط نخست وزیرهای دو کشور در ماه نوامبر سال گذشته با توافق طرفین به امضاء رسید. مرکز مهارت آموزی در بالاترین کلاس جهانی که ما سال گذشته در دهلی ایجاد کردیم امروز برای 400 نفر ظرفیت بیش از 2000 متقاضی دارد. دومین مرحله از همکاریهای ما در زمینه توسعه مهارت ها مرکز عالی تعلیم گردشگری است که طی سفر نخست وزیر لی سین لونگ (Lee Hsien Loong) در اکتبر سال آینده در شهر اودیپور(Udaipur) راه اندازی خواهد شد. به علاوه ما در هر حال امکان سنجی احداث مرکز مهارت آموزی جدیدی در شمال شرق هند در منطقه اسام (Assam) هستیم.
یادگیری پیوسته در طول زندگی: یک چالش جهانی
در پایان، رشد و توسعه سرمایه انسانی تنها محدود به 18 یا 22 سال اول زندگانی افراد نیست بلکه می بایست در طول مدت زندگی هر فرد ادامه یابد.مهم ترین اولویت اجتماعی و اقتصادی ما در سنگاپور توسعه یادگیری مستمر در طول زندگی افراد است. ما به این رویکرد می گوییم “آینده-مهارت”. ما می بایست صرف نظر از شغل هر فرد شرایطی را فراهم آوریم که به او در طول مدت کاری اش یادگیری و آموزش های جدید تزریق شود. شما ممکن است یک پزشک باشید، یا یک تکنسین، یک سر آشپز و یا فردی که در بخش نگهداری ساختمانها فعال است. به هر حال تکنولوژی در  حال تغییر است. نیازهای بازار هم دائما در حال تغییراند. و ما هم به عنوان افراد جامعه می بایست در طول زندگی مان دائما خود را بروز نگه داریم. یادگیری مستمر در طول زندگی عرصه کاملا جدیدی از آموزش است که می بایست توسعه یابد. یعنی دیگر نباید ذهن افراد را با تجمیع آموزش در 18 یا 22 سال اول عمرشان پر کرد. و مهم تر اینکه نباید کسب دانش را محدود به این دوران نمود بلکه می بایست این قابلیت را در افراد ایجاد نمود که هر کس در هر مرحله از زندگی خود بتواند چیز تازه ای بیاموزد. ما باید زیر ساختی را ایجاد کنیم که هر فرد بتواند چه در محل کار، چه در خانه، چه در نزدیکی محل سکونت و یا حتی با برگشتن به مدارس در حال یادگیری دائمی باشد. این یک مسیر جدید و بسیار مهم برای ما در سنگاپور است. و این یک چالش جدیدی است که هر کشوری با آن روبرو است.
تقویت شهرها
شهرها نقش کلیدی در دستیابی به اهداف جدید دولت ها ایفا می کنند. در کشورهایی چون هند که وسعت آنها به اندازه یک قاره است این نقش بسیار پررنگ تر است. شهر ها کوره های ساخت نوآوری و فراگیری هستند. چرا نوآوری؟ چون در شهرهاست که شما می توانید رابطه نزدیک کاری میان دولت، شرکت ها، مبتکرین، دانشگاهها ومدارس داشته باشید و این تعامل است که به نوآوری و پیشرفت دائمی می انجامد. چرا فراگیری؟ چون در شهرهاست که شما می توانید برای همه فرصت ایجاد کنید و ارتقاء طبقات اجتماعی را تحرک ببخشید. و در شهرها است که ما مشارکت فعال شهروندی را داریم و           می توانیم با حداکثر استفاده از فن آوری های هوشمند ارتباط نزدیکی با دولت و اداره جات محلی ایجاد کنیم.ما تنها از طریق تقویت شهرها می توانیم به این جایگاه دست یابیم. می بایست به شهرهایمان این مسوولیت را واگذار کنیم تا تصمیمات شهری را خودشان اتخاذ کنند، می بایست استقلال مالی داشته باشند و در مقابل این اختیارات پاسخگو و مسوول باشند. می بایست فضایی هم برای رقابت میان شهرها ایجاد شود. رقابتی برای اینکه کدام شهر بهترین مکان برای کار، نوآوری و همین طور برای زندگی است. در این زمینه هم، سنگاپور آمادگی دارد تا با هند در مسیر هوشمندسازی شهرهایش همراه شود. فارغ از همکاریهای تجاری، ما با راه اندازی برنامه مدیریت شهری در آوریل امسال تجربیات و دانش خود را در اختیار ایالت های هند قرار می دهیم. این برنامه با همکاری 115 تن از مسوولین هفت ایالت، بنیاد تماسک (Temasek)، سازمان همکاریهای سنگاپور در تعامل با نهاد ملی ایجاد تحول در هند (NITI Aayog) در جریان است. هدف از این برنامه ها در اختیار قراردادن تخصص و تجربیات سنگاپور در حوزه هایی چون، مدیریت آب و فاضلاب، مسائل زیست محیطی و برنامه ریزی اجتماعی شهری است و یا به عبارت دیگر آموختن روش هایی است که به کمک آن شهرها قابل زندگی تر، فراگیرتر و در عین حال مراکزی برای نوآوری بیشتر خواهند بود.
–  تبدیل فرهنگ اجتماعی و سیاسی به یک نیروی ترقی خواه
در مورد ساختن فرهنگی که ما را برای دستیابی به اهدافی که در تامین آینده مان بالاترین نقش را ایفا می کنند صحبت کنیم. نخست وزیر مودی هم راجع به این موضوع صحبت کردند.نهایتا حوزه ای که می بایست در آن پیشرفت کنیم نه فقط در بودجه خلاصه می شود و نه محدود به پیاده کردن  برنامه های مختلف است. بلکه در نهایت مهمترین حوزه، پیشرفت در فرهنگ اجتماعی و سیاسی است. زمانی که ما فرهنگ درستی داریم خود این فرهنگ به یک نیروی ترقی خواه تبدیل می شود. برای تبیین این موضوع به دو مورد اشاره می کنم.
نمونه اول، فرهنگ اجتماعی است که در پی برنامه ریزی شهری به دست می آید. مثال سنگاپور را در نظر بگیرید. 85 درصد جمعیت ما در محله هایی زندگی می کنند که دارای مسکن دولتی است. این محله ها برای تعامل و یکپارچگی بیشتر اجتماعی میان خانواده های فقیرتری که در کوچکترین آپارتمانها زندگی می کنند و اقشار مرفه تر که در آپارتمانهای بزرگتر ساکن هستند طراحی شده است. فاصله این آپارتمانها از هم به اندازه یک سنگ پرتاب کردن است. همه این محله ها دارای امکانات مشترک هستند – پارک های عمومی، زمین های بازی، در بعضی مناطق رودخانه های مشترک، غذاخوری ها و به طور کلی همه چیز میان آنها مشترک است و هیچ دیوار و دروازه ای در میان نیست.و این یعنی اینکه ما شهری را بوجود آورده ایم که در آن هیچکس احساس نمی کند در یک محله ضعیف تر زندگی   می کند. ما به اصطلاح پایین شهر نداریم. ما در سنگاپور خانواده های ضعیف داریم، اما به هیچ وجه حتی یک محله ضعیف هم نداریم. که مانند وضعیت امروز ایالات متحده و اروپا مشکلات آنقدر به سرعت روی هم جمع شوند که دیگر حل کردن آنها بسیار دشوار به نظر بیاید.و این رویکرد یک مزیت دیگری هم برای ما دارد که از منظر اقتصادی خیلی مهم است. قیمت خانه ها در میان     خانه های اقشار فقیرتر و برخوردارتر به یک اندازه رشد می کنند. و ما به صورت رایگان به این دستاورد رسیده ایم بدون آنکه مرتبا از بودجه های دولتی هزینه کنیم و یا یارانه ای پرداخت کرده باشیم. بلکه صرفا از طریق     یکپارچه سازی مردم بواسطه برنامه ریزی اجتماعی شهری.مهم تر از همه اینکه این سیاست یک فرهنگ آرامش و آسایش را میان همه مردم ایجاد کرده است و این در سنگاپور که یک جامعه چند نژادی است و در جهان دارای بالاترین تنوع ادیان است یک دارایی بسیار ارزشمند است. ما به یک فرهنگ اعتماد و همگونی اجتماعی رسیده ایم که به مردم ما این امکان را می دهد تا برای مدت طولانی بتوانیم با هم کار کنیم. و این نکته ما را به مثال دوم می رساند. همانطور که پیشتر تاکید کردم ما برای حل کردن مشکلاتمان به درک نوعی فوریت نیاز داریم. علاوه بر این درک ما به یک نوع جهت دهی بلند مدت نیز احتیاج داریم. به یک نگاه     دوراندیشانه ای که موجب شود همین الان سرمایه گذاری کنیم و با فداکاری امروز شاهد زندگی بهتری در آینده باشیم. دوراندیشی امری بسیار اساسی در دستیابی به مهمترین اهداف ما است. کوتاه نگری دشمن تحرک طبقات اجتماعی است. چه در سرمایه گذاری در امر مراقبت های پیش از تولد، سالهای اولیه کودکی، و چه در بازسازی مدارسمان و یا اصلاح نظام آموزشی ما به گذشت حداقل 2 یا 3 دوره انتخاباتی نیاز داریم، پیش از آنکه نتیجه ای حاصل شود.اما متاسفانه این نگرش دوراندیشانه در هیچ کجای دنیا به صورت طبیعی در جامعه و سیاست وجود ندارد. در      دهه های گذشته در اغلب کشورهای پیشرفته افق های سیاسی به واقع کوتاه و کوتاهتر شده اند. و در چنین وضعیتی آنچه امروز وعده داده می شود هزینه هایش فردا پرداخت خواهد شد. راه حلهایی که امروز نیاز به کمی فداکاری داشته باشند به آینده موکول می شوند.
در اغلب کشورهای پیشرفته فرهنگ سیاسی کوته نگر قلب مشکلات این کشورهاست که طی گذر زمان جمع شده است. ما می بایست به گونه ای فرهنگ اجتماعی و سیاسی خود را تکامل بخشیم که در مقابله با چالش های امروز و فردایمان که چالش های واقعی هستند به جای آنکه موجب سردرگمی ما شود برای ما یک دارایی ارزشمند باشد.
زمانی که مردم به سیاستمدارانی اعتماد می کنند که وعده های کوتاه مدت نمی دهند بلکه به دنبال راه حلهای     ریشه ای و بلند مدت هستند و زمانیکه مردم به سیاستمدارانی که قولهای کوتاه مدت می دهند دیگر اعتماد نمی کنند، آنگاه ما به یک فرهنگی می رسیم که بزرگترین سرمایه ما برای ساختن آینده خواهد بود.
در سنگاپور هم همیشه چنین فرهنگی وجود نداشت بلکه ما در طول زمان آن را توسعه دادیم. شما امروز در سنگاپور نمی توانید وعده های کوتاه مدت و راه حلهای آسان ارائه دهید بدون آنکه رای دهندگان به شما با دیده تردید نگاه کنند. حالا از هر جناح و حزبی هم که می خواهید باشید. و ما می بایست بهترین کوشش خود را بکار گیریم تا این فرهنگ همین طور باقی بماند.
لذا توسعه و حفظ فرهنگی که نگاه بلند مدت و دوراندیشانه دارد در مرکز چالش هایی که ما در سراسر جهان با آن مواجه هستیم قرار دارد. ما می بایست تمام تلاش خود را بکار گیریم تا این فرهنگ را پرورش دهیم، از طریق آموزش همه نسل های جوان، از طریق رسانه ها و از طریق جامعه مدنی و همین طور از طریق سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهمترین مطالب

آخرین مطالب

پربیننده‌ترین مطالب

بایگانی شمسی

لیست پخش