روسیه در اوکراین در جستجوی چیست ؟

 

 

بعد از چند ماه حدس و گمان و تهدید و هشدار  سرانجام ولادیمیر پوتین رییس جمهور ۷۰ ساله روسیه  میدان بازی را بدست گرفت و  با صدورفرمانی به نیروهای نظامی روس دستور داداز چهار جبهه به اوکراین حمله کنند تا به تعبیر خودش حالا که از درگیری نظامی گریزی و گزیری نیست مشت اول را او به کشورهای متخاصم وارد کند. هرچند جنگ به هر بهانه ای امری ناپسند و مذموم و محکوم کردنی است اما از منظر واقع گرایی باید ریشه ها و ابعاد جنگها را شناخت تا جلو ریشه دواندن انها و بروز جنگهای جدید گرفته شود.

برای درک تصمیم روسیه برای حمله به اوکراین باید به چند مساله توجه کرد:

  • ریشه خصومت روسها نسبت به اوکراین به ۷۰ سال قبل و جنگ جهانی دوم باز می گردد زمانی که اوکراینی ها با روی باز از ارتش هیتلری استقبال کردند و بدون هیچ مقاومتی راه نازی ها را برای حمله به روسیه هموار نمودند و روسیه بعد از بالغ بر ۲۰ میلیون کشته ، توانست نقشه هیتلر را برای تصرف روسیه ناکام بگذارد. بی دلیل نیست که پوتین دیروز یکی از اهداف حمله به اوکراین را نازی زدایی و نظامی زدایی اعلام کرد. پوتین اقدام اوکراینی ها در اوایل دهه ۱۹۴۰ قرن گذشته را خیانت به استالین نمی داند بلکه خیانت به روسیه می داند. پوتین فردی است که برای سیاست مداران روس در دوره های تزاری و شوروی سوسیالیستی احترام قایل است حتی اگر به  انها نقد جدی داشته باشد. از پوتین نقل شده که هر کس روسیه دوران تزاری را فراموش کند قلب ندارد و هر کس روسیه دوران شوروی را فراموش کند عقل ندارد.
  • اوکراین برای روسیه اخرین سنگری است که اگر از جانب غرب فتح شود دیگر روسیه در شرق اروپا و منطقه تمدنی اسلاو ها هیمنه و ابهتی نخواهد داشت . اما ماجرا چیست ؟ ماجرا به به استقلال اوکراین از شوروی در سال ۱۹۹۱ باز می گردد. اقتصاد اوکراین بعد از استقلال رو به فروپاشی رفت و تا سال ۱۹۹۴ هر روز وخیم تر شد تا اینکه لئونید کوچمای متمایل به مسکو و مورد حمایت روسیه بر سرکار امد و با سیاستی مدبرانه و متوازن از سویی اقتصاد اوکراین را از سقوط نجات داد و ازسویی درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را ارایه داد و سخنی از پیوستن به ناتو مطرح نکرد تا مبادا خرس روسی به خروش اید. اگر سیاستمداران بعد از کوچما هم مانند او مدبرانه  و متوازن عمل می کردند امروز شاهد جنگ در اوکراین نبودیم . یک قاعده در سیاست و روابط بین الملل وجود دارد همیشه فقر و جنگ و تجریم ریشه در حماقت یک سیاست مدار یا عده ای ابله دارد که نام سیاست مدار را یدک می کشند. در کشوری که عقلا حکومت کنند جنگ و فقر و تبعیض و فساد نیست .روسیه از سال ۲۰۰۴ به بعد یعنی ۱۸ سال قبل متوجه حرکت خزنده غرب بویژه امریکا برای نزدیک شدن به مرزهای روسیه شد. خوب است بدانید اوکراین تا روسیه فقط  ۶۰۰ کیلومتر فاصله دارد مسافتی در اندازه فاصله تهران تا یزد.  ناتو بعنوان پیش قراول ترکتازی غربی ها در سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۲۰ یعنی در حدود ۲۳ سال به تدریج و با پیوستن کشورهایی مانند جمهوری چک و مجارستان و بلغارستان و دیگر کشورها به مرزهای روسیه نزدیک شد در حالی که طبق معاهده مینسک غربی ها قول داده بودند چنین نکنند.  دو انقلاب مخملی در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۱۴ نیز دست غربی ها را برای مسکو رو کرد و همین مساله منجر به تصرف منطقه کریمه در سال ۲۰۱۴ شد .بهر حال صبر روسها بعد از ۲۰ سال به سرامد و با حمله به اوکراین اقدامی پیش دستانه برای پیشروی ناتو انجام دادند. اگر متهم به طرفداری از روسیه و پوتین نشوم می توانم بگویم وقتی پوتین می گوید  حمله به اوکراین تدافعی است می توانم با نگاه با تاریخ با او همدلی کنم یعنی حرف او را بفهمم بدون اینکه کار او را تایید کنم.
  • اوکراین نه تنها از نظر جغرافیایی سیاسی و امنیتی و هویتی و فرهنگی برای روسیه خط قرمز محسوب می شود بلکه از نظر جغرافیایی اقتصادی نیز غیر قابل چشم پوشی است . در مقام قیاس می توان اهمیت جایگاه جزایر خلیج فارس برای ایران را با اوکراین برای روسیه مقایسه کرد. اوکراین گلوگاه انتقال گاز روسیه به اروپاست ۲۵ کشور اروپایی در زمستان برای نیازهای اساسی خود وابسته به گاز روسیه هستند که همه خطوط لوله انتقال گاز از اوکراین می گذرد. طبیعی است که مسکو اجازه ندهد سلطه و نفوذ خود را در این کشور از دست ندهد. بویژه مناطق شرقی اوکراین یعنی دونتسک ؛ خارکیف؛ لوهانسک و کراماتورسک و ماریوپل برای روسیه اهمیت بیش از اندازه ای دارد.به گونه ای که پیش بینی می شود روسیه در این مناطق مانند کریمه دولت خود مختار وابسته به روسیه  ایجاد کرده و موجب تجزیه اوکراین شود.
  • اما ایا این جنگ طولانی مدت خواهد بود؟ پاسخ منفی است زیرا توازنی بین قدرت نظامی روسیه و اوکراین وجود ندارد و غربی ها که چنین مخمصه ای برای کیف ایجاد کردند حاضر به مداخله به نفع اوکراین نیستند. روسیه هم بعد از قدرت نمایی و احتمالا تجزیه اوکراین و زمینه سازی برای روی کار امدن سیاستمدار متمایل به مسکو از خاک این کشور خارج خواهد شد.
  • و اخرین مطلب اینکه چرا ایران سیاست کژدار و مریزی در قبال حمله روسیه به اوکراین اتخاذ کرده که موجب انتقادهایی شده است . پاسخ این است که ایران در هر منازعه ای که یک طرف ان غرب باشد بطور خودکار طرف جبهه متخاصم علیه غربی را می گیرد و در این مساله فرقی بین روسیه و چین و ونزوئلا نیست . غرب ستیزی جوهره سیاست خارجی ایران است . اما در وضعیت کنونی که مذاکرات وین در شرف حصول نتیجه است ایران به حمایت روسیه بیش از همیشه نیاز دارد که ویدیوی منتشر شده از علی باقری کنی در وین خطاب به مقام روس گویایی همین رویکرد است . همچنین سفر ابراهیم رییسی به مسکو و حواشی ان .هر گونه موضع گیری از جانب ایران علیه مسکو می تواند زمان حصول توافق را ماهها به عقب انداخته و این برای اقتصاد شکننده ایران غیر قابل تحمل است .
  • متن صونی این تحلیل را در لینک زیر بشنوید

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مهمترین مطالب

آخرین مطالب

پربیننده‌ترین مطالب

بایگانی شمسی

لیست پخش