حاشیه ای بر دین گریزی در دانشگاه‌ها به بهانه تجاهر به روزه خواری در ماه رمضان

روزه خواری گسترده دانشجویان در ماه مبارک رمضان به دلایل موجه و ناموجه ؛ سوژه بسیار جالبی برای تحلیل نتایج نامبارک سیاست های غلط فرهنگی کشور در ۴۰ سال گذشته است. چند روزی است در چند دانشگاه و اطراف آن گشت و گذاری تحقیقی داشتم . برای نمونه می توانم از دانشکده های مهندسی و معماری و علوم دانشگاه آزاد واحد نیایش در منطقه پونک مثال بزنم .آنچه مشاهده کردم این است که برخلاف گزارش های رسمی و شعارهای تبلیغاتی؛ متاسفانه فضای دین گریزی بویژه در حوزه تکالیف شرعی و التزام به احکام شرعی و فقهی در نسل جدید جوان کشور بویژه دانشجویان شایع و غالب است و مسوولانی که ذره ای در این امر تردید دارند در همین ماه مبارک برای رضای خدا هم شده از پشت میز و کنج دفتر بلند شده و با امثال بنده هم قدم شوند تا در چند دانشگاه بطور عادی قدم بزنیم و با جوانان بویژه دانشجویان صحبت کنیم تا آشکار شود آنچه در تریبون های رسمی و گزارش‌های جعلی پنهان می ماند. برجسته کردن رفتار اقلیتی از دانشجویان که در مراسم و مناسک مذهبی حضور پررنگ دارند در رسانه ها واقع نمایی نیست بلکه رهزن حقیقت است . اینکه تعداد محدودی از جوانان و دانشجویان مانند نسل ما باورهای عمیق به آموزه های دینی زندگی می کنند یک واقعیت است اما تعمیم ان به کل فضای دانشگاهی یک پروپاگاندای فریبنده است .
اما نکته جالب اینجاست که دانشگاه‌ها بخاطر تبعیت از سیاستهای اعلامی که با واقعیت هیچ نسبتی ندارد با ایجاد محدودیت های گسترده برای دانشجویان به ظاهر وظیفه خود را انجام داده اند و این سیاست غلط موجب شده که در اطراف دانشگاهها و در کوچه ها و جلو منازل مردم و داخل خودروها و لابلای شمشادها صدها دانشجوی دختر و پسر بیچاره و بی پناه آب و سیگار و ساندویچ و نوشابه و ….بدست در حال روزه خواری هستند و گاه تجاهر به حرمت شکنی هم می کنند و از تذکر عابران خشمگین می شوند و گاهی از این رفتار اعتراض گونه حس خوب و مقاومت گونه ای هم به آنها دست می دهد. بگذریم که در این صحنه ها هم شأن دانشجو خدشه دار می شود هم حقوق عمومی نقض شود و هم محیط زیست و فرهنگ عمومی زشت و منحرف نمایش داده می شود و البته مدیران نظام آموزشی و فرهنگی دل خوش به این هستند که روزه خواری در فضای دانشگاه ممنوع است و در پلاکاردهای فرمایشی فرارسیدن ماه رمضان را تبریک گفته اند. نتیجه اینکه اگر انحراف از سیاستهای رسمی در داخل و فضای رسمی دانشگاه بروز و ظهور یابد به مراتب قابل اصلاح تر از پخش شدن قبح آن در فضای جامعه است . این سیاست پخش کردن منکرات در جامعه برای در معرض دیدنبودن در فضاهای رسمی مصداق‌های فراوانی دارد که ذکر آنها در این مجال میسر نیست .این دوگانگی های برآمده از ریا و لاپوشانی واقعیات ؛در بسیاری از بخش ها وجود دارد که با روح اسلام و حتی انقلاب ناسازگار است اما از آنجا که تامین کننده منافع نامشروع عده ای است به هنجاری ناصواب تبدیل شده است و مثل خوره نظام آموزشی و پرورشی و فرهنگی کشور را از درون پوسیده کرده است . همین انحراف در شکاف بین سیاستهای اعلامی و اعمالی کشور هم هست . در بسیاری از بخش ها در اعلام سیاست ها ؛ ملاحظات عقلانی و بین المللی و حقوق بشری در نظر گرفته می شود اما چون به خلوت می روند در اعمال سیاستها آن کار دیگر می کنند .مثلا می گویند ورود زنان به ورزشگاه مانعی ندارد اما در پشت پرده به انواع حیل متوسل می شوند تا زنان وارد استادیوم نشوند و گاهی هم مانند ماجرای مشهد تشت رسوایی از بام می افتد و قس علی هذا ….
شاید این تذکرات در بین مسوولان گوش شنوایی نداشته باشد و راه ترکستان برای آنها جذاب تر باشد اما خوب است بدانند که در این نوع مواجهه با مسایل فرهنگی در جامعه هیچ خیر و صلاح و صواب و ثوابی نیست و روز به روز ارزشهای دینی و اخلاقی و انسانی را در جامعه ایران کمرنگ تر می کند و ساختارهای رسمی را ریا پرور و مروج دروغ و ناراستی می کند و در این ساختار نمی توان از جامعه و مردم انتظار داشت که به قانون و هنجارها و ارزشها احترام بگذارند چه برسد که ملتزم باشند . زیرا در چنین ساختاری بی االتزامی به ارزشهای رسمی نوعی زیرکی و هوشیاری و مقاومت مسالمت آمیز تلقی می شود.
فاعتبرو یا اولی الابصار

@andishkadeye_kherad

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مهمترین مطالب

آخرین مطالب

پربیننده‌ترین مطالب

بایگانی شمسی

لیست پخش