دیپلماسی ایران باید خود را با واقعیت‌های عینیِ منطقه هماهنگ کند

“امیر دبیری مهر”، پژوهشگر و کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است که: «اگر به سِمت دو عضو دولت بایدن که مشاوران یا نمایندگان دولت آمریکا هستند و به تازگی به عربستان سفر کرده اند نگاه کنیم، یکی از آن‌ها هماهنگ کننده خاورمیانه و شمال آفریقای دولت بایدن است و دیگری مشاور وزیر خارجه این کشور در امور انرژی، تا حدودی می‌توان فهمید که اهداف اصلی این سفر چه هستند. من به طور خاص در این رابطه ۵ محور را شناسایی می‌کنم».

این کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: «در این راستا، یکی از اهداف این سفر، زمینه سازی جهت سفر احتمالی بایدن رئیس جمهوری آمریکا در اواخر ماه ژوئن به اسرائیل و عربستان است. در واقع وی یک سفر خاورمیانه‌ای دارد که مهمترین مقاصد احتمالی آن اسرائیل و عربستان هستند. سفری که به ویژه به عربستان به احتمال زیاد انجام خواهد شد.

دوم اینکه، قطعا زمینه سازیِ بهبود و عادی سازی روابط اسرائیل و عربستان در چهارچوب توافقِ گسترده ترِ ابراهیم، در دستورکار این سفر است. در واقع، با عادی سازی روابط عربستان با اسرائیل، ما عملا شاهد مناسبات جدیدی در منطقه خاورمیانه خواهیم بود که در نوع خود تا حد فراوانی به سیاست خارجی ایران نیز ارتباط پیدا می‌کند. من فکر می‌کنم بایدن با یک نقشه و طرح مشخص، سفر خاورمیانه‌ای خود را که از اکنون زمینه‌سازی‌های آن انجام می‌شود، به پیش خواهد برد.

نکته سوم در مورد سفر اخیر مقام‌های آمریکایی به عربستان این است که آمریکایی‌ها از طریق عربستان سعی دارند تا فشار بیشتری را بر ایران جهت احیای توافق برجام وارد کنند. البته این اِعمال فشار به ایران از طریق عربستان به این معنا نیست که عربستان واسطه شود (در امر تشدید فشار علیه ایران)، خیر. روابط ایران و عربستان هر زمان که بهبود یابد، زمینه‌های تنش در منطقه کاهش می‌یابد و در عین حال زمینه‌های ناامنی و حضور بیگانگان در منطقه نیز کاهش می‌یابد. در نقطه مقابل اگر روابط آن‌ها پُر تشن باشد، شاهد اوج گیری تنش‌ها و تقویت حضور بیگانگان و سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی بویژه غربی در منطقه خواهیم بود. از این رو، انتظار می‌رود که در چهارچوب سفر اخیر مشاوران و نمایندگان دوت بایدن به عربستان و همچنین سفر آتی خودِ بایدن به عربستان، آمریکایی‌ها امتیازاتی را به عربستان بدهند که اعطای این امتیازات، در نقطه مقابلِ منافع ایران خواهد بود. مساله‌ای که به شکیل غیرمستقیم ایران را تحت فشار قرار می‌دهد. امیدواریم که تا قبل از انجام شدن سفر بایدن به عربستان، سیاست خارجی ایران ازموضع انفعال خارج و با تصمیم گیری هایِ درست، زمینه‌های در بن بست قرار گرفتن کشور را از بین ببرد.

نکته چهارم به مساله انرژی و درخواست آمریکا از عربستان جهت افزایش تولید نفت مرتبط است. این مساله به ویژه با توجه به شرایط جاری در قالب “جنگ اوکراین” و افزایش قابل ملاحظه قیمت نفت و تحریم روسیه به عنوان یکی از تولید کنندگان اصلی نفتِ جهان، از اهمیت زیادی برخوردار است. در واقع، آمریکایی‌ها سعی خواهند کرد تا سعودی‌ها را قانع به افزایش تولید نفتشان کنند تا از این طریق هم قیمت نفت پایین بیاید و هم تورم تحمیلی به اقتصاد آمریکا کاهش یابد و در عین حال، پشتوانه اقتصادی دولت روسیه نیز تا حد زیادی تضعیف شود؛ و در نهایت نکته پنجم و آخر که در رابطه با سفر اخیر نمایندگان دولت آمریکا به عربستان و سفر احتمالی آتی بایدن به این کشور باید مد نظر قرار گیرد، تعیین تکلیف دو جزیره “تیران” و “صنافیر” است که دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل می‌سازند و موقعیت راهبردی دارند. از سال ۱۹۷۸ و انعقاد پیمان “کمپ دیوید”، حاکمیت این جزایر به عهده مصر است یعنی از نظر نظامی به مصر وابسته هستند، اما از نظر اداری به عربستان».

دبیری مهر افزود: «در این راستا، اسرائیلی‌ها سال هاست که خواستار آن بوده اند تا حاکمیت این جزایر کلا به عربستان واگذار شود و اگر اسرائیل و عربستان روابطشان بهبود بیابد، نگرانی‌های اسرائیل نسبت به این جزایر به کل از بین می‌رود. از این رو، این جزایر به این دلیل از اهمیت برخوردار هستند، زیرا تنها مسیر کشتیرانی به بندر ایلات در جنوب فلسطین اشغالی از همین مسیرِ جزایر مذکور است. ظاهرا توافق شده تا این جزایر به عربستان واگذار شود و ما به ازای آن، پول هنگفتی به کشور مصر پرداخت شود. اسرائیل و عربستان با این قضیه موافقند وآمریکایی‌ها در پشت صحنه در حال راضی کردن مصری‌ها هم هستند و ظاهرا که آن‌ها را نیز راضی کرده اند. این پنج دلیل، محرک‌های اصلی سفر اخیر نمایندگان دولت بایدن به عربستان و سفر احتمالی آتی بایدن به عربستان هستند.»

امیر دبیری مهر گفت: که «این سفر به نفع ایران نخواهد بود و ایران را در انزوای بیشتر قرار خواهد داد. زمینه فشار بیشتر بر ایران را نیز چه در زمینه تحریم‌ها و چه فروش نفت و همچنین مسائل امنیتی و نفوذ بیشتر اسرائیل در منطقه خلیج فارس فراهم خواهد کرد. واقعیت این است که این نکته که ایران بخواهد صرفا این اقدامات و دیگر اقداماتِ شبیه به آن را محکوم کند، به هیچ عنوان گره‌گشا نخواهد بود و اقداماتی صرفا تبلیغاتی است. »

وی در ادامه افزود: «اینجا دیپلماسی و دیپلمات‌ها و دستگاه دیپلماسی و امنیتی کشور باید بسیار فعالانه عمل کنند و در این تغییر و تحولاتی که پیش رو است، از منافع ملی کشور دفاع کنند و در حوزه سیاست خارجی، برخی کلیشه‌ها را کنار بگذارند. در دیپلماسی زمانی ایستادگی درست است، زمانی عقب نشینی، زمانی پیشروی و زمانی انعطاف. در نهایت آن چیزی که مهم است، تامین امنیت و منافع ملی کشورمان است. ما در سیاست خارجی و به ویژه در نگاهمان به منطقه خلیج فارس و خاورمیانه، باید یک بازنگری جدی در تعریف منافع و امنیت ملی خودمان ایجاد کنیم. یک نمونه بارز در این رابطه نیز، ارتباط ما با عربستان است. من با دلایل متعددی می‌توانم استدلال کرده و اثبات کنم که هر اقدام و سیاستی که روابط ایران و عربستان را خراب و یا خدشه دار کند، دقیقا همان چیزی است که اسرائیل و تروریست‌ها و افراطیون می‌خواهند. در نقطه مقابل، هر آنچه که روابط تهران و ریاض را بهبود ببخشد، عملا منافع ملی ما را نیز تامین خواهد کرد».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مهمترین مطالب

آخرین مطالب

پربیننده‌ترین مطالب

بایگانی شمسی

لیست پخش