نیچه و سه نوع روشنفکری وارونه

در ایران نام نیچه بیشتر از اندیشه او شناخته شده است …اگر تفکر و اندیشه او شناخته شده بود زیست ایرانیان بسیار عقلانی تر و شجاعانه و اصیل تر از این بود که امروز هست و میلیون ها انسان مفتون و شیدای کم مایگان درون تهی از اصناف گوناگون اجتماعی نمی شدند.

کتاب کوتاه و کوچک “حکمت در دوران شکوفایی فکری یونانیان:  نوشته نیچه با ترجمه خوب و روان کامبیز گوتن نمونه ای است از مواجهه این فیلسوف با دوره ای  از تاریخ اندیشه بشر و سرزمینی به نام یونان و فیلسوفان بزرگ آن دیار مانند تالس ؛ آناکسیماندروس ؛ هراکلیتوس؛ پارمنیدس؛ اناکساگوراس و دموکریتوس که به نظر نیچه اولا مطابق انچه می اندیشیدند زندگی می کردندو دوما حکمای ناب بودند بدین معنا که اندیشه انها کاملا نواورانه و بدیع و بدون ترکیب و امتزاج فلسفه های گذشته بود.

گذشته از نحوه نقد و بررسی این فلاسفه از جانب نیچه که موضوع کتاب مذکور است چارچوب ذهنی نیچه در بررسی زمانه ی  یونانیان جذاب است و نشان می دهد نیچه هر چند فیلسوف بزرگی است اما فلسفه را مقدمه اگاهی و روشنگری و خروج انسان از چاه حقارت و جهالت می داند. آنجا که آلمان زمان خود را دچار فرهنگ بیمار می داند زیرا در ان آشفتگی فکری و بی هدفی و بدبینی و خفقان می بیند و روشنفکران زمانه ی خود را روشنفکران وارونه می نامد زیرا همه کار می کنند جز روشنفکری.

نیچه روشنفکران وارونه یا شبه روشنفکران را کسانی می داند که در قالب پیوند با صاحبان قدرت مانند بوزینگان برای اینکه ارزش خود ر بر دیگران به اثبات برسانند جز با بی ارزش کردن دیگران راه دیگری  نمی شناسند .

نیچه از سه طایفه روشنفکران وارونه نام می برد.

اول روشنفکران خرچنگ صفت که به زمان حال و اینده بی اعتنا هستند و بازگشت به گذشته و عظمت از دست رفته را مد نظر دارند. اینها با گذشته گرایی در واقع مانع اصلی پیشرفت جامعه هستند.

دوم روشنفکران بومی گرا که با کوته فکری از هر انچه غیر بومی و خارجی است تنفر دارند و با بی شرمی دایم بر فرهنگ و تمدن دیگران حمله می کنند و هویت خود را در بیگانه ستیزی جستجو می کنند.

و دسته سوم روشنفکران انگل خو هستند انانکه در همه رشته ها و حوزه ها خود را صاحب نظر می دانند تا نان به نرخ روزی انها متوقف نشود و از هر اخوری بهره مند شوند. (چقدر این سه طایفه برای ما ایرانیان اشنا هستند )

نیچه با نقد زمانه خود و وضع فرهنگ و تفکر معاصر ،  از هلنیسم و اندیشه ورزی در یونان باستان بویژه قبل از سقراط ستایش می کند و ان را نمونه ای از فرهنگ سالم می داند زیرا نه بومی گرا بودند نه گذشته گرا و نه انگل خو بلکه ازاد اندیش بودند و نقش مهمی در ساختن الگوهای اصلی اندیشه فلسفی ایفا کردند. نیچه با معرفی و بررسی آرای بزرگان اندیشه و فلسفه در یونان نتیجه گیری می کند یک ملت را نه از حیث مردان بزرگی که دارد بلکه بیشتر به واسطه این که مردان بزرگ خود را می شناسد و از انها تجلیل می کند باید با ارزش شمرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهمترین مطالب

آخرین مطالب

پربیننده‌ترین مطالب

بایگانی شمسی

لیست پخش