امروز

یکشنبه, ۱۹ مرداد , ۱۳۹۹

  ساعت

۱۲:۴۵ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

تا به حال دقت کرده اید هر دستگاهی در کشور بیشتر کار می کند و نتیجه فعالیتهای ان نیز بیشتر در معرض دید و داوری مردم است بیشتر هم مورد انتقادو ارزیابی قرار می گیرد ؟ البته این انتقادها برای دستگاههای اینچنینی موهبت و نعمت است زیرا نشان می دهد مردم به این دستگاه توجه دارند و برای رفتار و عملکرد آن ارزش قائل هستند . درک این مساله زمانی بهتر میسر است که بدانیم برخی از موسسات و بنگاهها و دستگاهها سالانه بودجه های هنگفتی هزینه می کنند تا در جامعه و رسانه ها درباره انها حرفی زده شود و فلسفه وجودی شان زیر سوال نرود. در ایران برخی نهادها مانند قوه قضاییه و صدا وسیما و نیروی انتظامی و شهرداری و… به همین علت بیشتر از دیگر دستگاهها مانند سازمان انتقال خون و جهاد کشاورزی و… مورد نقد و ارزیابی قرار می گیرند . اما جایگاه سازمان صدا و سیما در این میان منحصر بفرد است . براساس پژوهشهای علمی بطور متوسط حدود 4 ساعت از وقت مردم ایران در هر شبانه روز به دیدن تلویزیون یا شنیدن رادیو اختصاص دارد.یقینا هیچ نهاد و دستگاهی در جمهوری اسلامی تا این حد مرتبط با مردم و در مردم نیست و طبیعتا میزان نقد های وارده بر ان نیز قابل مقایسه با دیگر دستگاهها نیست . علاوه بر این نقد رادیو و تلویزیون اقدامی کاملا بی هزینه بوده و پیامد ناگواری برای منتقدان شفاهی و مکتوب ندارد (  بدیهی است برای مثال انتقاد از دادگستری به سهولت انتقاد از رسانه ملی نیست ) بلکه رسانه ملی با سعه صدر و با سازوکارهای که دارد از همه گونه نظرات و نقدها حتی یک تماس تلفنی ساده با شماره 162 استفاده کرد و از برایند انها در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های رسانه ای استفاده می کند . واقعیت این است که شاکله کارکنان و مدیران رسانه ملی روحیه منتقد دارند و خود از طریق برنامه ها مروج روحیه نقد هستند از این رو بطور طبیعی با نقد و انتقاد وحتی اعتراض صحیح متقابل مشکلی ندارند . اما روی سخن این نوشتار بررسی اجمالی جامعه شناختی و روانشناختی برخی تخریب ها و تهمت ها به رسانه ملی در پوشش نقد است .

در یک دسته بندی مطالب و سخنانی که شبانه روز درباره صداو سیما منتشر می شود را می توان در دسته بندی های زیر جای داد.

  • نقدهای دلسوزانه و بی غرض اقشار و گروههای متکثر مردم که بر روی چشم مدیران و برنامه سازان و تصمیم سازان رسانه ملی جای دارد و همه توفیقات سازمان مدیون این همراهی و همدلی مسئولانه مخاطبان است که در هزاران تماس روزانه با روابط عمومی و طرح رو در رو با دست اندرکاران رسانه بطور شبانه روز مطرح می شود.

  • نقدهای کارشناسی و سازنده صاحب نظران که اغلب در رسانه ها و جلسات بازتاب می باید که نه تنها برای رسانه ملی ارزشمند است بلکه با سازو کارهای طراحی شده در سازمان ارتباطات لازم با منتقدان برای اجرایی شدن نظرات کارشناسی انها برقرار می شود.

  • نقدهای ناوارد ناشی از بی اطلاعی یا اطلاعات ناقص از موضوعات که در مواجهه با این دست نقدها رسانه تلاش می کند با اطلاع رسانی های لازم رفع ابهام صورت گیرد و قصاوت ها و ارزیابی ها مبتنی بر اطلاعات صحیح و دقیق باشد.

  • برخی از حملات و نقدها به رسانه ملی بیشتر از این جهت صورت می گیرد که منتقد محترم دیواری کوتاه تر از صدا وسیما نمی یابد تا خود را در رسانه ها مطرح کندو جامه منتقد پوشیده و پورتره انتقادی اندازد.و از انجا این دست از شبه منتقدان به خوبی می دانند که اکثر مردم مسایل مربوط به صدا وسیما را با علاقه و جدیت پیگیری می کنند برای مطرح کردن خود و پاسخ به نیازهای روانشناختی خود مانند شهرت و محبوبیت و تیپ سازی اجتماعی از خود ، روی به تخطئه صدا وسیما می پردازند. طبیعی است در مواجهه با این دست از افراد بهترین راه صبرو سکوت و تلاش دولت برای پاسخگویی به نیازهای مرتفع نشده شخصیتی و روانشناختی ایشان از طرق صحیح و مناسب است تا این دست افراد  برای مطرح کردن خود در جامعه فضاهای بهتری را پیدا کنند به گونه ای که نقش مفیدی هم برای اطرافیان ایفا نمایند. به تعبیر منطقی  نقد و حمله این جماعت دلیل موجه ندارد بلکه علت بلاوجه دارد.

  • برخی دیگر از نقدها به صداو سیما از جانب گروههای سیاسی و وابستگان به حلقه ها و گعده های محفلی است که غیر صادقانه ترین و البته شایع ترین تخریب های روزانه علیه صدا وسیما که بیشتر هم در رسانه ها و مطبوعات بازتاب می یابد از این دست است .و متاسفانه برخی رسانه ها که مثلا تیراژ انها حداکثر 30 هزار با نیمی برگشتی است یا تعداد بازدیدکننده انها در روز از 10 هزار نفر بیشتر می شود پیاده نظام این جریانات می شوند .این حملات و تخریب ها بیشتر از باب هویت یابی و مرزکشی های هویتی با دیگر جریانات سیاسی انجام می شود .انچه در این نقدها اصلا مطرح نیست دیدگاه کارشناسی و اطلاعات صحیح و مصالح و امیال مردم است بلکه هدف به در زدن است تا دیوار بشنود.موج سازی و جریان سازی برای افزایش یا نمایش قدرت از مهمترین اهداف گروههای سیاسی در حمله به صدا وسیماست به همین خاطر همواره در استانه انتخاباتها که به زعم ایشان فصل تقسیم کیک قدرت است این دست حملات افزایش قابل توجهی می یابد .اما حکایت این حملات حکایت مرد هنرمند !!! و خود خواندی و خود خندی است زیرا نه مردم چندان به این دیدگاهها توجه می کنند و نه مدیران و برنامه سازان رسانه بهایی برای این جوسازیها قائل هستند نمونه اخیر آن جوسازیهایی است که عده ای علیه مجموعه کیمیا ترتیب داده اند اما این حملات نه تنها از میزان مخاطبان پربیننده ترین سریال این شبهای تلویزیون کاسته نه کوچکترین تاثیری از تصمیم رسانه در ادامه این مسیر صحیح داشته است .مثال دیگر اتهام بی مورد انفعال رسانه ملی در انعکاس اخبار و گزارشهای اجرایی شدن برجام است. هر کس که خیلی سهل انگارانه نیز برنامه های صدا وسیما را دیده باشد می داند که رسانه از این رویداد مهم پوشش کاملی ارایه داده است و این روند همچنان ادامه دارد اما طبیعی است قرار نبوده و نیست که صدا وسیما برای مثال مردم به جشن و پایکوبی در خیابانها دعوت کند یا انطور عمل کند که اب به اسیاب برخی ریخته شود. البته مشخص است که این موضوع بهانه خوبی برای عده ای موج سوار است تا با