امروز

شنبه, ۲۴ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۶:۴۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

بسمه تعالی

منبع این درس  کتاب  فیلسوفان سیاسی قرن بیستم نوشته مایکل لسناف است و مترجم  ان خشایار دیهیمی است که درانتشارات ماهی منتشر شده است .

نظریه سیاسی یعنی چه؟ نظریه یعنی چه؟

 در دنیای سیاست با پدیده های بسیار متنوع و پیچیده مواجه هستیم   مثل دولت ،ملت ؛اقتصاد ؛امنیت؛ مرز ؛نیروهای مسلح و تورم…. با همه اینها پژوهشگر سیاسی سر و کار دارد .

مثال : در حال حاضر نقدینگی بیش از 950 هزار میلیارد  تومان رسیده است . این حجم نقدینگی ایران در شش ماهه دوم سال 1394 است (دانشجوی علوم سیاسی باید با این مستندات سخن بگوید یعنی دقیق ).این حجم نقدینگی است دولت نگران حجم نقدینگی است .آنقدر سطح نگرانی بالا است که از دست رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و معاون اول رئیس جمهور خارج است و جناب رئیس جمهور خود این نگرانی را اعلام می کند  و در تعیین نرخ سود بانکی دخالت و اعلام می کند که باید نرخ سود بانکی کاهش پیدا کند . این شاهدی  بر مثال بود.  اما چرا از این نقدینگی نگرانند :در اینجا یک کارشناس اقتصادی می تواند توضیح دهد چون با یک امر پیچیده و متنوع  روبرو هستیم  این  پدیده براحتی قابل تجزیه و تحلیل نیست نیاز به کار مستمر علمی دارد ، نظریه با این پدیده های متنوع و پیچیده مواجه است و باید انها را تبیین کند.

ما در علم چه کار می کنیم در علوم سیاسی ؛اقتصادی و اجتماعی چه کاری انجام می دهیم و نتیجه آن چیست ؟ با مفهوم تبیین روبرو هستیم .. علوم پدیده ها را برای ما تبیین می کنند و درواقع ما با ابزار علوم پدیده ها را تبیین می کنیم .

 کارکرد نظریه ها تبیین   رابطه بین پدیده ها چه در علم فزیک ، علم شیمی و  علوم سیاسی است و اگر این رابطه مستمر و پایدار بشود به قانون علمی می رسیم .

مثلا می گوییم هرگاه میزان نارضایتی عمومی در یک جامعه بالا برود مشروعیت سیاسی کاهش می یابد . این یک قانون در علم سیاست است . حال سوال اینجاست که چگونه به این نظریه می رسیم ؟ هرگاه روابط علی و تبیینی علمی در چند جهت  استمرار پیدا کند به نظریه می رسیم .

.وقتی نارضایتی میرود بالا مشروعیت می آید پایین حتی این نظریه از سیاست هم خارج شده و در خانواده هم صادق است مثال:

وقتی خانم خانواده از همسرش تقاضای وجه نقد می کند و همسر این درخواست را به بهانه های مختلف به تاخیر می اندازد بعد از مدتی هم خانم خانواده نیز نافرمانی میکند مثلا همسر اگر تقاضای غذای خاصی بکند خانم خانواده هم در پاسخ می گوید برو خانه مادرت تا برایت بپزد  در اینجا مرد مشروعیت خود  را از دست میدهد  این امر در برخورد فرزندان با والدین و مدیران در ادارات و… وقتی مدیران به خواسته های پرسنل خود اهمیت ندهند مشروعیت خود را از دست می دهند یعنی نارضایتی ایجاد می شود و نارضایتی مساوی با نافرمانی است در اینجا پرسنل با  کم کاری و دیگر اقداما ت در کار اختلال ایجاد می کنند .

بهر حال نظریه ها توانایی تبیین  پدیده های متنوع و پیچیده را دارند .

نظریه گاهی چندین قانون را نیز هم دربر می گیرد چون قوانین رابطه بین دو متغیر یا بیشتر را تبیین می کند. .  اما نکته دوم اینکه  نظریه ها مدعی تبیین  هستند  ادعا می کنند که میتوانند پدیده های متنوع و پیچیده عالم خارج را تبیین  نمایند  در همه علوم این امر صادق است ویژه علوم سیاسی نیست چون بحث ما اینجا علوم سیاسی است می گوییم نظریه های سیاسی . اما باید توجه داشت ما یک نظریه جامع و کلان نداریم یعنی ما نظریه ای نداریم مثلا : در سیاست ،اقتصاد ، جامعه شناسی بتواند همه نظریه ها را شامل شود . درواقع همه واقعیت یا حقیقت را تبیین کند.

حالا برمی گردیم به مثال روز که اول مطرح کردیم وقتی نقدینگی می رود بالا ثبات اقتصادی تهدید می شود ثبات اقتصادی یک مفهوم است نه یک متغییر . ثبات اقتصادی یک concept  است در حالی که تورم یک index  است اینها با هم تفاوت دارند تئوریها با این مفاهیم کار دارند .

چرا این نظریه مدعیست وقتی نقدینگی میرود بالا  ثبات اقتصادی تهدید  می شود به زبان ساده ، وقتی نقدینگی در جامعه زیاد باشد و هدایت نشود چه اتفاقی می افتد ؟

نقدینگی مثل آب پشت سد است اگر از حدی بگذرد ممکن است سد را بشکند  مثلا اگر هوشمند هدایت نشود سرمایه یک بار بسوی سکه سرازیر می شود ، یک بار می رود به سوی بازار مسکن و  زمین ، یکبار به  به سوی بازار خودرو  می رود و یکبار به سوی بازار ارز و دلار . در گذشته این موارد در ایران رخ داده است و زندگیهایی را ویران کرده است  .

بعد از بی ثباتی اقتصادی بی ثباتی سیاسی و  اجتماعی و فروپاشی اخلاقی و خیلی از موارد مختلف رخ می دهد .این امر زنجیره وار ادامه دارد .

پس زمانی که آقای روحانی با صراحت می آید و نگرانی خودش را را بیان می کند در واقع تحت تاثیر یک نظریه است البته این نظریه درست است اما جناب روحانی متاثر از همین نظریه و البته تحت یک نظریه اشتباه دیگر که دخالت دستور و امرانه دولت را در حوزه اقتصادی مجاز می داند می آید و می گوید باید سود بانکی کاهش یابد .

به عبارت دیگر ما در دنیای نظریه ها زندگی می کنیم وقتی می گوییم کاربرد نظریه ها این درست است ما آگاهانه و نا آگاهانه ریزه خوار و جیره خوار نظریه ها هستیم ، همه عوام نخبگان و رهبران اینها همه از نظریه ها استفاده می کنند نظریه ها پس مباحث انتزاعی  نیست که عده ای نشسته باشند در گوشه ای و آنرا کتاب کرده باشند ما شاید نشناسیم متفکران را اما عملا از سفره آنها ارتزاق می کنیم.نظریه دومی که آقای روحانی گفتند  نظریه دولت مداخله گر است نظریه اول درست است اما دوم غلط. نباید آقای رئیس جمهور مستقیم دخالت کند در سود بانکی . دولت نباید اینقدر دخالت کند الان وضعیت نیم بند با ثبات اقتصادی در کشور حاکم است تورم روی 12% است سود بانکی روی 20% یا 21% تا 25% که صندوقها و موسسات اعتباری می دهند مردم زندگیشان را یک طوری تدبیر کرده اند و میگذرانند مردم مبلغی را در بانک گذاشته اند و از سود بانکی آن زندگی خود را می گذرانند .

حال اگر نقدینگی رفته بالا ، رئیس جمهور باید فکر دیگری بکند نباید دخالت کند در سود بانکی. مثلا باید  اوراق مشارکت توزیع کنید نقدینگی را جذب کنید در سازندگی کشور .

سود بانکی بیاید پایین آثار مخربتری خواهد داشت مانند افزایش قیمت سکه و..  فراموش نکنیم اقتصاد و سیاست دو موجود زنده اند برای مثال اگر به انسان یک خرما بدهیم و 4 تا زرده تخم مرغ بخورد بطور طبیعی چربیش می رود بالا. اقتصاد و سیاست دو موجود زنده اند مرده نیستند  این دو تسلیم انسان نیستند اینها ماهیت و ساختار منعطفی دارند برای مثال یک سوزن بزنیم به هرکدام عکس العملش را نشان می دهد برای مثال   اگر بگوییم سود بانکی باید بیاید پایین حتما  سکه بالای یک میلیون میشود چنانکه شد.همه رفتارها همینطور است اینها تحت نظریه ها هستند .

نظریه سیاسی چیست؟

برای اینکه بدانیم  نظریه سیاسی چیست باید تفاوت آنرا با سایر مفاهیم بفهمیم.

نظریه سیاسی؛  فلسفه سیاسی ، ایدئولوژی سیاسی و اندیشه سیاسی اینها را باید تفاوتهایشان را تا حدودی بدانیم که نظریه سیاسی چیست  و در انتها کاربرد نظریه سیاسی را متوجه بشویم .

اندیشه سیاسی مجموعه ای از دیدگاه ها و رویکردها به مفاهیم کلیدی سیاسی است لزوما دنبال تبیین  نیست در مورد  مفاهیم تعریف ارائه می دهد توضیح ارایه  می  دهد می گوید : دولت چیست ، ملت چیست ، دولت ملت چیست ، حاکمیت چیست حکومت و … این می شود اندیشه سیاسی .

فلسفه سیاسی همان اندیشه سیاسی مبتنی بر عقلانیت است و مبتنی بر ترجیحات و سلائق نیست یعنی منطبق بر فلسفه ؛ عقلانیت ؛ منطق و خردورزی است.

فلسفه سیاسی می گوید حکومت جمهوری به این ادله بهتر از حکومت پادشاهی است یعنی استدلال می کند . یک نوع الگودهی در فلسفه سیاسی  وجود دارد یعنی می گوید آن اندیشه ترجیح دارد بر اندیشه دیگر که از مبانی فلسفی و منطقی قویتر برخوردار باشد و اما ایدئولوژی سیاسی چیست؟.

ایدولوژی سیاسی در واقع مجموعه ی ترجیحات وبایدها و نبایدها در عرصه سیاسی است مثل : فاشیسم نازیسم بعثیسم ،مارکسیسم کمونیسم ،سوسیالیسم اینها ایدئولوژی سیاسی است اینها دشمن یا دوست ، خوب یا بد را برای پیروان خود مشخص می کنند .

نظریه سیاسی چیست؟نظریه سیاسی نه صرفا مبتنی بر استدلال و و منطق سیاسی است ، نه ترجیح برای برای چیزی قائل است ، نه دنبال لزوما بیان و تعریف است بلکه تلاش می کند رابطه بین پدیده های سیاسی را تبیین  کند تا ما قدرت درک و تفهم و فهم و ادراک بیشتری نسبت به پدیده های سیاسی داشته باشیم

پس نظریه سیاسی تلاش می کند رابطه بین پدیده های متنوع و پیچیده سیاسی را تبیین  کند بگونه ای که پژوهشگر و مشاهده گر بیشترین و بهترین درک و فهم را از حوزه سیاست و پدیده های سیاسی داشته باشد برخی از  نظریه های سیاسی عبارتند از  فمینیسم ؛ مارکسیسم  ، ساختارگرایی ، نهادگرایی ، نظریه بازیها ، توتالیتاریزم و  فاشیزم.  البته برخی از  اینها ایدئولوژی سیاسی است اما می توانیم در نظریه های سیاسی هم در مورد اینها بحث و بررسی کرد .اینها در حد نظریه سیاسی نیست اینها در حد ایدئولوژی سیاسی طبقه بندی می شود .اما توتالیتاریسم در بحث نظریه های سیاسی جا می گیرد .چون برخی از این ایدئولوژیها مانند نازیسم  فاشیسم  در ذیل توتالیتاریسم قابل تعریف هستند توتالیتاریسم یک نظریه است که میتوان  ایدئولوژیها را در ذیل آن توضیح داد توتالیتاریسم یا تمامت خواهی. رئالیسم و لیبرالیسم هم جزو نظریه ها هستند  البته لیبرالیسم  در حوزه  اندیشه سیاسی نیز جا می گیرد  البته لیبرالیسم اگر بخواهیم بحث کنیم در مورد آن باید بگوییم کدام نظریه لیبرالیزم مد نظر است چون لیبرالیزم یک اندیشه پردامنه  و پرشاخه است .مثلا : بگوییم نظریه اقتصادی لیبرالیسم نظریه اقتصادی فریدمن .

اندیشه لیبرالیزم اینقدر پردامنه و پرشاخه شده است که امروز تبدیل شده به یک گفتمان .

همه این نظریه ها ، اندیشه ها ، ایدئولوژیها توان گفتمان شدن را ندارند برخی از آنها توان گفتمان شدن را دارند لیبرالیسم و مارکسیسم ، اگزیستانسیالیسم   آنقدر بزرگند که  گفتمان تلقی می شوند ..

ما بر اساس کتاب مایکل لسناف می آییم چند نظریه را بررسی می کنیم مثلا :نظریه تجربه گرایی سیاسی از مایکل اوکشات را بحث می کنیم .

چرا در میان این همه نظریه ها واندیشه ها فقط  چند مورد را بحث می کنیم ؟

ما بر اساس کاربرد و نیازمان درباره  این نظریه ها بحث میکنیم  نظریه ها تشبیه می شود به عینک و  پنجره . ما باید با این ابزار زاویه دید پیدا کنیم و اصطلاحا در بررسی پدیده های سیاسی رهیافت داشته باشیم .

این را باید به عنوان یک اصل باید بپذیریم ما بدون نظریه ها توان درک و فهم جهان پیرامون خود را نداریم .بدون نظریه های سیاسی هیچ چیزی از عالم سیاست را درک نخواهیم کرد این یک واقعیت است اما این واقعیت  یک روی سکه است روی دیگر سکه این است که بطور عام هیچ نظریه ای توان تبیین  کامل جهان پیرامون ما را ندارد و بطور خاص هم  هیچ نظریه سیاسی توان تبیین  پدیده های سیاسی را ندارد ببینید موضوع  چقدر پیچیده است هم به نظریه نیاز داریم هم به یک نظریه نمی توانیم اکتفا کنیم .

آنهایی که برای تبیین  عالم سیاست و حتی عالم خلقت به یک نظریه اکتفا می کردند دچار ایدئولوژی زدگی می شوند مانند کمونیست ها بعنوان  شاخه مارکسیستهای روسیه و همچنین  استالینیستها که  عاقبتشان را دیدیم چه شد و دچار فروپاشی کامل شدند اما شاخه روسی مارکسیسم  دچار این بحران شد.در بحث مکتب مارکسیسم باید از 10 مکتب باید نام ببریم که فقط یک مکتب دچار مشکل شد اما 9 مکتب دیگر به حیاتشان دارند ادامه می دهند و کاربردهای شان را دارند نظریه ها نیز همین وضعیت را دارند کسی نمی تواند بر روی یک نظریه تعصب بورزد هیچ نظریه ای مقدس نیست در علم سیاست نظریه ها برای ما نقش ذره بین ، عینک ،پنجره و زاویه دید دارند ما باید سعی کنیم از همه اینها استفاده بکنیم درس کاربرد نظریه های سیاسی برای همین کار است  برای این است که شما بتوانید از نظریه های متعدد مثل : ساختارگرایی ، نهاد گرایی ، فمنیسم  معناگرایی ؛ رئالیسم

، اگزیستانیالیسم ، توتالیتریسم برای درک و فهم و تبیین  عالم سیاست استفاده کنید این نظریه ها ابزارهای تحلیل شما را زیاد می کند در نتیجه  هرکس تسلط بیشتری بر نظریه های سیاسی داشته باشد  توانایی فهم و درک بالاتری نسبت به عالم سیاسی و پیرامونش دارد این قاعده عام است در مورد اقتصاد هم همین طور است یکی از دلایلی  که ما در حوزه اقتصاد متوجه نمی شویم چه اتفاقی اطراف ما می افتد دلیلش این است که ما نظریه اقتصادی نداریم قانون اقتصادی بلد نیستیم فرمولها را نمی دانیم در اقتصاد هم همینطور است کسی که میداند بهتر عمل می کند در حوزه های دیگر هم همینطور است .

ادامه دارد

بخش دوم درس گفتار

توضیح : مطالب مذکور مشروح  مباحث کلاسی دکتر امیر دبیری مهر در درس کاربرد نظریه های سیاسی در قرن بیستم است که به همت یکی از دانشجویان گرامی جناب اقای عباس خاکسفیدی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه ازاد اسلامی زاهدان در نیمسال دوم سال تحصیلی 1394-95 انجام شده است . احتمالا اشکالات ویرایشی در متن وجود دارد که لطفا انها را یاداوری فرمایید.

 

 

0
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

2
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
1 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
Dragonخردمند Recent comment authors

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

newest oldest most voted
خردمند
Guest
خردمند

با سلام و خدا قوت
اقدام مناسب و مفید به ویژه برای کسانی که دوست دارند مطالب در قالب ساده و قابل فهم باشد.
اگر لطف کنید:
1) مفاهیم علوم سیاسی و روابط بین الملل را به صورت ساده و قابل فهم و
2) خلاصه ای از تئوریهای روابط بین الملل به صورت ساده و روان را
در سایت منتشر کنید،استقبال خوبی خواهد شد چرا که اکثر افراد در هنگام مطالعه موضوعات سیاسی، مطالب را به خوبی و راحت درک نمی کنند .

0
Dragon
Guest

Si Piolo sana kaso… naguluhan ako kay KC ang lalim kasi ng mga sinabi nya.. di ko ma-gets kung anong paaaangailnnggn nya bilang babae ang hindi maibigay ni Papa P.

0
قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی