امروز

شنبه, ۲۴ آذر , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۶:۱۵ قبل از ظهر

سایز متن   /

بسم الله الرحمن الرحیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
نشست تخصصی حرا
دکتر محمدنژاد : خیلی ممنون از حضور برادران بزرگوار مخصوصا جناب آقای دکتر دبیری مهر که از راه دور هم تشریف آوردن . جلسه قبل دغدغه اصلی دوستان شورای مرکزی پیرامون شرایط فعلی کشور از دید فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و حتی از دید مسائل سیاسی و امنیتی بود . باید روی این موضوعات کار و نشست تخصصی داشت. ما باید از محضرشما بزرگواران که رشته و تخصص تان در زمینه فرهنگ و علوم اجتماعی است به عنوان افرادی که باید نقش اساسی در این زمینه ها داشته باشید، بهره مند میشویم . اگر بتوانیم نظرات مهم شما عزیزان را به دولتمردان و تاثیر گذاران در عرصه سیاست و فرهنگ منتقل کنیم و هم برای دولتمردان آینده نقش تبیین داشته باشیم . متاسفانه برخی حرکات پوپولیستی در جامعه گاها اتفاق می افتد و نظرات مردم را به سمت و سو های متفاوت بدون داشتن اطلاعات و بعضا بدون خرد جمعی هدایت می کند .باید به این مسائل رسیدگی بشود . موسسه حرا هم حقیقتا تلاش خود را در این عرصه انجام داده است . قوت و ضعف و کم و زیاد را دیگر کارشناسان این حوزه و و مردم باید بگویند . فکر میکنم که نباید کشور را بعضا در برخی موارد به این حالت مثل کلاف سردر گم رها کرد . همه ما به نوبه خود باید دارای حساسیت باشیم. حتما شما بزرگواران نگرانی تان از من بیشتر است . نقش نخبگان را مخصوصا متخصصین علوم انسانی را نقش بسیار مهم و کلیدی میدانم. برخی از دولتمردان ما و مسئولین به این مسائل بهایی نمی دهند و نتیجه این بها ندادن همین تبعاتی است که ملاحظه میکنیم . هزاران میلیارد آن یکی برمیدارد و میرود، چند صد میلیارد کس دیگری برمی دارد و میرود . این اتفاقات بسیار سخیف و البته خطرناکی که در جامعه در حال وقوع است، واقعا قابل تامل است . چرا جوانان ما تا این حد بی کاراند وجوانان دیگر کشورها  در کشور ما مشغول کار هستند. چرا برآیند کار یک ایرانی ۴۵ دقیقه در روز است و این در حالی است که برآیند کار در کشوری مثل ژاپن هفت ساعت و چهل و پنج دقیقه است . به اعتقاد من مقام معظم رهبری تلاش می کنند، هم از نظر فکری و هم از نظر اجتماعی و اجرایی و سیاسی، ولی به نظر من ایشان تنهاست و حتی اگر می شد خدمت ایشان می رسیدیم و دغدغه ها را مطرح میکردیم و از نظرات ایشان استفاده میکردیم  . ضروری است خدمت رئیس جمهور و دیگر سران قوا ، برسیم و این نظرات و مجموعه مباحث فکری را به گوش آنها برسانیم و اصرار داشته باشیم که باید یک اصلاحات جدی در کشور بوجود بیاید . اگر بنا هست که این قدرت و ابهت و صلابت و ارزشهای نظام را حفظ کنیم باید گامهایی برداشت و اعتقاد من این است که اگر نیت ها خالص باشد خداوند خودش برکت میدهد . ان شاالله خروجی این سلسله مباحث طوری باشد که مسئولین بتوانند استفاده کنند و بتوانیم تکلیف دینی و ملی خود را ادا کنیم . 
دکتر پورحسن : محور بحثی که انتخاب کردیم تغییرات ایران در سالهای آینده با محوریت بحث انتخابات ریاست جمهوری هست . بحث انتخابات یک بخشی از مباحث هست ولی در عین حال دغدغه های اجتماعی، فکری و فرهنگی نیز بخش دیگری از این مباحث هست . اولین محور بحثی که می خواهم شروع کنم و فکر کنم جناب دکتر دبیری مهر هم احتمالا در این زمینه با من موافق باشند بحث نگاه به آینده است . در ایران ما حتی در دوره های اخیر که مراکز آینده پژوهی را هم میبینیم که شکل گرفته ، بیشتر برای تفنن هست.یعنی ما دیدیم در غرب آینده پژوهی وجود دارد و در ایران آمده ایم مراکزی بوجود آورده ایم ولی عمدتا شاخصه و ساختار آنها اداری و اجرایی است تا تولید فکر . نگاه به آینده بیشتر معطوف به رویکرد علمی هست . و عمدتا هم با رهیافت انتقادی است . اساسا کاری ندارد که وضع الان چگونه است یا بخواهد دفاع کند بلکه تلاش می کند آسیب های جدی را جلوگیری کند و سعی میکند یک فهم انتقادی داشته باشد . وضع یک مسئله یا پدیده ، نگاه به اینده می تواند سه محوریت مهم در خود داشته باشد . یکی فهم است . فهم انتقادی را من عرض میکنم. یکی تصمیم گیری هست . یکی هم طرح ریزی هست . می شود گفت تصمیم گیری و طرح ریزی به نوعی متعلق به حوزه آینده نگری است . واقعا وضع ایران الان بد است ولی فرا مطالعه می تواند بگوید در سه سال اینده اگر این چند تا کار را انجام دهیم فوق العاده می توانیم در حوزه هایی پیشرفت کنیم . یا کشوری الان وضع مناسبی دارد ولی می تواند در ۴ سال اینده چالشهای پیش رو را ببیند . پس تسلیم یک وضع یا وضع پسینی نمی شود که نگاه را ببرد به اینده و با توجه به بنیادهای فکری ایی که در جامعه وجود دارد نتواند دست به پیش بینی بزند . کمتر پیش بینی های علمی و درست داریم و وقتی نگاه میکنیم میبینیم که برنامه هایی هم که به عنوان برنامه های پنج ساله داریم هیچ کدام فرا مطالعه نیستند . ۶ تا برنامه یکساله را کردند برنامه ۵ ساله و عمدتا برای تخمین بودجه ریزی و عمدتا تخمین چند عدد برنامه که بگوید اگر این کارها صورت بگیرد پیشرفتی حاصل می شود . اگر ما روی همین متمرکز بشویم و محوریت رویکرد صحبت را بگذاریم به آینده، به نظر می اید باید چندین جلسه با همین رویکرد با بررسی فرا مطالعه ایی که بتواند دست به پیش بینی بزند و بگوید چگونه می توانیم بر این آسیب ها غلبه کنبم، یا چطور می توانیم از وضعیت های ناهنجار یا بحرانی عبور یا غلبه کنیم . شاید توفیق برخی کشورها در حوزه غرب یا ژاپن یا چین انجام همین صنف مطالعات باشد . یعنی وقتی نگاه میکنیم میبینیم که نظام آموزش و پرورش خودش را برای ۲۵ سال آینده پیش بینی کرده و گفته که در چه وضعیتی است . نه اینکه هر سال تصمیم بگیریم با آمدن وزیری کتابی عوض بشود ، ساختار عوض بشود، اصلا ندانیم که نظام آموزش و پرورش به کجا خواهد رفت و اصلا چه ساختار و وضعی می تواند پیدا کند . همین عدم مطالعات دقیق آینده سبب می شود که وضع دانشگاههای ما اینگونه باشد . می بینیم که برخی دانشگاهها بخاطر نداشتن دانشجو وضعیت تعطیلی دارند . این یک امر بسیار طبیعی است آن هم در چنین شرایط ساختاری سرمایه گذاری دست به کاری بزنید و نتوانید از پس بیمه آدمهایش بربیایید . میخواهم تاکید بکنم که به نظر می اید اگر چندین جلسه معطوف به این جلسات باشیم شاید  دستاورد خوبی داشته باشیم . ما در ۳ سال آینده در برابر ایران ۵ تا معضل مهم داریم که این در مطالعات آینده می تواند دیده شود . اولین معضل ، معضل فرهنگی است . معضل فرهنگی به این معنا هست که ما در باب هویت دچار مشکل هستیم . جامعه ما فهمی از ایران ندارد مخصوصا ایران فر هنگی . دانش آموزان ما و دانشجویان ما تعلق خاطر نیرومندی به حکومت و دلبستگی به ایران ، ایران نه به معنای ناسیونالیستی ، ایران به معنای ایران فرهنگی و ایرانی با هویت تاریخی ندارند . ما مقصر بودیم . ما یک گسل و کسست تاریخی را برای نسلمان پس از انقلاب ایجاد کردیم و نگاه به گذشته کاملا سلبی بود و اگر نگویم که عمدتا با غیر واقع بینی همراه بود ، این معضل فرهنگی یکی از مباحث مهمی است که هر کسی که بخواهد در حوزه تصمیم گیری کشور عمل کند ، مهمترین مسئله این است که چگونه بر این معضل غلبه پیدا کند . من این را تیتر وار میگویم . معضل دوم معضل اجتماعی است ، ما شاهد گسست طبقات اجتماعی هستیم . معضل اجتماعی جامعه را ذره وار میکند . یعنی به طور کلی همبستگی را از بین میبرد . وقتی هم همبستگی از بین برود برخی تحولاتی اتفاق می افتد و ممکن است این تحولات توام با خشونت باشد . این هم مختص جامعه ما نیست و برخی جوامع اسلامی مثل عربستان نیز وضعیت بسیار بدتر از ما را  در باب معضل اجتماعی دارند . جامعه ذره وار به هیچ بنیانی تعلق خاطر ندارد و با اولین شعار یا دعوت اقبال نشان میدهد و این نشانگر این است که بسیار می تواند اقبال فکری ملتی که ذره وار شدند را دید . چرا جامعه ما بیشتر در آن شایعه و عدم نگاه به واقعیت و گوش دادن به حرف دیگران اینقدر اهمیت پیدا می کند و اینقدر افراطی وجود دارد . معضل سوم معضل اقتصادی هست که می گذاریم برای یک بحث دیگر . برنده ی جایزه نوبل اقتصادی که یک نظریه متفاوت اقتصادی را مطرح کرد تحت عنوان اقتصاد رفتاری ، که طبق این نظریه ما دیگر نمی توانیم نظریات دیگر کلاسیک جامعه اقتصادی را بنیان بگذاریم . اقتصاد بسیار متنوع و لرزان شده است . این به مسئله رفتاری برمیگردد و اگر جامعه ایی به این مسائل توجه نکند و بخواهد حرکت کند یا دچار تورم می شود یا رکود یا دچار متلاشی شدن اقتصاد . یک برنامه یک ساعت و نیمی داشتیم نقش معضلات اقتصادی را بر معضلات فرهنگی و اجتماعی بررسی میکردیم . فرض کنید شما در یک جامعه با رفاه اقتصادی کامل هستید، اگر در دو سال آینده اقتصاد خود را مطالعه نکنید خواهید دید که دچار معضلات بسیار شدید خواهید شد. دقیقا مثال ترکیه بارز ترین مثال است که از ۸ درصد رشد اقتصادی در کمتر ۶ماه به زیر ۵% رسیده است. معضل بعدی معضل سیاسی است . معضل سیاسی به این معناست که ما هیچ برآوردی از ۴ سال آینده نداریم . هم به مصابه بحث ملی هست هم منطقه ایی و هم بین المللی . این چون در بحث ما نیست اجازه بدهید من عبور کنم و اخرین مسئله مسئله فکری هست . من وقتی دارم میگویم نگاه به آینده و اگر بدانیم در آینده چه دشواری هایی داریم و بر اساس یک نگاه انتقادی نگاه بکنیم ، می توانیم بفهمیم که به عنوان مثال اگر عربستان در یکسال اینده دست به جنگی نیابتی یا غیر نیابتی یا جنگ رسانه ایی زده و یا آنرا تشدید بکند و بخواهد دوباره آنرا سامان بدهد و یا تحریم ها دوباره علیه ایران ابقا شود ، ایران چه گزینه هایی پیش رو دارد . آیا ایران از الان می تواند به طور کلی مناسبات مهم را با حوزه غرب کمرنگ تر بکند ، با حوزه خلیج فارس کمرنگ تر بکند و رویکرد جدیدی اتخاذ بکند . ایران در حوزه شرق بسیار می تواند موثر واقع شود . یک مثال بسیار کوچک این است که بازار کشاورزی روسیه تقریبا نزدیک به ۳۰۰ میلیارد دلار است . ایران تقریبا نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار از بازار روسیه سهم دارد . ایران می تواند شرق را تبدیل به قطب کشاورزی بکند و آسیای میانه و روسیه را که بالای ۸۰۰ میلیارد دلار ظرفیت کشاورزی دارد ، یعنی به طور کلی خود را بی نیاز خواهد کرد از وابستگی شدید نسبت به حوزه کشورهای عربی دارد . در آینده نگری به نظر می آید معضلات را شفاف تر میبینیم . بیاییم بر اساس مصلحت ها نگاه کنیم میبینیم واقعا ایران در این حوزه و استراتژی های پیش گرفته با رویکرد فرا مطالعه باید به صورت تیمی روی این مسئله کار کنند . این مسائل می تواند در حوزه اقتصاد باشد و یا در هر حوزه ایی می تواند باشد . امروز ما بتوانیم نگاه به آینده را داشته باشیم . با توجه به بحث انتخابات ریاست جمهوری یک مقداری پیش ببریم و با توجه به این رویکرد به مراتب معضلات بیشتری روبرو خواهیم بود . 
دکتر دبیری مهر: من هم تشکر می کنم از دکتر محمدنژاد که میزبان جلسه هستند و دکتر پور حسن که تشریف آوردند برای برگزاری این نشست . قبل از ورود به بحث دو تا پیشنهاد دارم، دو تا طرح بحث دکتر پورحسن ارائه دادند که طرح بحث های ارزشمندی هست و اینکه این جلسات در دایره بسته ایی برگزار می شود به نظرم با توجه به اینکه هر دو عزیز در دانشگاه حضور دارید ، در دانشگاه و فضاهای علمی باشد و اساتید و دانشجویان بیایند بنشینند و این مباحث را بشنوند ، به مراتب از حرفها و مباحثی که از رسانه های مکتوب و غیر مکتوب منتشر می شود راهگشاتر و مفید تر هست و حق مطلب بیشتر ادا می شود و نکته دوم هم اینکه این جلساتی که هست به غیر از اینکه روی سایت ها منتشر می شود پیشنهاد من این است که اینها در غالب جزواتی به صورت مکتوب تهیه شود و برای افراد در جاهای مختلف ارسال شود. این تصور غلط نباشد که با آمدن فضای مجازی که دیگر کسی به مکتوبات توجه نمی کند . اینطور نیست . از قضا خیلی ها عامدانه به فضای مجازی مراجعه نمی کنند بخاطر سطحی بودن مطالب فضای مجازی و انسانها بیش از ۴۰ ثانیه حوصله خواندن متن ها را ندارند . به همین خاطر اگر امکانات مالی و پشتیبانی و توانمندی حرا اجازه می دهد این کار انجام شود جلسات تاثیر بیشتری خواهد داشت و با توجه به دغدغه های دکتر محمدنژاد که اول جلسه گفتند ، پویایی و تحرک حرا را هم بیشتر نمود خواهد کرد نزد کسانی که حرا را می شناسند و توجه دارند به حرا . 
اما در مورد مباحثی که مطرح شد من چند تا مولفه مقدمه ایی عرض می کنم  و وارد مباحثی که آقای دکتر پور حسن گفتند می شوم . واقعیت این است که ما کم کم داریم وارد دهه پنجم انقلاب می شویم . آغاز دهه پنجم و پایان دهه چهارم . من میبینم مقامات و مسئولین کشور به صورت ناخودآگاه هنوز می گویند ۳۰ سال قبل به جای واژه اول انقلاب . نمی دانم این ۱۰ سال را چه می کنند؟ و چرا این اتفاق دارد می افتد؟ چهار دهه از انقلاب گذشت و نزدیک به نیم قرم . تجربه جهان ، تجربه عینی محسوس قابل مشاهده به ما نشان می دهد که ۴ دهه برای رسیدن به اهداف بزرگ زمان کمی نیست . کشورها و ملت ها و نظام های سیاسی و متفکران و اندیشمندان و همه و همه آنهایی که می توانند جهان را بسازند در ۴ دهه خیلی کارها می توانند بکنند . چه در دنیای سنتی و چه در دنیای جدید . بارز ترین مثال جهان سنتی ما تمدن سازی شخص رسول اکرم صلوات الله علیه است . ظرف ۲۳ سال با کمترین امکانات و بیشترین دشمنی ها و فشارها و دسیسه ها ، ایشان مبتنی بر ایمان و اعتقادات و ویژگی های شخصیتی و تفکر صحیح توانستند بنیاد و شالوده یک تمدن جدید را در دنیا بریزند . بعد از آن حضرت امیر حدود ۵ سال حکومت یک مکتب علوی درست کردند در طول تاریخ! من دارم مثال از ریشه های فرهنگی اصیل خودمان میزنم که یک وقت تلقی دیگری نشود . نگاه می کنیم خیلی از کشورها در یک بازه های زمانی کمتر از ۴ دهه توانسته اند تحولات بزرگی در کشور خودشان و در منطقه خودشان و در سطح جهانی ایجاد بکنند . ما مهمترین شعارها و آرمانها و اهدافی که در انقلاب اسلامی مطرح شده و بعضا ریشه هایی در قبل از انقلاب هم دارد و اینطور نبوده که با انقلاب مطرح بشود، مثلا عدالت خواهی ریشه ی تاریخی دارد و دست کم از مشروطه مطرح بوده ، استقلال طلبی همیشه بوده و از مشروطه اوج گرفته و …  . اگر اینچنین هست یک سوال مهمی باید شکل بگیرد و آن هم این نکته که ما باید یک فهم انتقادی درست داشته باشیم از وضعیت موجود . یک پارادوکس بحث اول من در اینجاست و خیلی جدی و این هم مشکل بزرگی است که در کشور ما وجود دارد و کمتر کسی به آن توجه می کند ، آن هم این است که فهم انتقادی وظیفه مدیران کشور نیست، اصلا مسئولین کشور صلاحیت فهم انتقادی ندارند . این حرف من به چه معناست؟ یعنی اینکه کسی که وضع امروز را ساخته که نمی تواند وضع موجود را نقد کند . میبینید که این مسئله بسیار مسئله مهمی است . نگاه اتیکی از منظر جامعه شناسی نمی تواند به وضعیت موجود داشته باشد . ما برای شناخت وضع موجود و فهم انتقادی از وضعیت موجود نمی توانیم چشم به دهان مسئولان در قوای سه گانه بدوزیم . این نوع انتقاد از لحاظ شناختی ارزش زیادی ندارد و شاید این نوع تعبیر بهتر باشد . این وظیفه کسانی است که خارج از قدرت هستند . نه اینکه قدرت را نمی شناسند، بلکه باید بشناسند ولی باید خارج از قدرت باشند . منافعی در تحلیل وضع موجود ندارند . کسی که در قدرت هست و مسئولیت های متعددی داشته است، هر مسئله ایی را اگر آشکار و هویدا بکند اولین مسئله ایی که اینگونه شد اولین نفری که باید محاکمه بشود در نزد افکار عمومی خود آن فرد خواهد بود . همیشه سعی می کند یک وضعیت مطلوب و قابل قبول از اوضاع گوناگون آن جامعه و کشور و دولت ارائه بدهد ، طبیعتا ما در همین فهم انتقادی در همین جا متوقف خواهیم ماند . عرض من این است که ما اگر در این ۴ دهه اولا چالشهای زیادی داشتیم و بسیاری از مشکلات ما لا ینحل مانده، واقعا لاینحل مانده این حوزه های ۵ گانه ایی که دکتر پور حسن اشاره کردند . اغلب مسائل قدیمی است اما راه حلها یا ارائه نشده یا ارائه شده و اجرا نشده و مسائل دائم باقی مانده است . ما باید از این پارادوکسها عبور بکنیم و باید اجازه بدهیم یک فهم انتقادی بنیادین در کشور ما شکل بگیرد نسبت به وضع موجود و معضلات و مشکلات و عملکرد ما . و اگر نه این انباشت مسائل و مشکلات که آقای دکتر پور حسن در ۵ دسته آوردند و همه هم با هم در ارتباط هستند خدای ناکرده مثل آبی است که پشت سد انبار شده و یک زمانی دیگر این سد توان تحمل این حجم آب را نخواهد داشت و ویرانی و خرابی برای ما به بار خواهد آورد . چنانچه به خیلی از شاخص ها نگاه کنیم ، ما شاهد ترک های جدی در دیواره های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فکری و فرهنگی هستیم . اگر واقعیت ها را ببینیم . این به این معنی نیست که ما نسبت به آینده ناامید باشیم یا دچار رویکرد بدبینی بشویم . برای مثال در علم پزشکی پاتولوژی برای چه انجام می دهیم؟ پاتولوژی برای نگاه بدبینانه که نیست! شما می خواهید ببینید مشکل چیست و برای آن دنبال راه حل باشید . راه حل از قضا امیدواری است . منتقدین امیدوارترین انسانها هستند . یعنی کسانی که انتقاد می کنند و معضل شناسی می کنند ، اینها از نظر روانشناختی امیدواری و امید به آینده از همه بالاتری دارند . چون امید دارند اتفاقا این افراد آرمانگرا تر هستند ، چون می خواهند آرمانها حفظ بشود و فراموش نشود ، چون آرمانها مثل گیاهان می مانند . اگر نگهداری نشوند و از آنها حفظ و صیانت نشود خشک می شوند و نمی شود با تصورات ارمانها را صیانت کرد . فکر می کنم قسمت مقدمه صحبت هایم همین بود که فکر میکنم در راستای صحبت های دکتر پور حسن فهم انتقادی را من هم موافق هستم . ما الان در کشور به این مسئله به صورت جدی نیاز داریم . تا از این مشکل عبور نکنیم نه قدرت تصمیم گیری داریم نه برنامه ریزی . وقتی شما قائل به این نیستید که دچار این مشکلات و کمبودها و نارسایی ها هستید و دچار این انحرافات شدید طبیعتا هیچ هم داستانی ایی نخواهید کرد برای تصمیم گیری و طرح ریزی . اعتقاد دارم که در کشور ما در حوزه فهم انتقادی از وضع موجود ، وضع مطلوب اینده ایران و فرصت های از دست رفته اجماع عمومی بین نخبگان کشور وجود ندارد . (ادامه دارد)
0
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه بگذارید

avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی