امروز

شنبه, ۳۰ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۲:۱۷ بعد از ظهر

سایز متن   /

امیر دبیری مهر

دیدار نیوز : امیر دبیری مهر

رفتارها و مواضع دولت امریکا در یکسال اخیر به گونه ای بوده که ناظران را در بهت و ابهام قرارداده است تا نتوانند رفتار و تصمیم احتمالی واشنگتن را علیه ایران پیش بینی کنند. هر چه رفتار امریکا مبهم تر و پیچیده تر باشد امکان موفقیت آن نیز بیشتر خواهد شد.  براوردهای غلط و بدون پشتوانه نظری و فاقد فکت های عینی نیز می تواند به موفقیت دشمن دامن بزند زیرا قدرت بازی موثر را از دولت ایران می ستاند و حاکمیت را در موضع انفعال قرار می دهد. از منظر علم سیاست و روابط بین الملل نمی توان بطور قطعی از وقوع جنگ بین ایران و امریکا در ماههای اینده سخن گفت و به همین قطعیت هم نمی توان از عدم وقوع جنگ سخن گفت . مهمترین علل این عدم قطعیت عبارت است از اینکه در عرصه سیاست هیچ تصمیم قطعی و پیشینی گرفته نشده است بلکه ما همواره با سناریوهای مختلفی روبرو هستیم که معطوف به هدف یا اهدافی هستند که جنگ یا برخورد نظامی یکی از این سناریوهاست زیرا جنگ هدف نیست و تنها وسیله است . از جانب دیگر در سیاست ما شاهد کنش و واکنش ها هستیم و هیچ اقدام و تصمیمی یکسویه اتحاذ نمی شود . در انتخاب و اجرای یک سناریو رفتار و مواضع سوژه سناریو یعنی موردی که سناریو در باره آن اعمال می شود هم دخیل است . از این رو نوع رفتار و سیاست ها و مواضع ایران نیز در تصمیم امریکا برای حمله نظامی به ایران یا عدم حمله موثر است . سومین دلیل عدم قطعیت پیش بینی ها به حضور عامل انسانی باز می گردد هم در مقام محرک جنگ و هم در مقام پرهیز از جنگ . کسانی که تاریخ جنگها را مطالعه کرده اند می دانند همه جنگها زمینه های روانی و تاریخی و سیاسی داشته اند اما عمل انسانی در انها بسیار موثر بوده مثلا معروف است در ماجرای خلیج خوکها در جنگ سرد اگر بجای کندی در امریکا و خروشچف در شوروی دو فرد دیگر یعنی روزولت و استالین بر سریر قدرت بودند احتمال جنگ اتمی افزایش می یافت اما بخاطر همین عامل انسانی چنین نشد . در حال حاضر هم حضور افرادی مانند بولتون و پمپئو می تواند احتمال جنگ را افزایش دهد ولی تدبیر و تجربه مقامات عالی جمهوری اسلامی بویژه رویکرد ضد جنگ مقام رهبری از احتمال وقوع جنگ می کاهد . بهر حال با این توضیح می توان  با چند گزاره ، تصویر روشن تری از فضای موجود در روابط ایران و امریکا درچند ماه اینده ارایه داد . تاید می کنم برای درک بهتر این وضعیت ضروری است به متغیرها ((انسانی)) ،(( سناریوها ))و ((کنش و واکنش های سیاسی)) توجه شود.

  1. امروز در امریکا با هیات تصمیم گیر یکدست مواجه نیستیم از یکسو ترامپ تاجر ماب حضور دارد که در قبال ایران فقط و فقط به دنبال یک معامله بزرگ و پر سر و صدا و سود اور در قبل ازانتخابات ۲۰۲۰ است تا پیروزی خود را قطعی و قاطع کند. از سوی دیگر پمپئو حضور دارد که با طرح شروط ۱۲ گانه به دنبال استحاله جمهوری اسلامی است همان خطی که در همه دولتها در امریکا تعقیب شده و ریشه ای ایدئولوژیک داشته  و ریشه در انقلاب اسلامی و خصومت دیرپای واشنگتن با ان دارد. در ضلع سوم تصمیم گیری؛  جان بولتون حضور دارد که ایران را محور شرارت و یاغی گری در صحنه بین المللی دانسته و همگام با تروریستهای ضد ایران و حلقه بن سلمان و بنیامین نتانیاهو تنها راه مواجهه با ایران را برخورد سخت  حتی به شکل نقطه ای و موقت می داند. در حال حاضر این سه ضلع تصمیم گیری در امریکا و عقبه کارشناسی  و تصمیم گیری انها در حال پیشبرد سناریوهای خود هستند و زمانی که این سه جریان به نقطه مشترکی ظرف چند ماه اینده برسند آن نقطه سیاست اعمالی امریکا خواهد بود و می تواند برخورد نظامی یا مذاکره یا تشدید تحریم ها باشد.به نظرم سفرچند هفته پیش وزیر امور خارجه به امریکا با هدف تعمیق این اختلافات و جلوگیری از رسیدن انها به تصمیم مشترک بود.
  2. ۲-   ایده ال ترین سناریو برای امریکاییها این است که با تشدید تحریم ها و فشار سنگین اقتصادی در داخل ایران اعتراض های اجتماعی شکل گرفته و نظام سیاسی در ایران ازداخل و خارج تحت فشار قرار گرفته و حاضر شود در مذاکراتی نابرابر بیشترین  امتیاز را در حوزه های مختلف به واشنگتن بدهد.مسایل مورد نظر امریکا به طور مشخص عبارتنداز : عدم حضور ایران در کشورهای منطقه تحت عنوان پایگاه لجستیک مقاومت اسلامی ؛ توقف کامل برنامه هسته ای  و زمینه سازی برای هضم کامل در جریان سرمایه داری جهانی و تن دادن به همه الزامات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی آن . تاکید می کنم مساله حقوق بشر و دموکراسی و رفاه مردم ایران هیچ وقت مساله و دغدغه امریکا نبوده و نیست . اما واقعیت لزوما انگونه نیست که امریکاییها می اندیشند . از سویی مردم ایران به نیت و اهداف امریکاییها خوش بین نیستند به گونه ای که رادیکال ترین جریانات اپوزیسیون هم سعی می کنند خود را از ائتلاف با امریکا مبری کنند. از سوی دیگر پروژه تحریم هر چند شدید و بی رحم و موثر  است اما از حمایت بین المللی برخوردار نیست و از همه مهمتر ایران می تواند با تکیه به ثروت های خدادادی و طبیعی و انسانی خود و با تغییر برخی سیاست های غلط اقتصادی مانند هزینه کردهای سرسام اور دولتی ؛ نظام معیوب بانکی ؛ سیستم کاملا ناعادلانه پرداخت یارانه های مستقیم و غیر مستقیم  و میدان دادن به کارآفرینان و مدیران موفق اقتصادی  از گردنه تحریم ها عبور کند. بنابر این امریکا مهمترین گزینه ای که دنبال می کند همچنان کشاندن ایران به پای مذاکره است . اما ان چیزی که امریکاییها در ابهام گذاشته اند و به مقامات ایران هم اجازه تصمیم گیری دقیق نمی دهد این است مذاکره در خصوص چه موضوعی؟ و اینکه امریکا برای متعهد بودن به هر گونه توافق چه تضمینی می دهد . فراموش نکنیم امریکا یکسال قبل زیر برجام زد و از ان خارج شد و یقینا طرف مذاکره قابل اعتمادی نیست البته این بی اعتمادی نباید از مذاکره با امریکا تابو بسازد. مذاکره با امریکا اگر متضمن منافع ملی  امنیت ملی باشد مفید است اما اگر نفعی در ان نباشد طبیعتا وقت تلف کردن است .
  3. ۳-   ایران نمی تواند و نباید منتظر باشد تا امریکا بازی کند سپس تهران واکنش نشان دهد این سیاست قطعا به ضرر ایران است . زیرا اگر تهران منفعل باشد و امریکا تا ۶ ماه بعد به تشدید تحریم ها ادامه دهد و وضعیت اقتصادی ایران را بی ثبات تر کند حتی اگر اعتراضات اجتماعی شکل نگیرد بعد از اغاز دور دوم ریاست جمهوری ترامپ که تقریبا با توجه به عملکرد موفق او در داخل امریکا قطعی است سناریو های برخورد نظامی با ایران حتی به شکل نقطه ای بسیار افرایش می یابد. از این رو می توان گفت ۶ ماه پیش رو بیشتر از انکه برای امریکا مهم باشد برای جمهوری اسلامی مهم است که بتواند نقش فعالی در در عرصه های زیر ایفا کند.

اولا در سیاست خارجی نقشی پویا و جدی در ارتباط با  متحدان و رقبا ایفا کرده و اجازه ابتکار عمل را از دولت قدرتمندی مانند امریکا بگیرد و در قبال امریکا بعنوان مهمترین و اثر گذارترین دشمن خود نیز رفتاری کاملا عملگرا و هوشمندانه داشته باشد و از فضای ایدئولوژیک و شعار زده خارج شود . برخلاف تصور برخی روسیه و چین می توانند شرکای خوبی برای تهران باشند و اینگونه نیست که مسکو و پکن در معادلات جهانی مرعوب امریکا باشند. سیاست مانند فوتبال است نتیجه مطلوب با بازی خود حاصل می شود نه کری و رجز خواندن و حب و بغض های کلاسیک .

ثانیا در داخل بهترین فرصت برای حاکمیت فراهم شده تا وحدت ملی را از رهگذر اصلاح و تغییر برخی رویه ها و سیاست های غلط  تحقق بخشد . مبارزه با فساد و رانت؛  اصلاح ساختارهای پرهزینه و بی فایده در کشور ؛ اصلاح بنیادین نظام بانکی و بیمه ای و مالیاتی و گمرکی ؛ توقف باج دهی به برخی بنگاههای بزرگ زیان ده مانند خودروسازان ؛ توزیع عادلانه امکانات و فرصتها ؛ تقویت بخش خصوصی ؛ مداخله شجاعانه دولت در برخی حوزه ها به نفع توده های مردم مانند مسکن و بهداشت و سلامت و ایجاد فضای بانشاط ملی با کنار گذاشتن برخی عصبیت های فرقه ای و کهنه و نخ نما ؛ تغییر و جابجایی مدیران کشور براساس شایسته سالاری و کنار نهادن پدید ه های شوم اقازادگی و فامیل سالاری و.. تنها بخشی از این سیاست هاست که در واقع امر امریکا را  ازنظر پیاده نظام داخلی خلع سلاح می کند.

در نتیجه می توان گفت اگر ایران بتواند از این گردنه سخت فشار و تهدید و تحریم عبور کند یا خدای نکرده در دام توطئه ها و دسایس امریکا و متحدان منطقه ای ان بیفتد نمی توان همه تقصیر ها را به گردن دشمن خدعه گر انداخت نیمی از مسئولیت هر چه رخ خواهد داد بر عهده ماست که برماست.

1+
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه بگذارید

avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی