امروز

یکشنبه, ۲۹ دی , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۹:۲۷ قبل از ظهر

سایز متن   /

امیر دبیری مهر

انجمن علوم سیاسی ایران هر سال در اذرماه همایش سالانه خود را با حضور استادان وپژوهشگران و دانشجویان علم سیاست برگزار می کند این گردهمایی فرصتی است برای رویارویی ارای اهل سیاست نظری در باره انچه می اندیشند و درباره انها دغدغه دارند. اما امسال همایش سیزدهم که در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد برای نگارنده که از سال ۱۳۸۳ تا امروز علی رغم بی مهری ها و قدر ناشناسی ها در همراهی و همکاری با این نهاد علمی از هیچ کوششی فروگذار نکرده ام از دو جهت متفاوت بود و از این رو خود را مجاب کردم بعد از چند سالی غیبت در همایش سالانه حضور یابم دلیل نخست سایه و نزدیکی تحولات و رخدادهای مهم ابان ۹۸ بود که بیشترین انتظار جامعه برای تحلیل آن متوجه دانشمندان علم سیاست است از این رو در این همایش بیشتر از دانشجویان علوم سیاسی شاهد حضور شهروندان عادی همایش بودیم علت دیگر حضور حکیم فرزانه دکتر فرهنگ رجایی در این همایش بود که با کوله باری از درد و دانش راه ۱۰ هراز کیلومتری اوتاوای کانادا تا تهران را پیموده بود تا درباره ایران و ایرانی و رهیافت های عزت انها سخن بگوید. چند سال قبل که در همایشی علمی در یکی از کشورهای قاره جدید شرکت کرده بودم یکی از شرکت کنندگان می گفت از طریق دکتر رجایی با ایران و تمدن ایرانی اشنا شده ام و این سخن در من احساس غرور ایجاد کرد دقیقا این سخن را زمانی شنیدم که کتاب اندیشه سیاسی معاصر در جهان عرب دکتررجایی را مطالعه می کردم و از عمق و دقت این اثر محظوظ می شدم از این رو در ترم بعد برای درس و سیمنار جنبش های اسلامی معاصر در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همواره این کتاب را به دانشجویان معرفی کردم تا در برهوت تولید دانش سیاسی در دانشکده های علوم سیاسی و تراژدی افول منزلت علمی وزارت علوم و دانشگاه ازاد و کارمندانی که در دانشکده ها عنوان استاد و هیات علمی را به سختی و زحمت و عاریت بر دوش می کشند از دریای دانش استاد بی بهره نمانند . ( حق سپاس از اقلیت استادان مجرب و خبره و مسئولیت پذیر و متشخص دانشگاهها محفوظ است و به اشاره و تاکید فرد کوچکی چون من نیاز نیست )
دکتر رجایی رئیس دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه کارلتون کانادا در نشست پنج شنبه با سیمایی مملو از محاسن سفید و رنج دوران دیده اما متین و پر امید و متواضع بیش از هر سخنی بر این نکته پای فشرد که ضروری است دانشوران سیاسی بین امر سیاسی و سیاست روزمره تفاوت جدی قایل باشند و به عبارت دیگر مباحث خود را به سیاست روزمره و سیاست بازی تنزل ندهند و برای فهماندن این دقیقه ی معرفتی تا توانست از میراث ادبیات فارسی و ارای سعدی و فردوسی و نظامی و ناصر خسرو …بهره جست .او به درستی معتقد است امر سیاسی سه موضوع و مساله اصلی دارد که عبارتند از :نظم و امنیت ، رفاه و معیشت و ارمان ها و ارزشها . و از همین جهت است که علوم سیاسی سرامد دیگر علوم است زیرا مسایل ان زندگی و سرنوشت همه ادمیان را در اقصی نقاط جهان شامل می شود. در حالی که سیاست روز مره گاهی به همه چیز می پردازند جز مسایلی که باید به انها بپردازد.ان چیزی است که سالها پیش در همایش دیگری از ان با عنوان سیاست سفلی نام بردم .همان سیاستی که توده ها ان را بی پدر و مادر می خوانند. اما انچه که دکتر رجایی ان را امر سیاسی می خواند انقدر مهم و بنیادین است که به مرزهای تقدس نزدیک می شود.
به نظر دکتر رجایی هیچ کس را چاره ای جز مواجهه با امر سیاسی نیست اما نوع مواجهات متفاوت است برخی مانند دکتر داریوش صفوت علی رغم برخورداری از دانش حقوقی و سیاسی خلعت هنرو تصوف می پوشند و به موسیقی پناه می برند در واقع به زعم نگارنده کنج انعزال و عافیت بر می گزینند که البته همین انتخاب هم حاوی اموز ه هایی است که شرح ان مجال دیگی می طلبد.. دسته دوم کسانی هستند که لباس دیوانسالاری می پوشند و از بالا و مسند قدرت به امر سیاسی اهتمام دارند و دسته سوم شهروندان هستند که درگذشته به انها اهل حل و عقد می گفتند با این تفاوت که در گذشته اهل حل و نقد معدود بودند اما امروز همه بالقوه شهروند هستند و حق انتخاب و نقد و اعتراض و کنش دارند.
در این میان وظیفه دانشور سیاسی بسیار مهم و حیاتی در سرنوشت بشر است زیرا دانشور سیاسی در واقع پاسدار امر سیاسی است که در این تقسیم کارها ؛ تحت الشعاع سیاست روزمره قرار نگیرد. دانشور سیاسی با برخورداری از دانش و بینش سیاسی سقراط وار واقعیات را تبیین می کند و اجازه نمی دهد مقولات حیاتی مرتبط با امر سیاسی در میان دیوانسالاران و شهروندان فراموش شوند. دانشور سیاسی اخلاق مسئولیت مدار دارد نه لزوما نتیجه گرا از این رو از این که برخی به دانش و شناخت و معرفت سیاسی بی توجه هستند مایوس نمی شود و به روشنگری خود ادامه می دهد. در اینجا دکتر رجایی از دانشورانی که دایم گله می کنند حاکمان به نظرات انها اعتنایی نمی کنند خواست صبور باشند و کار خویش مشغول و مصمم .
بخش دیگری از سخنان دکتر رجایی ناظر به امر بسیار مهمی بود که سالهاس دغدغه نگارنده است و در کتاب خود با عنوان فرزانگی و جهانداری به ان پرداخته ام اما بسیار در فضای فکری و روشنفکری ایران غریب و مهجور است . او گفت امر سیاسی بیشتر از ان که متوجه جهانگیری باشد متوجه جهانداری است . پس باید اندیشه ورز سیاسی درباره جهانداری بیندیشد و نظریه پردازی کند . زیرا جهانگیری کار قلدران و جهان گشایان است و این جهانداری است که کارخردمندان است و البته مرد این میدان کم است و نادر .
دیگر سخنران این همایش که از همان ابتدا مرز سخنانش را با دکتر رجایی مشخص کرد محمد رضاتاجیک عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی بود که بارها با صراحت و کنایه گفت جنس سخنان او با انانکه که از بیرون به ایران می نگرند و ار ارمانها و ارزوهاسخن می گویند متفاوت است .دکتر تاجیک در سخنان خود از وجود ناوضعیت و نادوران در ایران امروز سخن گفت و اینکه اوضاع چنان پیچیده و نابسامان است که زبان در تبیین ان درمانده است . چنین تحلیلی از ایران از زبان دکتر تاجیک که سالهاست به دلایل بیرونی نوعی یاس فلسفی و سیاسی مبتلا شده البته مطلوب ناراضیان و منتقدان است اما باید منصف بود و اذعان کرد در ان می توان لایه هایی راهگشا هم یافت . انجا که او وضع دانشمندان علوم سیاسی را به کاراگاهان نابلد و کودنی تشبیه کرد که همیشه زمانی در صحنه حاضر می شوند که جسد مقتول در گوشه ای پیدا شده و کار از کار گذشته است . اشاره او به رویدادهای ابان ۹۸ بود که صاحب نظران علوم سیاسی بجای انکه ان را پیش بینی کنند صرفا به تحلیل ان پرداختند. البته این سخن دکتر تاجیک کاملا خطاست زیرا بسیاری از اندیشه ورزان علوم سیاسی دست کم در دوسال اخیر با تحلیل دقیق ایران هشدارهای جدی در این خصوص داده بودند و اینکه صاحب منصبان فاقد تدبیر بودند گناهی است که نباید به نام دانشوران سیاسی گذاشته شود.
دکتر تاجیک در بخش اصلی سخنان خود جامعه را در مواجهه با امر سیاسی سه دسته کرد و دسته اول را صاحبان قدرت و سیاست رسمی خواند که با فقردانش نظری و ناکارامدی خود در عمل سیاست را از معنا تهی کرده اند و نتیجه انکه از سیاست فقط نامی و پوسته ای را یدک می کشند و خیر و مصلحت عمومی را به حاشیه رانده اند و مفهوم ملت را به سطح فرد و افرادی تنزل داده اند.دسته دوم عالمان و دانشمندان سیاسی هستند که دکتر تاجیک پرونده انها را پیشتر بسته بود و انها را ناتوان از تحلیل صحیح شرایط خوانده بود کسانی که بجای انکه نظریه های خود را مبتنی بر واقعیات جامعه ساخته و ارایه دهند واقعیات جامعه را در سطح نظریه های خود پایین می اورند. لباسی در قامت جامعه نمی دوزند بلکه ادمهایی در اندازه لباس های از پیش دوخته خود می جویند.
به نظر دکتر تاجیک دراین ناوضعیت سیاسی است که توده های نا امید از سیاست مداران و سیاست شناسان ، دست به طغیان می زنند تا حق خود را از خیر و مصلحت عمومی به کف اورند از این رو به قاعده و قانون رفتار نمی کنند و پوپولیست و تهی دست و حاشیه ای خواندن انها نیز با اعتنا و توجه انها مواجه نمی شود.
قریب به این مضمون را دکتر کیومرث اشتریان رییس جدید انجمن علوم سیاسی نیز در تحلیل وضعیت ایران امروز بیان کرد و از این مشکله مهم سخن گفت که همه نهادهای رسمی و غیر رسمی در ایران مانند روحانیت و نیروهای نظامی و دانشگاه و جریان روشنفکری از قدرت جریان سازی اجتماعی تهی شده اند و اگر برای این معضل فکری نشود با رویدادهای غیر قابل پیش بینی روبرو خواهیم شد زیرا جریان های خودساخته ایجاد شده و غیر قابل مهار هستند.
در انتهای این نشست دکتر تاجیک با اعتراضی پرخاشگرانه به منتقدی که سخنان اورا به مطایبه نامفهوم خوانده بود نشان داد در کنار دانش گسترده و عمیق خود که ارزش ان محفوظ است نه تنها دچار یاس فلسفی شده بلکه سعه صدر خود را در شنیدن نقد دیگران از کف داده است . او در پاسخ دکتر جواد حیدری مترجم ودانش اموخته علم سیاست او را از راه رسیده ای خواند که مثل دیگران به او پشت پا می زند. تاجیک با تواضعی! برامده از تکبر خودرا صاحب بیش از ۳۰ کتاب جریان ساز در ایران خواند و قس علی هذا …و اما در این میان باز میانداری حکیم فرزانه مجلس یعنی دکتر رجایی گره گشا شد انجا که بدون انکه به تعریض های دکتر تاجیک به منظر و چشم انداز خود پاسخی بدهد همه را از معرکه جهان بینی ها که موجب اختلاف و کینه می شود برحذر داشت و به معرکه آرا دعوت کرد که موجب گره گشایی از کار ملک می شود دعوت کرد . دکتر رجایی با بازخوانی شفاف نظرات دکتر تاجیک نشان داد به خوبی دغدغه های دلسوزانه دکتر تاجیک را دریافته است و به کنه نظرات او فارغ از نحوه بیان و حاشیه هایش احترام می گذارد و این سلوک علمی برای همه ما اموزنده است .
نگارنده علی رغم همه احترامی که برای استادان و صاحب نظران قایل هستم و با بسیاری از این عزیزان حشر و نشر علمی دارم اما هیچگاه این ارتباطات و حتی شاگردی مستقیم و غیر مستقیم مانع از نقد ایشان نشده است و هیچ دانشوری را مبرا از نقد حتی از نوع گزنده آن نمی دانم چنانچه زمانی در مقاله ای تندگویی هایی دکتر سید جواد طباطبایی را به بوته نقد کشیدم و در در نشستی خصوصی و حضوری برخی نظرات ایشان درخصوصی برخی روشنفکران مانند مصطفی ملکیان را فاقد اعتبار دانستم یا بارها پرگویی ها و مغلطه های دکتر صادق زیبا کلام را بر افتاب افکنده ام و نقدی که امروز در این روایت از دکتر تاجیک کردم .از همین سنخ است و از همه بالاتر نقدهایی به ارای دکتر سیف زاده استاد راهنمای رساله کارشناسی ارشدم داشتم که البته همیشه با استقبال این استاد هجرت کرده از کشور مواجه می شد. این نقدها نه اسائه ادب است و نه نادیده انگاشتن مقام علمی این بزرگان بلکه وظیفه و رسالت دانشوری سیاسی است تا بلکه به تعبیر دکتر جایی معرکه آرا شکل بگیرد تا بتوان اداب جهانداری را بیاموزیم و ایرانی بسازیم متکی و مبتنی بر ارزشهای انسانی و برخوردار از عزت و کرامت و مملو از رفاه و وفور و به سامان و امن .

0
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه بگذارید

avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی