امروز

شنبه, ۱۸ مرداد , ۱۳۹۹

  ساعت

۱۱:۱۰ قبل از ظهر

سایز متن   /

نوسازی، توسعه، جهانی شدن (رضا شیرزادی )

نوسازی، توسعه، جهانی شدن (رضا شیرزادی )

مشخصات کتاب

عنوان: نوسازی، توسعه، جهانی شدن (مفاهیم، مکاتب، نظریه‌ها)

نویسنده: رضا شیرزادی

تعداد صفحه: ۲۸۸

نشر: آگه (۱۰ خرداد، ۱۳۹۱)

شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۳۲۹-۲۶۱-۴

قطع کتاب: رقعی

وزن: ۷۰۰ گرم

توضیح و معرفی کتاب

کتاب نوسازی، توسعه، جهانی شدن، با توجه به اینکه نویسنده خود تأکید کرده که حاصل مطالعه و دغدغه‌های چندین ساله‌اش می‌باشد، داری تقسیم بندی مشخص و مناسب در ارائه موضوعات برخوردار است و از نظر تعداد و کیفیت ارائه مفاهیم و نظریه‌ها موجود در زمینه توسعه و جهانی شدن نسبت به کتاب‌های موجود در این زمینه از سطح بالایی برخوردار است. مطالعه این اثر را به علاقمندان به حوزه‌های مورد بررسی کتاب می‌شود چرا که کتاب در ارائه مباحث الگوها نظریه‌ها و پارادایم‌های مختلف در این حوزه و همین طور با منابع و آثار موجود درباره آن‌ها، کمک خوبی می‌تواند داشته باشد.

در یک نگاه اجمالی این کتاب در یک دیباچه و سه فصل و یک ضمیمه تنظیم شده است. فصل اول به بررسی مفهوم نوسازی و توسعه، و اصطلاحات مرتبط می‌پردازد و اهداف، ابعاد، مراحل و راه‌های نوسازی و توسعه را مورد بحث قرار می‌دهد. در فصل دوم، عمده‌ترین مکاتب، نظریه‌ها و موضوعات نوسازی و توسعه مورد بررسی قرار می‌گیرند. این فصل به دلیل گستردگی بخش اعظم مطالب کتاب را به خود اختصاص داده است. فصل سوم کتاب به بررسی پدیدهٔ جهانی شدن اختصاص دارد. در این فصل مفهوم، پیشینه، علل، نظریه‌ها، ابعاد، عوامل، ابزارها، مزایا و معایب جهانی شدن مورد بحث قرار می‌گیرد. همچنین، در بخش پیوست، بررسی و نقد سه کتاب در زمینهٔ موضوعات مورد بحث در این نوشته ارائه شده است.

در دیباچه کتاب نویسنده به صورت کوتاه به بیان بسترها و زمینه‌ها تاریخی تجدد در اروپای غربی و تبع آن اقتباس آگاهانه و عامدانه کشورهای غربی و غیر غربی از مدرنیته، در قالب مدرنیزاسیون یا نوسازی می‌پردازد.

در فصل اول با عنوان «نوسازی و توسعه: چارچوب مفهومی»، در ابتدایش به معرفی و تعریف مفاهیم و اصطلاحات مرتبط در حوزه توسعه پرداخته و مفاهیمی مانند تغییر، تحول، تکامل، ترقی یا پیشرفت و رشد را مورد بررسی قرا می‌دهد. در ادامه فصل اول، مؤلف بحثی مفهومی از نوسازی و توسعه ارائه می‌دهد که در مورد نوسازی، آن را فرایندی چند بعدی تلقی می‌کند که مستلزم دگرگونی در همه زمینه‌های اندیشه و فعالیت انسانی است و همه حوزه‌های سیاسی، آموزشی، دینی، اخلاقی، خانوادگی و طبقاتی را در برمی گیرد (ص ۱۵). در این قسمت، ویژگی نوسازی را از نظر دیوید اپتر بیان و در ادامه به بررسی جنبه‌های مختلف نوسازی (شامل روان شناختی، فکری، جمعیت شناختی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی) می‌پردازد و اما در مورد توسعه می‌نویسد: «توسعه برخلاف نوسازی که حد و غایتی ندارد، اهداف مشخصی را در مدتی معین دنبال می‌کند و بر خلاف رشد که اهداف کمی را مد نظر دارد، اهداف کیفی را نیز در بر دارد…»(ص ۱۸)؛ و در ادامه در مورد توسعه به بیان چگونگی نگرش به آن در رشته‌های مختلف می‌پردازد.

در قسمت دیگر این فصل، نویسنده آرا و نظریه‌های چند تن از صاحب‌نظران داخلی و خارجی از جمله مایکل تودارو، سید جواد طباطبایی، حسین عظیمی، ایان روکس بروف و پیتر والاس پرستون در مورد توسعه را مورد بررسی قرار می‌دهد و روی هم رفته با بررسی صورت گرفته به این نتیجه می‌رسد که: «اولاً توسعه تحولی بنیادی، ثانیاً همه جانبه به شمار می‌رود که هم باید نیازها و ضروریات مادی و عینی و هم جنبه‌های معنوی زندگی بشر را برآورد. از این رو توسعه اقتصادی-صنعتی همراه با توسعه سیاسی و فرهنگی معنا می‌یابد که همراه این دو، کمتر زمینه‌های بحران و گسست را در خود دارد» (ص ۲۶).

در ادامه فصل اول، نویسنده به بررسی زمینه‌های سیاسی و اقتصادی طرح مباحث توسعه در دوره بعد از جنگ جهانی دوم با توجه به دو قطب بندی‌های غرب و شرق می‌پردازد و در ادامه به بیان روند دگرگونی و تحول در مفهوم توسعه از زمان اعلام برنامه و اهداف آررتو لوئیس در سال ۱۹۴۴ تا در سال‌های دهه ۱۹۹۰ می‌پردازد. همچنین در ادامه با توجه به دگرگونی‌ها و تحول که در مفهوم توسعه رخ داده، نویسنده به بیان اهداف و ابعاد توسعه می‌پردازد؛ و در آخر فصل هم به بیان مراحل و راه‌های نوسازی و توسعه می‌پردازد که مراحل توسعه و نوسازی را شامل این سه مرحله می‌داند: ۱. انقلاب کشاورزی، ۲. انقلاب صنعتی، ۳. انقلاب فرا صنعتی یا انقلاب الکترونیکی، اطلاعاتی و ارتباطی (ص ۴۱-۴۰) و در مورد راه‌های توسعه و نوسازی، این سه راه را که جوامع سنتی صورت داده‌اند، بیان می‌کند:۱. راه دموکراتیک و سرمایه دارانه، ۲. راه نوسازی محافظه کارانه، ۳. راه نوسازی کمونیستی.

فصل دوم با نام «مکاتب، نظریه‌ها و موضوعات توسعه» که بخش اعظم کتاب را به خود اختصاص داده، نظریه‌ها صرفاً اقتصادی را بررسی نمی‌کند بلکه نظریه‌ها را که جنبه‌های سیاسی-جامعه شناختی و یا سیاسی-اقتصادی را مورد توجه قرار داده. در ابتدا فصل نویسنده به زمینه‌ها و گرایش‌های که در نظریه‌های توسعه و نوسازی وجود دارد را با توجه به تغییر و تحول تاریخی که در نظریه‌های علوم اجتماعی به وجود آمده را مورد بررسی قرار می‌دهد که عمدتاً میراث نظریه‌های مدرنیتی و پوزیتویستی بوده است و اینکه ناشی از دوران روشنگری عصر خود محسوب می‌شوند. سپس در ادامه، الگوهای کلی نظریه‌های توسعه سیاسی را که از نظر نویسنده دارای دو الگو همبستگی و علّی می‌باشد را شرح می‌دهد.

در ادامه فصل، نویسنده سه مکتب نظریه پرداز (که بعد از جنگ جهانی دوم به مطالعه در زمینه توسعه پرداختند) را دیدگاه‌های کلان، زمینه‌های پیدایش، سیر تاریخی و همچنین ویژگی‌ها که بینشان وجود دارد را بیان می‌کند که این مکاتب عبارت‌اند از: ۱. مکتب نوسازی ۲. مکتب وابستگی ۳. مکتب نظام جهانی.

بخش دیگر فصل دوم کتاب (که بیشترین حجم فصل را تشکیل می‌دهد) به بیان آرا و اندیشه‌های نظریه‌پردازان توسعه می‌پردازد ولی قبل از آن، رشته‌ها و حوزه‌های مختلفی علوم اجتماعی که نقش اساسی در گسترش مطالعه توسعه داشتند را معرفی می‌کند، مانند جامعه‌شناسان سیاسی