مصدق توسعه و آینده ی ایران را قربانی دموکراسی کرد

دیروز سالروز وفات بزرگمرد معاصر ایران مرحوم دکتر محمد مصدق بود. از معدود شخصیتهایی که در سلامت نفس ، خدمتگذاری ، ذکاوت سیاسی ،اخلاص و تاثیرگذاری او در استقلال کشور بین همه گروههای و‌جناح های سیاسی اجماع نظر وجود دارد. شخصیت او را می توان از طیف و تنوع مخالفانش شناخت که عبارتند از بریتانیا ، محمدرضا شاه پهلوی ، حزب توده و نواب صفوی که به ترتیب نماد استعمار ، استبداد ، خیانت و رادیکالیسم دینی بودند
درباره این مرد نظرات هم بسیار متفاوت و گاه متعارض است برخی او را مسلمان نمی دانستند و برخی هم شهادت دادند که نه تنها مسلمان بود بلکه انقدر مقید بود که وجوهات شرعی خود را هم پرداخت می کرد و من قصد ورود به این مجادلات بی پایان و بی فایده را ندارم . فقط به این نکته خواهم پرداخت که در کنار همه محاسن او که جای تجلیل دارد دو نقد جدی به او وارد است که جای تحلیل دارد
اول اینکه روحیه ًنهً گویی و مخالفت در او بسیار قوی بود که در ماجرای پیشنهادهای کنسرسیوم نفتی خود را نشان داد ومانع از رسیدن به یک توافق با قدرتهای بزرگ شد و کشور را به سوی تنگنا و بن بست سوق داد.گویا قهرمان ماندن برای او مهمتر از نجات کشور بود خطری که همیشه سایه ان بالای سر سیاست مداران است دوم اینکه مصدق بیش از اندازه دموکرات و طرفدار ازادی بود و این روحیه کار دست خودش ، مردم ایران و تاریخ معاصر داد. شاید بپرسید چگونه ؟ پاسخ این است که مصدق با علم به اینکه حزب توده و طرفدارانش اگاهانه و نااگاهانه مزدوران شوروی هستند و ازاد گذاشتن انها موجب تحریک امریکا در جهان دو قطبی ان زمان می شود مانع از فعالیت انها نشد و زمینه بدبینی امریکا را به خودش فراهم کرد و این نگرانی را در واشنگتن ایجاد کرد که مبادا با بودن مصدق بر سریرقدرت کشور به دست توده ای ها و‌کمونیست ها بیفتد و با همین تحلیل و با همدستی بریتانیا نقشه کودتا چیده شد و آن بر سر ملک رفت که رفت ..مصدق حاضر نشد یا ندانست برای حفظ امنیت و مصالح ملی ازادی تجمعات و مطبوعات و بیان را محدود کند او با علم به دسیسه ها و نقشه های مخالفین حاضر نشد انها را بازداشت و محصور کند . داوری در این باره هنوز ممکن نیست زیرا جانب هر طرف را بگیرید متهم به نفی طرف دیگر می شوید جمع کردن ازادی و امنیت و توسعه پیچیده ترین و سخت ترین تلفیق سیاسی است که هنوز سیاست مداری در ایران نتوانسته آن را اجرا کند.نگارنده فارغ از اینکه استراتژی مصدق چقدر در شکل گیری کودتای ۲۸ مرداد نقش داشت یا نداشت عمیقا بر این باور است که اگر کودتا نبود و دولت مصدق پابرجا می ماند بسیاری از رویدادهای بعدی تاریخ معاصر رخ نمی داد و ایران امروز از کشورهای قدرتمند و مرفه و توسعه یافته جهان بود .بنابراین بسیار مهم است که بجای لعن احساسی کودتاگران به این بیندیشیم که چه کارهای می توانست انجام شود تا جلو کودتا گرفته شود. فراموش نکنیم تاریخ دایم تکرارمی شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لیست پخش

دیدگاه‌ها