درس گفتارکتاب‌ها و پژوهش‌هایادداشت‌ها و مقالات شخصی

خدا شناسی چگونه احساسات منفی گناه را نابود می کند بخش دوم

بخش دوم

خدا شناسی چگونه احساسات منفی گناه را نابود می کند
بخش دوم

امیر دبیری مهر

در بخش اول و بر اساس کتاب روح اسپینوزا خواندیم که از نگاه این فیلسوف بزرگ ؛ جهان و هر چه در آن است از جمله خودمان جلوه و ترجمان سرشت خداست و هر چه هست در درون خداست و وظیفه ما در زندگی یاداوری این است که ما بخشی از وجود خدا بوده ایم همان  انالله و انا الیه راجعون و منشا همه خوشی ها و شادی می تواند همین یاداوری است الا بذکر الله تطمئن القلوب… همانگونه که منشا همه ترس ها و اضطراب ها احساس جدا بودگی از خداست.فقط کسانی که خود را اخگر ها و انواری از خدا می دانند این خوشی و حس رهایی و آزادی را می فهمند.
اسپینوزا معتقد است اگر این باور متافیریکی در جان ما بنشیند دیگر احساس گناه از رفتارها و تصمیمات گذشته خود نخواهیم داشت. احساس گناه از منظر روان درمانگری مهمترین عامل کاهش شادمانی است. زیرا احساس گناه متضمن احساس تاسف است از یکی از اعمال گذشته ما و یک روح سالم باید از این احساس کاذب رها شود. اما چگونه می توان از احساس گناه رها شد . قبل از ان ناگزیر باید درباره احساس گناه توضیح مختصری بیان کنم.

احساس گناه یکی از عوامل اصلی روان نژندی و ناراحتی و رنجوری روح ادمیان است اما برخلاف تصور عامه برخی از احساس گناهان؛ واهی و بی اساس است.
برای فهم این مساله خوب است بدانیم که ما سه نوع احساس گناه داریم.
نوع اول احساس گناه که کاملا کاذب و مخرب است بعد از شکستن تابوها و سنت های پوسیده و تحمیل شده اجتماعی و تاریخی به سراغ ما می اید. احساس گناهی که جورابلو و علیرضا فرزندش در فیلم درخشان برادران لیلا داشتند و لیلا علیه ان شورید.
نوع دوم احساس گناه ناشی از اسیب های جانی و مالی و عاطفی و معنوی است که به دیگران وارد می کنیم که موجب عذاب وجدان می شود .این نوع احساس گناه برآمده از وجدان ادمی و پسندیده است.
نوع سوم احساس گناه هم از نوع اگزیستانسیالیستی است که بیشتر به سرزنش خودمان از نظر اینکه نتوانستیم در زندگی استعدادهای خودمان را شکوفا کنیم و به انچه شایسته آن بودیم دست پیدا کنیم باز می گردد. ( برای شرح بیشتر به اپیزود ۲۵ پادکست رواق مراجعه کنید)
انچه که در اینجا از احساس گناه مد نظر اسپینوزاست نوع اول و سوم است که به نظر او اگر فهم ما از خدا درست شود احساساتی واهی است و یقینا نوع دوم احساس گناه مد نظر او نیست .( جالب است بدانیم مولانا در پایان دفتر اول مثنوی و در داستان ضربت خوردن امام علی به صراحت هر سه احساس گناه را در برابر تقدیر و جبر الهی بلا وجه می داند و انها را نهی و نفی می کند که شرح این مساله غامض را دکتر سروش در مدرسه مولانا به نیکی بیان کرده است)
باری باز کردیم به بحث اصلی .
اسپینوزا معتقد است به ازا یکایک چیزها یا رویدادها دلیل یا علتی هست که آن چیزها و رویداد بوجود یا پیش امده…چه ما علت موجده را بدانیم و چه ندانیم…و اگر این سلسله علل را پیگیری کنیم به علت العلل پیدایش چیزها یا رویدادها می رسیم که همانا خداست. همان هستومند مستقل و سرمدی و ضروری. یعنی همه ی انچه در کائنات هست و تصور علتی موجده برای چیزها و رویدادها خارج از خدا منطقا و عقلا محال است چون با این تعریف و منطق بیرون از همه ی انچه هست -یعنی خدا – چیزی نیست.
بنابر این احساس گناه از نوع اول و سوم هم یعنی می بایست رفتاری می کردیم متفاوت با انچه کردیم و از این مساله تاسف می خورم و دچار غم و افسوس و سرزنش می شویم. اما این تصور در واقع بدین معناست که همه ی انچه هست یا خدا می توانست یا باید طور دیگری می بود که امری محال یا یاوه ای مابعدالطبیعی است.
در نتیجه وقتی به این محال فلسفی آگاهی یابیم احساس گناه هم از درون ما می رخت بر می بندد و شادی و ارامش و طمانینه جایگزین ان می شود.
این نوع نگاه به رفتار گذشته منشا همان فضیلتی است که در سیر و سلوک مقام رضا خوانده می شود. ناراحت نبودن از گذشته و نترسیدن ازاینده که در قرآن هم صفت رستگاران و مومنین وصف شده. ا
اثر دیگر روان درمانگر این باور فلسفی متوجه دیگران است که همانا تخفیف رنجش و احساس خشم از دیگران است. با این رویکرد خطا و گناه و لغزش دیگران نیز جبرا اجتناب ناپذیر است و در حقیقت جایگزینی نداشته بنابراین نباید ما را از کوره به در کند. وقتی با خود بگوییم این فرد نمی توانسته رفتاری متفاوت کند یا رفتار او پیامد مستقیم سرشت «همه ی انچه هست» بوده … دیگر جایی برای خشم و رنجش و کینه و نفرت از دیگران باقی نمی ماند.
البته این نوع نگاه و تصور به خطای خود و دیگران در ابتدا بسیار سخت باور است زیرا ما عادت کرده ایم که احساساتی مانند گناه و خشم ؛ پاسخهای موجه و در خور به رفتار خودمان و دیگران اند و برای درک این نگرش نیازمند تفکر و تمرین عملی هستیم.

این بحث ادامه دارد

دکتر امیر دبیری‌مهر

امیر دبیری مهر متولد 1356 در تهران، دانش اموخته علوم سیاسی در مقطع دکتری است و از سال 1374 تا کنون در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای به پژوهش و تدریس مشغول است. وی تا کنون پژوهش‌ها، مقالات، سخنرانی‌ها و گفتگوهای مطبوعاتی و رادیویی - تلویزیونی متعددی انجام داده است که دسترسی به برخی از آنها از طریق درگاه اینترنتی اندیشکده خرد میسر شده است. ریاست انجمن اندیشه و قلم از جمله مسئولیت‌هایی است که این عضو پیوسته انجمن علوم سیاسی ایران هم اینک عهده‌دار آن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − پانزده =

دکمه بازگشت به بالا