حاجی اقای صادق هدایت
نقدی تند و گزنده به تیپ شخصیتی ظاهرا موفق و زرنگ و ریا کار در جامعه ایران

حاجی اقای صادق هدایت :
نقدی تند و گزنده به تیپ شخصیتی ظاهرا موفق و زرنگ و ریا کار در جامعه ایران
بخش نخست :
امیر دبیری مهر
صادق هدایت بی جهت به برندی در عرصه نویسندگی و روشنفکری و اوانگاردیسم ایران تبدیل نشده است . علی رغم این حجم وسیع تبلیغات علیه او و در انزوا قرار دادن او در نهادهای تبلیغاتی و رسانه ای، نام صادق هدایت نه تنها به حاشیه نرفته بلکه اثار او توانسته با نسل های مختلف ایرانی ارتباط اثرگذاری ایفا کند. برچسب های توده ای و نهیلیست و برج عاج نشین هم نتوانسته صادق هدایت را از محبوبیت و مرجعیت ادبی و نقد اجتماعی پایین بکشد. اصلا مهم نیست با افکار و عقاید و رویکردهای صادق هدایت موافق باشیم یا مخالف اما نمی توانیم اهمیت و قدرت و نفوذ او را انکار کنیم.شاید در ابتدا تصور شود جمهوری اسلامی و نهادهای رسمی ان پرچمدار تخریب و سیاه نمایی صادق هدایت بودند اما واقعیت این است به نظر من افارد پول پرست و ریاکار و خرافاتی و فرصت طلب و ملون وکارچاق کن و پشت و رو انداز در اتحادی ناخواسته علیه هدایت شوریده اند تا از او انتقام بگیرند زیرا او شاید بهتر از دیگران تشت رسوایی این جماعتخشک مغز و پوسیده را از بام افکنده است .
اگر برای این ادعا شاهد می خواهید همین کتاب حاجی اقا کفایت می کند .این کتاب دقیقا برای ۸۰ سال پیش است اما وقتی صادق هدایت حاج ابوتراب را بعنوان شخصیت اصلی داستان را مستقیم یا در حین گفتگو و مراودات اجتماعی توصیف می کند گویا پارسال کتاب نوشته شده است و مصداق ها و مشابهات ان در جلو چشم شما رژه می روند زیرا در همه جا و هنوز دیده میشوند در عالم کاسبی ، همسایگی ، فامیل و اشنا و سیاست و الخ .
فصل اول کتاب به اندازه فصول دیگر چندان جذاب نیست اما مهم است زیرا راوی سوم شخص حاجی اقا و محیط زندگی او را توصیف می کند.
در این فصل با خانه سنتی حاجی و اعضای خانه او اشنا می شویم.
مراد یا همان پیرمرد فکسنی ، خدمتکار یا نوکرحاجی است .در همان ابتدای کتاب متوجه می شویم حاجی فرد بد دهن و فحاش و خسیس و در عین مستبد و خود کامه و خود خواه است.
حاجی شخصیت ملون و نان به روز خوری دارد. دایم در اندرونی از دوره قاجار و شاه شهید ! تعریف و تمجید می کند میگه ((در ان دوران همه بابا ننه دار )) بودند .حتی از شخصیتی مثل حاحی میرزا اقاسی تمجید میکنه همان صدر اعظم دوره محمد شاه . حاجی میگه تمام سیاست دنیا مثل موم تو چنگول حاجی میرزا بود.
نگاه منفی و مشکوک به زنان از دیگر ویژگی های حاجی ابوتراب است وقتی به مراد میگه ((توهنوز زنها را نمی شناسی همین که چشم منو دور ببییند هزار جورگند و کثافت بخورد ادم می دهند.برای سفید بختی جادو و جنبل می کنند))
بدبینی به دیگران از جمله اصناف مانند کسبه از ویژگی های دیگر حاجی است درباره یوزباشی حسین سقط فروش میگه : ((این مرتیکه قرمساق پدرسوخته خیلی کلاه سرمن گذاشته گمان میکنه من میخوام صنار سه شایی اونو بالا بکشم))
حجه اللشریعه اخوند محل شخصیت مهم دیگر مرتبط با حاجی است که مسوول کلاه شرعی درست کردن برای حاجی است.
یکی از کارهای اصلی حاجی کارچاق کنی است .از گرفتن اجازه نامه خروج از کشور یا به قول صادق هدایت پاشپورت تا واسطه گری برای پست و مقام فروشی برای افراد نالایق و کودن اما دارای ارتباطات خاص
حاجی برای جا کردن خودش تو دل دیگران و در عین حال عافیت طلبی دایم مجیز شخص اول مملکت را میگه اما بقیه مقامات را دزد و دغل و مغرض میدونه و مثلا در حمایت از سرکوب عشایر دردوره رضا شاه میگه (قلع و قمع اشرار لازمه باید نسل همه ایلات و عشایر را از میان برداشت !… همیشه باعث اختلال امنیت و موی دماغ حکومت مرکزی هستند و باید همه انها را قتل عام کرد))
شخصیتهایی مثل حاجی دچار توهم خود مهم پنداری و خود بزرگ بینی هم هستند. حاجی در دیدار با یکی از مراجعین به نام دوام الوزاره که برای پارتی بازی التماس دعا داره میگه ((من تو این شهر خیلی دشمن دارم همه تازه به دوران رسیده ها،همه دزد ها و نو کیسه ها همه این عربها و نصرانیهای سوریه و عراق که بطرز مرموزی در تمام مقامات حساس اقتصادی ملکت رخنه کرده اند همه انهایی که باباشان را نمی شناسند بمن حسد می برند ))
توهم ثانوی حاجی سیاست دانی اوست . حاجی خودش را اخر سیاست و کیاست می داند .البته با چرخش های ۱۸۰ درجه ای در کسری از ثانیه . حاجی که درمجلسی ازسلسله قاجار و شاه شهید تمجید و تعریف می کرد در مجلسی دیگر در تمجید از رضا شاه می گوید:(( بالاترین و عالی ترین نعمتهای موجود ذات مقدس شاهنشاهه که ایران جدید را در ظرف مدت کوتاهی ازپرتگاه نیستی به شاهراه ترقی کشاند امنیت را بطوری در سرتاسر کشور حکمفرماست که اگر زنی یک تشت طلا بسرش بگیره و از ماکو تا بندر چابهار بره کسی متعرضش نمیشه … باوربکنید که ما پشت دنیا را به لرزه دراوریم .یادتان هست که دوره احمد شاه به مردم عوض حقوق کاه و یونجه و اجر می دادند؟))
حاجی برای نجات کشور چشم انتظار نیروی خارجی است و به شدت شیفته المان و هیتلر است و دایم خبر از پیروزی قریب الوقوع المان هیتلری در جنگ جهانی دوم می دهد حاجی میگه : ((سرباز المانی نگو یکپارچه اهن بگو دیگه توی دنیا قشونی نیست که بتونه جلو انها را بگیره بگذارید هیتلر با نظم نوینش دنیا را تمشیت بده .همه علامات ظهور حضرت صاحب را داریم بچشم می بینیم …میگند هیتلر مسلمان شده و روی بازویش لااله الاالله نوشته ))
ادامه دارد



