اسلایدر / مهمترین مطالبیادداشت‌ها و مقالات شخصی

ایا کسی می داند فردا چه خواهدشد؟ سقوط یا صعود؟

امیر دبیری مهر

این روزها مردم اگر از همدیگر و دیگری هم نپرسند از خودشان می پرسندکه  فردا و پس فردا و پسا فردا چه خواهد شد؟ وضعیت اقتصادی ایران به کجا خواهد انجامید؟ جنگ با امریکا به کجا می رسد؟ کمبود دارو چه زمانی رفع می شود؟ نظام حکمرانی در سیاست های خود تغییر ایجاد خواهدکرد؟ یا با همین دست فرمان ادامه خواهد داد؟ و دهها و شاید صدها پرسش مهم دیگر که فکر و ذهن همه ایرانیان را در داخل و خارج به خود مشغول کرده است .

 پرسشهایی که فراتر ازمعیشت روزمره ناظر به سرنوشت نسلی  است . ازاین رو این پرسشها همگانی است یعنی  فراجنسی ٬فراقومی٬ فرامحلی و فراجناحی و فراسرزمینی است .فقط  در دانشگاه مطرح نمی شود در تاکسی و مترو واتوبوس در ذهن شهروندان ٰرژه می رود. در میهمانی ها نقل مجلس است . عالم و عامی به ان می اندیشد. فقیر و غنی با انها کلنجار می رود.  اما نکته مهم و جالب اینجاست که هوش مصنوعی که سهل است شوربختانه دانشمندان علم سیاست و  اقتصاد وجامعه شناسی از پاسخ به این ابهامات تاریخی و وضعیت تامتعین تمدنی عاجز هستند . سقف تحلیل ها و تفسیرهای افراد دانا واگاه ٬  ناظر به پیش بینی روندها تا چند روز و چند هفته است و نه بیشتر . بگذریم که اکثر اظهار نظر کنندگان در این حوزه ها اساسا  صلاحیتی در تفسیر و تبیین و تحلیل این موضوعات  ندارند زیرا نه دانش اکادمیک و روشمند و قابل اتکا دارند نه تجربه انباشته و نه بینش تاریخی و نه ذکاوت اجتماعی بالا .  ما بیشتر شاهد شکل گیری پدیده ای هستیم به نام سلبریتی های پیش گو وتحلیل گران فیک که سقف معیشت خود را روی ستون شارلاتانیسم تحلیلی بنا کرده اند و اظهار نظر های انها ارزش توجه ندارد .دانشی و فهمی که مستند و مرجع آن فضای مجازی و صفحات سطحی شبکه های اجتماعی و اخبار واطلاعات مجعول و مخدوش و کذب باشد بیش از نمی ارزد.

 البته مردم مستاصل و حیرت زده و نگران از اینده برای رسیدن به تکیه گاهی حتی موقت و تسکین دهنده ناگزیر به این ترهات و لاطائلات و اباطیل توجه می کنند . این که سهل است گرایش به فال قهوه و جادو و اجنه و علوم غریبه و اجرام سماوی هم زیاد شده . رونق همه این بازارهای مکاره ٬ نتیجه پیچیدگی و ابهام شدید وضعیت تاریخی ماست که عقل و دانش و علم و منطق ٬ توان فهم و تببین دقیق و جامع آن را ندارند.

 شوربختی انجاست که کنش گران سیاست و مدیریت و تصمیم گیران صاحب منصب و قدرت هم در این معرکه ٬ حیرت زده تر از دیگران حتی عوام الناس هستند. انقدر پرمشغله و درگیر و مضطرب و متوهم هستند که گاهی از فهم واقعیات جاری هم عاجز هستند چه برسد به درک روندها و اگاهی از نتیجه ی فرایندها .

 حال سوال اینجاست که اگر اینچنین است چه رهیافتی و چه چراغ جادویی و چه رمل و اصطرلابی و چه جام جهان نمایی و کدام دیده بصیرت افزایی می تواند به ما بگوید فردای ایران چه خواهد شد ؟ دلارو تورم  تا کجا بالا خواهد رفت ؟ قیمت مسکن به کجا خواهد رسید؟ قدرت خرید مردم تا کجا کم خواهد شد؟ شکاف اقتصادی و رفاهی با کشورهای همسایه تا چه درجه ای افزایش خواهد یافت ؟ شکاف طبقاتی کجا گسستگی اجتماعی ایجاد خواهد کرد و قس علی هذا؟

در پاسخ به این ابهام بزرگ می توان ساعتها و در جلسات دقیق معرفتی و حکمی مستندا سخن گفت و بحث کرد اما در اینجا و درمقام ایجاز و طبق قاعده قل و دل می توانم بگویم فلسفه تاریخ و برخی قواعد جبری و سنن لایتغیر تاریخی یا الهی می تواند تا حدی  این وضعیت مبهم را روشن کند و مردمان اگاه و هوشیار و کنجکاو را از عالم حیرت به عالم شفافیت و جلوت رهنمون سازد.

 بر این اساس  با همه اگاهی اندکی که از تاریخ و جغرافیا و سیاست و نظام بین الملل داریم معتقدم ایران در استانه یک زایمان و دگردیسی بزرگ تاریخی و تمدنی قرار دارد  که خوشبختانه به سوی صعود است نه سقوط.

 وقتی می گویم ایران منظورم امری فراتر از یک نظام سیاسی و یا یک قوم و جغرافیای محصور و محدود است .منظورم از ایران مفهومی استعلایی و به  مثابه واقعیتی فراتر و برساخته از جغرافیا و تاریخ و فرهنگ و تمدن و ایرانیان و ذهنیت های سوژه های شناساست . همان ایرانی که در ۵ هزار سال گذشته با وجود همه فراز و نشیب ها ٬ پایدار مانده و مانند ققنوس از خاکسترهجوم اسکندر٬ انیران ٬ اعراب٬  مغولها٬ عثمانی ها ٬ اقوام مهاجم اسیای مرکزی ٬ انگلیسی ها و روسها  برخاسته و بالیده است و دچار ضعف و فترت شده اما اضمحلال و مرگ و نابودی را تجربه نکرده است .

 اسلام را در قالب شیعه ایرانی بازسازی کرده و با آن مرزهای فرهنگی و تمدنی ساخته است . این ایران تاب ابهام و معطلی و تردید و بلاتکلیفی و تحقیر و تضعیف و تجاوز را برای همیشه و در دراز مدت ندارد و باید با تجیهز همه جانبه خود از دوره برزخی عبور کند اما نه به سوی دوزخ  بلکه به سوی جنت و شکوه و افتخاری که همزاد ایران است

 شاید خواننده این سطور نویسنده آن را متهم به خوش باوری و امیدافرینی خیالبافانه و غرق شدن در ایدئولوژی پان ایرانیستی و از این قبیل برچسب ها کند اما واقعا اینگونه نیست که دست کم ۳۰ سال نوشته ها و سخنان من گواه است که بیش از این هر چیز در بند واقعیت و رئالیسم هستم و ارمان و ایده ال را نیز مبتنی بر واقعیت جستجو می کنم در جهان خیال و رویا و توهم .

بر همین اساس  مبنای این نگرش ٬ ظرفیتها و استعدادها و انگیزه های و سرمایه های متنوع مادی و فرهنگی و تاریخی و تمدنی ایران است که او را محکوم به نجات و رهایی می کند! انانکه از سقوط و تباهی و نابودی ایران سخن می گویند اکثرا در فشارهای روحی و روانی ناشی از سختی معیشت مسلوب الید شدند و از نظر ساختار ذهنی امکان خوش بینی ندارند و اقیلتی نیز که اسیر روزمرگی های اندیشه سوز نیستند از فقر تاریخیگری و ضعف بینش فرهنگی و قطحی جامعه شناسی ایرانی رنج می برند و شاید توان نگارش یک صفحه درباره رازهای ماندگاری ایرانیان را نداشته باشند . معدودی از افراد اگاه و هوشیار و دانا از سرنوشت ایرانی و سرگذشت ایران در درازنای تاریخ نیز از طعن و کنایه و باورناپذیری مردمان می هراسند و سکوت را انتخاب کرده اند .

 فهم من میگوید ایران در مقطع سرنوشت سازی قرار دارد نمی توان گفت این فرگشت تاریخی کی و چگونه رخ می دهد  اما قطعا می توان گفت ایران دراستانه یک تحول  بزرگ قرار دارد ک٬ه در پی آن  سامان و نظم جدیدی در نظام حکمرانی و ترتیبات اجتماعیآن ایجاد خواهدشد و شکوفایی فرهنگی نقش کاتالیزور را در رونق اقتصادی و قدرت سیاسی آن ایفا خواهد کرد.

 در این تحول تاریخی و بازسازی نظام سیاسی و اجتماعی و زایمان تاریخی و تمدنی٬ تغییرات و جابجایی طبقاتی وسیعی رخ خواهد داد و نخبگان جایگزین پخمگان ٬  فرهیختگان جایگزین سفلگان و کاردانان جایگزین نابلدان و شایستگان جایگزین برکشیدگان خواهند شد و همین جابجایی منشا ستیز وبرخورد و مقاومت وسیعی است که نشانه های ان از هم اکنون نیز اشکار است .

باری خلاصه سخنم این بود که

 اولا ایران در استانه یک تحول بزرگ است و این روزگار اینچنین نخواهد ماند و این یک امید واهی نیست

 دوما این تحول برخلاف منفی بافان یاس افرین  رو به صعود و شکوفایی است نه سقوط وتباهی

و سوما اینکه این تحول یک جنبش و جوشش بزرگ تمدنی فراتر از سطوح خرد سیاسی و اجتماعی خواهد بود

و اخر اینکه پیش ران این حرکت تحول بزرگ کنشگران بین مرزی یعنی انسانهای اگاه وتوانا و امیدوار وانسجام افرین اجتماعی خواهند بود.

دکتر امیر دبیری‌مهر

امیر دبیری مهر متولد 1356 در تهران، دانش اموخته علوم سیاسی در مقطع دکتری است و از سال 1374 تا کنون در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای به پژوهش و تدریس مشغول است. وی تا کنون پژوهش‌ها، مقالات، سخنرانی‌ها و گفتگوهای مطبوعاتی و رادیویی - تلویزیونی متعددی انجام داده است که دسترسی به برخی از آنها از طریق درگاه اینترنتی اندیشکده خرد میسر شده است. ریاست انجمن اندیشه و قلم از جمله مسئولیت‌هایی است که این عضو پیوسته انجمن علوم سیاسی ایران هم اینک عهده‌دار آن است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 2 =

دکمه بازگشت به بالا