اسلایدر / مهمترین مطالبدرس گفتارکتاب‌ها و پژوهش‌ها

رابطه مه بانگ و زمان و سیاهچاله

در حاشیه و متن کتاب روح اسپینوزا بخش چهارم

رابطه مه بانگ و زمان و سیاهچاله
در حاشیه و متن کتاب روح اسپینوزا بخش چهارم
امیر دبیری مهر

ذهن فریبکار ما به ما می گوید اگر هستی بر اثر یک انفجار بوجود امده پس برو تحقیق کن ببین زمان این انفجار کی بوده است؟ در حالی که منطقا این سوال گمراه کننده است و ذهن انسان به غلط ؛ تخیل می کند که مه بانگ در لحظه ای در ظرف زمان رخ داده است و این تصور غلط زمان را مقدم بر مه بانگ می داند حال انکه بر طبق دستاوردهای فیزیک؛ زمان مانند مکان از همان فرایندی نشات می گیرد که مه بانگ ایجاد کرد. به عبارت دیگر اگر طبق قانون علیت برای مه بانگ بعنوان یک پیش امد علت یا دلیلی درکار باشد این علت یا دلیل نمی تواند در ظرف زمان و مکان قرار گیرد زیرا هم زمان و هم مکان مولود مه بانگ هستند پس علت مه بانگ سرمدی یا فرازمانی است .نکته مهمتر اینکه وقتی مکان و زمان الان وجود دارد پس علت ان نیز اکنون موجود است و زمان و مکان مانند لحظه مه بانگ که ایجاد شدند اکنون نیز از علت سرمدی خود بقا یافته اند. این(( فرایند صدور مستمر)) در فیزیک با درک مفهوم سیاهچاله بهتر تبیین می شود.
سیاهچاله یا Blackhole ناحیه‌ای در فضا-زمان با گرانشی بسیار نیرومند است که هیچ چیز حتی ذرات و تابش‌های الکترومغناطیسی مانند نور نمی‌توانند از میدان گرانش قدرتمند آن بگریزند.
گراسمن در کتاب روح اسپینوزا برای ساده سازی مفهوم ساهچاله مثال جالبی می زند. کاغذی را تصور کنید که در ان سوراخی ایجاد کردیم. در واقع در محلی که سوراخ ایجاد شده دیگر کاغذی نیست. سیاهچاله هم مانند ان سورخ است .درست است که جای آن در زمان و مکان است و تصاویر اخیر تلسکوب جیمزوب از ان حیرت جهانیان را برانگیخت اما خود سیاه چاله مانند ان سوراخ ؛ مکانی است که در ان مکان و زمان وجود ندارد . اینکه فیزیکدانان از فاصله ۲۶ هزار سال نوری نزدیکترین سیاهچاله با زمین سخن می گویند خود تاییدی است براین لامکان و لازمان بودن آن . به قول معروف سنگ بزرگ علامت نزدنه. ۲۶ هزار سال نوری برای انسان با عمر ۱۰۰ سال یک بی نهایت است نه عدد.
نکته حیرت انگیز تر اینجاست که اگر در ان صفحه کاغذ که تمثیلی از کهکشان هاست دو سوراخ ایجاد کنیم که از هم فاصله دارند اما کاغذ را به گونه ای تا کنیم که دو سوراخ بر هم قرار گیرد دیگر برای طی کردن فاصله بین دو سوراخ به زمان و مکان نیاز نیست . همین فرمول در باره دو سیاهچاله هم مصداق دارد یعنی اگر موجودی فضایی را تصور کنیم فاصله چند میلیون سال نوری بین دو سیاهچاله را می تواند بدون طی زمان و مکان پیمود. پس زمان و مکان ویژگی های بنیادین جهان ما نیستند و پیوندهای غیر مکانی و زمانی میان چیزها وجود دارد . (برای درک این معنا به بخش سوم این مقاله در کانال اندیشکده خرد در باره نظریه کوانتوم مراجعه کنید. )از طرفی می دانیم که هستی یعنی زمان و مکان و ماده و انرژی در لحظه مه بانگ از سیاه چاله یا کرانه ی هستی سر براورده است و این فرایند انفجار و انبساط میلیونها سال است ادامه یافته و خواهد یافت تا به بیشینه یخود برسد و سپس دچار انقباض خواهد شد تا اینکه در سیاه چاله فرو خواهد رفت . (مثال بادکنک را در مقاله قبلی به یاد اورید) مجددا مه بانگ دیگری و انبساطی دیگر و انقباضی دیگر و این فرایند خلق و نابودی تا ابد ادامه دارد. در نتیجه می توان گفت تمام جهان مکانی و زمانی و چیزهای موجود در ظرف زمان و مکان در درون سیاه چاله قابل تصور است که این سیاه چاله سرمدی و فرازمانی است که در بیرون از مکان و زمان قرار دارد. انچه که به درستی میتوانیم کرانه ی هستی یا مرزهای افرینش بنامیم . برای نزدیک تر شدن بحث به ذهن می توان به مثال غار افلاطون رجوع کرد بر این اساس تمام جهان مکانی و زمانی تصویری است سه بعدی از واقعیتی عالی تر و سرمدی که حضوری مستمر دارد .شی برای اینکه سایه داشته باشد باید مستمر موجود باشد.بنابر این سیاه چاله که جهان ما در ازل از دل آن سر بر اورده و در ابد در دل آن فرو می رود نیز باید حضور مستمر داشته باشد تا به جهان ما استمرار وجود دهد . این نظریه به نظریه حرکت جوهری ملاصدرای شیرازی هم بسیار شبیه است که مبتنی بر آن نو شدگی عالم بطور مستمر تببین می شود. بر اساس این نظریه، همه ذرات عالم مادی در یک سیلان و حرکت دائمی هستند و این به‌خاطر وجود قوه‌ای در اشیاء است که همواره به فعلیت می‌رسد. ملاصدرا عقیده داشت که در نظام عالم، خدا فیض وجود را ناشی می‌کند و جهان هر لحظه، در حال آفریده شدن است. منظور از حرکت، خروج تدریجی شیء از قوه به فعل است و مراد از جوهر، آن ماهیتی است که برای ایجاد شدن در خارج نیازمند به موضوع نیست، برخلاف عرض که برای ایجاد شدن در خارج به موضوع نیاز دارد. مثل رنگ سفید که یک عرض است و برای موجود شدن در خارج، حتماً باید بر روی یک موضوع ایجاد شود، ولی جوهر چون وجود مستقل دارد برای موجود شدن در خارج نیازمند موضوع نیست.
با این توضیح باید گفت مراد از حرکت جوهری این است که همان طور که اعراض تغییر و حرکت دارند، ذات و جوهر هر چیزی نیز حرکت دارد؛ یعنی جواهر لحظه به لحظه در حال حرکت هستند و حرکت جوهری عین وجود جوهر است. طبق این نظریه جهان طبیعت لحظه به لحظه در در تولد و مرگ است و وجودش آن به آن از بین می رود و بار دیگر موجود می گردد و فیض وجود از جانب حق تعالی آن به آن است که صادر می شود. کسی که نسبت به این حقیقت واقف باشد حضور هستی بخش را در هر چیزی خواهد دید و آن را به عنوان علتی فرضی که فقط یک بار عالم را آفریده است عملاً راهی دیار عدم نخواهد کرد، بلکه خدای این فرد، خدایی است که فاعلیت او آن به آن و به طور مستمر در دل مخلوقاتش و در جنبش ذات طبیعت آشکار است.
مجددا تاکید می کنم این مقالات صرفا برای ساده سازی کتاب روح اسپینوزا نوشته می شود و علاقمندان را از مطالعه اصل کتاب بی نیاز نمی کند.
این بحث ادامه دارد

دکتر امیر دبیری‌مهر

امیر دبیری مهر متولد 1356 در تهران، دانش اموخته علوم سیاسی در مقطع دکتری است و از سال 1374 تا کنون در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای به پژوهش و تدریس مشغول است. وی تا کنون پژوهش‌ها، مقالات، سخنرانی‌ها و گفتگوهای مطبوعاتی و رادیویی - تلویزیونی متعددی انجام داده است که دسترسی به برخی از آنها از طریق درگاه اینترنتی اندیشکده خرد میسر شده است. ریاست انجمن اندیشه و قلم از جمله مسئولیت‌هایی است که این عضو پیوسته انجمن علوم سیاسی ایران هم اینک عهده‌دار آن است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − هشت =

دکمه بازگشت به بالا