امروز

دوشنبه, ۲۲ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۴:۲۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

اینکه در انتخابات های سیاسی سهم عقل و شعور بیشتر است یا احساس و شور،  پرسش مهم و اساسی و در عین حال کلانی است که فصل انتخابات ایجاب می کند اصحاب نظر و ارباب خرد درباره آن تامل و اندیشه ورزی کنند. پرسش مذکور را می توان در گزاره های زیر بازسازی کرد؟

رابطه عقلانیت و انتخابات چگونه است ؟ ایا پوپولیسم محصول کنار نهادن عقلانیت در انتخابات است ؟ ضرورت پاسداری از حریم عقلانیت و پایبندی به خرد در جامعه ی رای د هندگان تقدم و اولویت دارد یا برگزار کنندکان انتخابات ؟ به عبارت دیگر ایا باید ریش و قیچی را یکسره به انتخاب مردم وانهاد یا با سیستم سازی اجازه خروج از عقلانیت را به عقل ستیزان و عقل گریزان در انتخابات نداد؟ و بطور مصداقی و عینی در ایران چه نسبتی بین انتخابات و عقلانیت وجود دارد ؟

پاسخ به این پرسشها طبیعتا مجالی فراخ و موسع می طلبد و این یادداشت صرفا مدخلی بر این بحث مهم و اساسی است .قبل از هر مطلبی باید تعریف و معنای خودمان از عقلانیت را روشن بیان کنیم . عقلانیت در سطح فلسفی به معنای قدرت و توان ذهنی تشخیص صلاح از فساد و درستی از نادرستی و خیر از شر و خوب از بد است . بدین ترتیب عقلانیت مد نظر ما در انتخابات یا همان عقلانیت سیاسی به معنای تشخیص کنش موثر تر در تامین منافع ملی است .یعنی انتخاباتی عقلانی تر است که برایند مشارکت عمومی تامین بیشینه منافع ملی باشد . از این رو نفس مشارکت کمی بیشتر لزوما عقلانی نیست زیرا چه بسا تحت تاثیر پوپولیسم ذهن و روان و ارای مردم به سوی تامین کمینه منافع ملی هدایت شود و این دست انتخابات نسبتی با عقلانیت ندارد. با چنین تعریفی از عقلانیت انتخابات منحصرا به روز رای گیری تقلیل نمی یابد و دست کم در 6 سطح با عقلانیت پیوندهای معنایی پیدا می کند که عبارتند از : تشخیص ، تصمیم گیری ، نقد و ارزیابی، اجتماعی شدن ، منافع ملی و وکالت .. به دیگر سخن 6 مفهوم مذکور به شرح زیر وجه مشترک انتخابات و عقلانیت است .

  • تشخیص و انتخاب : انتخابات تجلی گاه و ظهور عینی مشارکتی شهروندان در تصمیم سازی سیاسی است و در فصل انتخابات و روز رای گیری شهروندان به مغناطیس و مرکز دایره قدرت بیشتر از هر وقت نزدیک می شوند ولی این تقرب لزوما عقلانی نیست اگر در پیوند با فرایندذهنی تشخیص و انتخاب نباشد و می تواند منشا ویرانی  و جنگ و فلاکت باشد که طبیعتا نتیجه کنش غیرعقلانی باشد .

  • تصمیم گیری : این مفهوم نسبتی وثیق و دقیق با عقلانیت دارد به گونه ای که نظریه تصمیم گیری در علم سیاست در ذیل نظریه های عقلانی قرار دارد. تصمیمی در سیاست و انتخابات موجه و ارزشمند و رواست که برامده از تشخیص عقلانی باشد وگرنه به تعبیر جامعه شناسی ما با رفتاری غریزی مواجه هستیم نه کنشی معقول.  انچه که در ارای هانا ارنت نیز مورد تاکید قرار گرفته است و تفاوت رفتار غریزی بی ارزش و کنش عقلانی ارزشمند تلقی می شود.

  • انتخابات فرصت کم نظیری برای نقد و ارزیابی عملکردها و ارایه کارنامه دستگاهها و نهادها اعم از اجرایی و تقنینی است .درواقع مشارکت شهروندان در گرو نقد و ارزیابی انها از عملکرد مدیران و حاکمان و خدمتگزاران انها در نهادهای گوناگون است و این نقد و تشخیص و جداکردن سره از ناسره بویژه در حوزه سیاست و اقتصاد و فرهنگ نیازمند عقلانیت است . در واقع عقل برنده ترین تیغ نقد است .

  • انتخابات مجالی است که هم کنش های جمعی افزایش می یابد و هم عقل و درک اجتماعی بیشتر محل توجه قرار می گیرد.. برگزاری میتینگ های سیاسی و تبلیغاتی فی نفسه جاذبه فراوانی برای شهروندان دارد و نوعی لذت مدنی محسوب می شود . در عین حال سخنهای مکرر از منافع ملی و جمعی و دور اندیشی واینده نگری در  فصل انتخابات رونق می یابد و درواقع در این فضا عقل  نظری و عملی حول سیاست ورزیده و پخته تر می شود. شاید بتوان گفت فرصت دیگری برای شهروندان غیر از انتخابات برای ورزش و تقویت قوه عاقله سیاسی شهروندان وجود ندارد .

  • منافع ملی در کشورهای توسعه نیافته حلقه مفقوده و گم شده مناسبات و روابط سیاسی است و منافع جمعی و گروهی و حزبی و قومی و فرقه ای همواره در طول منافع ملی تعریف و طراحی نمی شود . از این رو پیگیری منافع ملی در تضاد با منافع فردی تصور و تعریف می شود و توجه به یکی انکار دیگری و بالعکس است . اما در جوامع توسعه یافته سیستم سازی سیاسی به گونه ای است که این منافع در طول هم است و ساختار به گونه ای طراحی می شود که مطالبه منافع فردی  و گروهی و ملی مکمل هم هستند. این سیستم محصول عقلانیت جمعی و سیستمی در کشورهای توسعه یافته  است . این سیستم سازی در در انتخابات هم مشاهده می شود و رقابت ها ی سیاسی هر چند جدی و شدید باشد منجر به نادیده گرفتن و تضییع منافع ملی نمی شود.

  • مفهوم وکالت در سیاست هم از دستاوردهای عقلانیت سیاسی است که در دموکراسی تجلی می بیابد و دموکراسی هم از مجرای انتخابات تجلی می یابد . در واقع با انتخابات امر غیر ممکن ” مشارکت مستقیم و بلاواسطه عموم مردم در فرایند تصمیم سازی  و تصمیم گیری”  با  مداخله ساز و کار وکالت به امر ممکن تبدیل می شود.

این بحث را در نوبتهای بعدی ادامه خواهیم داد.

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2256613076001250999

 

0
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه بگذارید

avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی