
امیر دبیری مهر
عضو هیات علمی و مدیر موسسه مطالعات سیاسی و رسانه ای اندیشه و قلم
یکشنبه شب چهارم مرداد امسال ساعت حدود ۱۱ کاملا تصادفی از پارک فدک در شهرک غرب تهران واقع در خیابان ایران زمین عبورمیکردم که مشاهده موضوعی توجهم را جلب کرد که نیازمند تحلیل جامعه شناختی است با تکیه به نظریه های تببین گر زندگی روزمره و کنش متقابل نمادین است .البته مدتی بود قصد داشتم در این باره بنویسم اما فرصت و بهانه ان فراهم نبود.
در میدان اصلی پارک بعد از ورودی پارکینگ در ان وقت از شب، در جایی که قاعدتا باید جای قدم زدن مردم و خانواده ها باشد صدها نوجوان و جوان بد مینتون بازی می کنند و میدان و معابر را کاملا در تصرف خود در اورده اند. می توانید برای مشاهده این وضعیت هر شب که مایل بودید به این پارک مراجعه کنید . شاید در دیگر پارکها هم چنین پدیده ای قابل مشاهده باشد. با این تصرف ناخواسته و خود جوش ! در عمل امکان تردد امن و ارام از مردم گرفته شده که منطقا جالب نیست و به نظرم تضییع حقوق شهروندان است بویژه که برخی با با توپ سنگین والیبال هم بازی می کنند و خطر برخورد توپ با رهگذران هم وجود دارد . در نگاه نخست و ابتدایی این پدیده نشان می دهد فضاهای عمومی برای تحرک بدنی و ورزش و بازی در شهری مثل تهران چقدر کم ومحدود است . انانکه شهرهای مختلف جهان را دیده اند می دانند چنین پدیده ای تقریبا در هیچ کجای جهان وجود ندارد و ورزش و بازی در زمین های مخصوص انجام می شود نه وسط معبر عمومی در پارک .جالب تر اینکه بسیاری از افرادی که به این پارک می ایند شهروندان این منطقه و محل نیستند و از جاهای دیگر شهر می ایند که علل ان خود بحث جداگانه ای دارد .
اما مشاهده و نظر من ناظر به دو مساله مهم دیگر است که عبارتند از :
- من این مساله را مبتکرانه ((بدمینتونیسم)) می نامم بدین معنا که شهروندان در مواقعی که تحت فشارهای شدید روانی و اقتصادی هستند سعی می کنند -درواقع مجبور می شوند – برای کاهش فشارهای روان – تنی دنبال فرصتی هستند که از فکرکردن و سخن گفتن درباره وضع موجود و رهیافت های عبور از ان فرار کنند زیرا به نظرشان همه افکار و سخنان به بن بست می رسیده و راه برون رفت تضمین شده ای وجود ندارد . در دوره های پسا جنگ این وضعیت تشدید می شود از این رو شهروندان مستاصل به مناسک دسته جمعی و بازی های سرگرم کننده برای غلبه بر زمان و نمایش کنشگری بیشتر روی می اورند. رقبت و تمایل به کافه نشینی و رستوران گردی با وجود گرانی و بحران های عمومی از همین وضعیت ناشی می شود به همین خاطر پلمپ کافه ها به هر دلیلی به شدت با واکنش عمومی مواجه می شود و نوعی درست درازی به حریم خصوص شهروندان تعبیر و تفسیر می شود. در یکسال اخیر با افزایش سرسام اور هزینه های کافه و رستوران که عملا از توان اقتصادی نوجوانان و جوانان خارج شده این نسل به تفریحات و سرگرمی های بی هزینه یا کم هزینه سوق پیدا کردند مثل شرکت در ایونت های هنری و اجتماعی . این گرایش در سطح خانوادگی هم خود را در پیک نیک های داخل و خارج شهر نشان می دهد که البته در گذشته هم وجود داشته . اما حضور دومینووار گروههای دو یا چند نفره برای بدمینتون یاوالیبال در نیمه شب در پارکها یک فرار واقعی از خلوت ملال اوری است که در ان نمیتوان فکرچاره سازکرد. فکری که هر چه در ان جلوتر می روی مایوس تر می شوی . نمی دانی چه خواهد شد؟ وضع جنگ و اقتصاد و زندگی به کدام سمت و سو خواهد رفت ؟ زمانی که جامعه امیدوار است بیشتر گفتگو می کند اما وقتی از گفتگو فرار می کند یعنی اصلا نشانه خوبی از امید دریافت نمی شود.سیاست گذار و حکمران و تصمیم ساز و تصمیم گیر هوشمند باید به این نشانه ها توجه کند تا مانند دی ماه غافلگیر نشود.
- نکته دوم برداشت شده از مشاهده بدمینتون بازها که مصداق های دیگری هم در فضای عمومی دارد به یک دغدغه پنهان و ناخودگاه جمعی یعنی میل به تصرف فضای عمومی باز می گردد. شهروندان در جهان همواره به حضور و مانور و حتی خودنمایی در فضای عمومی علاقه دارند چه در قالب رفتارهای هنجار و چه در قالبهای ناهنجار. ازدست فروش کنار خیابان گرفته و مترو که سهم خود را ازاقتصاد ملی با خرده فروشی بر می دارد تا نوازنده ای که در پارک و ایستگاه مترو و روی پل عابر پیاده و راهروی پاساژ می نوازد و اندک درامدی بدست می اورد و احیانا بازاریابی برای مجالس خانگی می کند. حتی گفته می شود زنان ودختران با حضور بیشتر و پوشش اختیاری در فضای عمومی در واقع فضای مردسالارانه خانه و جامعه را به چالش می کشند وازهر گونه دخالت دیگری به حریم خود ازرده می شوند زیرا فضای عمومی را متعلق به خود می دانند . فشار به سیستم برای به رسمیت شناختن موتور سواری زنان از همین سنخ است. بسیاری ازتجمعات اعتراضی و حمایتی و صنفی در فضای عمومی بیشتر ازانکه معطوف به اهداف اعلامی باشد نوعی تجربه شیرین همبودگی و کنشگری جمعی در فضای عمومی است . نهادهای امنیتی و انتظامی و نظامی مراقب باشند هر تجمع و همایشی را تفسیر های سیاسی و امنیتی نکنند و از نظریه های متنوع جامعه شناسی برای درک انها استفاده کنند. به نظر من اقشار حزب اللهی که سالها گردهمایی هایشان در فضای عمومی منحصر به هیاتها و مراسم های رسمی مانند راهپیمایی ۲۲ بهمن و روز قدس بود در شبهای پس از جنگ و حضور در میادین ، از بودن در کنار هم و داشتن برنامه مشخص و شعارهای همگرا و برخورداری از حمایت های لازم، درکنار حس عمل به تکلیف سیاسی لذت جمعی هم می برند و تجربه شیرینی برای خود رقم می زنند و طبق نظرسنجی ها علت استمرار حضوردر میادین ، ناشی از این تجربه خوشایند بوده… نکته ای که از نگاه رسانه ها کاملا پنهان مانده .
استقبال عمومی از بسیاری از ایونت یا رخدادهایی که به نظر مبتذل می اید – مانند رخداد ایران مال حول یک بلاگر ناشناس – و شب گردی ها ، کافه نشینی ها، پاتوق سازی ها به بهانه بازی و ورزش و غذا خوری در فضای عمومی در خیابان سی تیر و … در این مساله ریشه دارد . البته این گرایش جمعی همه جای جهان وجود دارد اما در کشورهایی که حکومتها به غلط حس مالکیت و کنترل بر فضای عمومی از زاویه تحمیل سبک زندگی خاص به شهروندان دارند این حساسیت جمعی در شهروندان ایجاد می شود که حضور خود را نمادین و اثر گذار تر کنند. برای مثال بلند کردن صدای ضبط خودرو به گونه ای که دیگران بشنوند یک حرکت اعتراضی و نمادین و البته ازاردهنده برای دیده شدن است . در همین تهران فراوان دیده اید برخی با پخش ترانه های خوانندگان زن غیر مجاز ! مانند هایده با صدای بلند ،سلیقه متفاوت خود را با الگوهای رسمی هنری به رخ می کشند یا در وقایع ۱۴۰۱ با پخش ترانه ((برای )) شروین حاجی پور با صدای بلند همدلی خود را با جنبش زن زندگی ازادی نشان می دادند.
حتی وقتی کشور وارد جنگ شد اقشار حزب اللهی با پخش نوحه و سرودهای رجز گونه در خیابانها مانور قدرت می دانند با این پیام که ما همچنان با قدرت هستیم و خواهیم بود.
بنا براین از نگاه یک جامعه شناس و پژوهشگر هر رفتاری و کنشی در جامعه واجد معناست . معنایی که ریشه درعلل و زمینه ها دارد و این معنا می تواند به پیامدهایی منجر شود و ادراک معنا لازمه اگاهی از روندهای جاری و اتی است.البته همه مردم در ایجاد رفتارها و خلق معناها در زندگی روزمره مشارکت دارند اما ادراک این معانی کار متخصصین است و روایت ان کار خبرگان علوم اجتماعی است و اگر حکمرانان ازاین فضای ادارک معنا فاصله بگیرند دایم دچار غافل گیری شده و در فضای اضطراب و ترس و نا امنی تصمیم گیری می کنند و نقش فعال انها در سیاست گذاری به نقش امنیتی و انضباطی منفعل تقلیل می یابد.



