اسلایدر / مهمترین مطالب

پرویز قلیچ خانی : الگوی زندگی من جهان پهلوان تختی بود

هوادار مصطفی شعاعیان بودم

مرحوم قلیچ خانی : الگوی زندگی من جهان پهلوان تختی بود و هوادار مصطفی شعاعیان بودم

پرویز قلیچ‌خانی، اسطوره فوتبال ایران، در سن ۸۰ سالگی درگذشت. او که متولد میدان شوش و تیر دو قلو‌ و منطقه کوره پز خونه بود از چهره‌های شاخص و تاثیرگذار فوتبال ایران بود و در دوران بازی خود یکی از مهره‌های کلیدی تیم ملی به شمار می‌رفت.او از معدود بازیکنان فوتبال بود که چپ‌ پا یا راست پا نبود و‌تفاوتی بین پای چپ و راستش وجود نداشت و با هر دو‌شوت می زد
قلیچ‌خانی از معدود بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است که در سه دوره المپیک ۱۹۶۴، ۱۹۶۸ و ۱۹۷۲ حضور داشت و همچنین از اعضای نسل طلایی تیم ملی در دوران قهرمانی‌های جام ملت‌های آسیا در سال‌های ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ محسوب می‌شود.
او در واقعه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به سیاست گرایش پیدا کرد.
او و‌کاظم رحیمی دیگر بازیکن تیم ملی در دیدار با شاه و فرح از دستبوسی او خودداری کردند که حاشیه ساز شد.
نگاه تند سیاسی او به پهلوی بعد از وقایع سیاهکل شکل گرفت و‌در دوران دانشجویی بخاطر هواداری از مصطفی شعاعیان بازداشت شد .
پس از پایان دوران فوتبال و خروج از ایران در پی تحولات سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷، پرویز قلیچ‌خانی در فرانسه ساکن شد و به یکی از چهره‌های شناخته‌شده ایرانی در تبعید تبدیل شد. او فعالیت سیاسی سازمان‌یافته‌ای نداشت، اما به‌عنوان یک چهره منتقد در فضای رسانه‌ای اپوزیسیون حضور پررنگی پیدا کرد.
او در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهای مختلف، همواره بر آزادی بیان، نقد قدرت و فاصله‌گیری از هر دو نظام سیاسی پیش و پس از انقلاب [پهلوی و جمهوری اسلامی] تاکید کرده و از چهره‌های نمادین نسل ورزشکاران منتقد در تبعید شناخته می‌شود.

پرویز قلیچ‌خانی و غروب نسلی که برای عدالت زیست

مهرداد خامنه‌ ای

مرگ پرویز قلیچ‌خانی موجی از اندوه، احترام و تأمل سیاسی را در میان بخش بزرگی از نیروهای چپ و آزادی‌خواه ایرانی برانگیخته است. اندوهی که تنها به فقدان یک فوتبالیست بزرگ محدود نمی‌شود بلکه یادآور خاموشی تدریجی نسلی است که زندگی خود را با آرمان عدالت، آزادی و رهایی گره زده بود.

برای بسیاری از فعالان قدیمی چپ، زندانیان سیاسی سابق، روشنفکران، دانشجویان و تبعیدیان پرویز قلیچ‌خانی صرفاً یک ستاره ورزش نبود. او یکی از چهره‌های کم‌نظیری بود که محبوبیت اجتماعی را با تعهد سیاسی و شرافت انسانی پیوند زد. انسانی که در اوج شهرت، از رنج مردم و سرنوشت جامعه خود فاصله نگرفت و سکوت را به بهای آسایش شخصی نپذیرفت.

قلیچ‌خانی از دل نسلی برخاسته بود که سیاست را نه ابزار قدرت، بلکه شکلی از مسئولیت اخلاقی می‌دانست. نسلی که زندان، تبعید، سانسور و شکست را تجربه کرد اما همچنان رؤیای عدالت اجتماعی و آزادی انسان را با خود حمل می‌کرد. نام او برای بسیاری یادآور سال‌هایی است که مبارزه سیاسی با نوعی ایمان انسانی، همبستگی جمعی و امید به تغییر همراه بود. سال‌هایی که هنوز واژه‌هایی چون «رفاقت»، «مردم» و «آزادی» معنایی عمیق و زیسته داشتند.

در حافظه جمعی چپ ایران پرویز قلیچ‌خانی تنها یک ورزشکار محبوب نیست، او نماد پیوند میان مردمی‌بودن و ایستادگی است. چهره‌ای که توانست در میانه شهرت، فروتنی و وفاداری خود به فرودستان و آزادی را حفظ کند. به همین دلیل بسیاری از واکنش‌ها به مرگ او بیش از آنکه سوگواری برای یک فرد باشند سوگواری برای نوعی اخلاق سیاسی‌اند. اخلاقی که امروز در فضای پرهیاهوی رسانه‌ای و سیاستِ مبتنی بر منفعت فردی بیش از هر زمان دیگری کمیاب به نظر می‌رسد.

در بسیاری از پیام‌ها و یادداشت‌هایی که پس از درگذشت او منتشر شد نوعی حس یتیمی تاریخی دیده می‌شود. گویی نسل بزرگی از مبارزان، روشنفکران و تبعیدیان یکی دیگر از چهره‌های آشنای حافظه جمعی خود را از دست داده‌اند. نسلی که شکست خورد، پراکنده شد، به تبعید رانده شد اما هرگز به‌طور کامل از آرمان عدالت دست نکشید.

در این میان برخی از نسل‌های جوان‌تر ممکن است نسبت به رمانتیزه‌کردن گذشته و فرهنگ قهرمان‌محور چپ انتقاد داشته باشند، با این حال منتقدان نیز در مورد شخصیت قلیچ‌خانی بر سر یک نکته توافق دارند. او تا پایان عمر شأن انسانی و استقلال اخلاقی خود را حفظ کرد و هرگز به ابتذال قدرت یا سوداگری سیاسی تن نداد.

شاید به همین دلیل است که مرگ پرویز قلیچ‌خانی برای بسیاری از ایرانیان چپ‌گرا و آزادی‌خواه، تنها پایان زندگی یک انسان نیست بلکه خاموش‌شدن بخشی از حافظه تاریخی معاصر ایران است. حافظه نسلی که با همه شکست‌ها، تبعیدها و زخم‌هایش هنوز یادآور امکان زیستن برای چیزی فراتر از منفعت شخصی است. برای عدالت، کرامت انسان و رؤیای جهانی انسانی‌تر.

امروز نام پرویز قلیچ‌خانی در حافظه جمعی ایران، نه فقط به‌عنوان کاپیتان فوتبال، بلکه به‌عنوان یکی از فرزندان شریف و آرمان‌خواه این سرزمین باقی خواهد ماند. چهره‌ای که حتی در غربت و شکست وقار خود را حفظ کرد و به بخشی از تاریخ مبارزه و امید مردم ایران بدل شد.

@andishkadeyekherad

 

دکتر امیر دبیری‌مهر

امیر دبیری مهر متولد 1356 در تهران، دانش اموخته علوم سیاسی در مقطع دکتری است و از سال 1374 تا کنون در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای به پژوهش و تدریس مشغول است. وی تا کنون پژوهش‌ها، مقالات، سخنرانی‌ها و گفتگوهای مطبوعاتی و رادیویی - تلویزیونی متعددی انجام داده است که دسترسی به برخی از آنها از طریق درگاه اینترنتی اندیشکده خرد میسر شده است. ریاست انجمن اندیشه و قلم از جمله مسئولیت‌هایی است که این عضو پیوسته انجمن علوم سیاسی ایران هم اینک عهده‌دار آن است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + نوزده =

دکمه بازگشت به بالا