امروز

جمعه, ۹ خرداد , ۱۳۹۹

  ساعت

۰۵:۳۱ قبل از ظهر

سایز متن   /

درپی انتقادهای چند روز اخیر بنده از رفتارهای پر خطر بخشی از مردم در روزگار کرونایی تعدادی از مخاطبان محترم ، در مطالب و یادداشت هایی از اینکه همواره فرهنگ و رفتار مردم را مورد ملامت قرار می دهم گلایه کردند و گفته اند چرا بی لیاقتی مدیران و مسئولان دولت و نظام را از قلم انداخته ام . ضمن سپاس از توجه و نقد مخاطبان ارجمند اندیشکده خرد در تحلیل این گلایه ها می توان گفت :
نخست اینکه این انتقادها ناشی از نگاه گرته برداری و گزیده به نظرات اینجانب است زیرا نقد توامان دولت و جامعه مشی همیشگی صاحب این قلم بوده و مشروح این نظر در مقاله مفصل سال گذشته با عنوان ))مقدمه ای بر نظریه دولت – ملت علیه دولت -ملت (( منتشر شده است هر چند تریبون های جریان روشنفکری عوام زده که رونق دکان شان در گرو صله ی عوام است مانند مجلات “اندیشه پویا “و “سیاست نامه ” و…. از انتشار ان امتناع کردند. در ان مقاله که گزیده ان در رسانه های مستقل فراوانی منتشر شد به همین مساله مهم پرداخته ام که برای دستیابی به سعادت و عزت و موفقیت در ایران به نقد تومان بخشی از جامعه و بخشی از حاکمیت نیاز است و مواجهه یکسویه راه به جایی نمی برد نه دولت ستیزی و نظام کوبی فی نفسه ارزشمند است نه منکوب و سرکوب کردن مردم و جامعه .
دوم اینکه درد بزرگ جریان روشنفکری در کشور ما عوام زدگی است همانطور که به تعبیر مطهری و سروش روحانیت هم عوام زده است با این تفاوت که فقط ژست و ظاهر این دو گروه مرجع با هم متفاوت است . جریان روشنفکری در ایران بویژه در سالهای پس از انقلاب با سو استفاده از ناکارامدی های سیستم مدیریتی کشور از نقد ناهنجاری های اجتماعی و بی فرهنگی ها ی جاری در مردم فرار کرده و در تحلیل و تعلیل مشکلات کشور ، شمشیر بران خود را دایم بر صورت حکومت و دولت می کشد و از نقد بی ملاحظه ی رفتارها و پندارها ی مردم می هراسد زیرا نقد مردم موجب مغضوبیت می شود نه محبوبیت . و کسی که به رای و علاقه و لایک مردم نیاز دارد نمی تواند مردم را نقد کند. مرحوم مطهری همین نقد را نسبت به روحانیت در قبل از انقلاب داشت که روحانیون از انجا که وابسته به وجوهات و مراجعات مردم و مقلدین هستند از گفتن سخنانی که موجب ازردگی و ناراحتی عوام می شود پرهیز می کنند و این به استقلال رای روحانیت لطمه وارد می کند و البته همین نقد به بخشی از روحانیت پس ازانقلاب هم وارد است که دچار دولت زدگی شده است . جریان روشنفکری در ایران میراث دار شوم رسوبات فکری و فرهنگی حزب توده است که فحاشی و حمله به دولت و حکومت را ردای ازادیخواهی می دانست در حالی اگر معیار روشنفکری این باشد وای به حال حقیقت .
سوم اینکه روشنفکر اگاه و مسئول و با سواد و جامع نگر در گرداب یکسویه نگری نمی افتد حمله و توهین به حکومت را فی نفسه ارزش نمی داند همانطور که تحقیر و تخفیف مردم و اقشار اجتماعی را فضیلت و شجاعت نمی شمارد. معیار و سنجه نقد روشنفکر فراتر از اینهاست . نقد جامعه نقد رفتارها و پندارهاست نه افراد و اقشار البته. با صراحت و شجاعت . نمی توان رفتاری نا پسند و ناشایست مانند بی احترامی به حقوق همدیگر را مشاهده کرد و از نقد ان چشم پوشی کرد از سویی نمی توان تصمیم گیری های غلط و ناکارامدی های مدیران دولتی و حاکمیتی را دید و مورد نقد قرار نداد. ملاک و معیار درستی و نادرستی ؛ کارشناسی و ناشی گیری ، خودخواهی و دیگر خواهی است نه حکومت و جامعه . هنر این است که روشنفکر و روزنامه نگار و نویسنده دچار خود فریبی و عوام فریبی نشود و توان و صراحت و شجاعت این را داشته باشد که هم رفتارها و تصمیمات و سیاست های غلط حکومت را مورد نقد سازنده قرار دهد و از عواقب ان پروا نداشته باشد و هم رفتارها و پندارها ی ناصواب مردم را مورد عتاب و نقد جدی قرار دهد و از دلخوری توده ها و اقشار نهراسد.
چهارم و اخر اینکه جامعه ایرانی جامعه بسیار اسیب پذیری است به شدت دچار توهم خود بزرگ بینی است -همانطور که حکومت هم دچار توهم خودمرکز پنداری در جهان است -در حالی که واقعا مهارت های لازم برای زندگی در جهان جدید را ندارد. همانطور که حکومت هم حکومتی متناسب و هم سطح نظام نوین جهانی نیست وتوان تعامل سازنده با جهان پیچیده امروز را ندارد اگر غیر از این بود برای مثال ۶۰ میلیون ایرانی مستقیم و غیر مستقیم در دادگستری پرونده مفتوح نداشتند. ۶۰ میلیون ایرانی نیازمند دریافت یارانه دولتی نبودند سالی ۳۰ هزار نفر در جاده ها کشته نمی شدند. سه میلیون نفر معتاد نداشتیم و ۲۰ میلیون نفر با مشکل اعتیاد دست به گریبان نبودند. ۱۵ میلیون نفر حاشیه نشین نداشتیم . شکاف طبقاتی تا این حد ازاردهنده نبود. ‎پاسپورت ایرانی فقط در چند کشور معدود اعتبارنداشت این حجم تمسخر مسئولان کشو.در شبکه های مجازی وجود نداشت .
این حجم بی اعتنایی به خواسته های مردم در حکومت اپیدمی نبود .این جامعه بیمار است این سیستم و نظام سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کارامدی کافی برای اعتلای نام ایران ندارد و برای عبور از این وضعیت بیش از هر چیز نیازمند پاتولوژی و اسیب شناسی بی پرده و بی تعارف هستیم اینکار از کسانی که به نحوی وابسته به رای و نظر و تایید مردم هستند مانند سیاست مدران ، کاسبان و سوداگران ، سلبریتی ها و.. بر نمی اید و نباید از انها انتظار داشت .
@amirdabirimehr

0
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه بگذارید

avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی