امروز

دوشنبه, ۲۲ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۱:۲۴ قبل از ظهر

سایز متن   /

اشاره :
در دو یادداشت قبلی درباره ضرورت 4 سطح فرهنگ پژوهی نکاتی مطرح و به نسبت چیستی فرهنگ و سبک زندگی اشارتی شد و وعده کردیم در یادداشتهای بعدی در باره ضعفها و موانع تفکر و تعقل درخصوص چیستی فرهنگ مباحثی را مطرح کنیم گفتیم که سطح نظری مطالعات فرهنگی عمدتا برای شناسایی ماهیت فرهنگ و مفهوم فرهنگ است که به بررسی مطالعات گذشته و چیستی فرهنگ می پردازد . در واقع این سطح به معنای بررسی عام و تاملات فلسفی پیرامون فرهنگ است که حدود یک قرن صاحبنظران را به خود مشغول کرده و گویا نقطه ی پایانی ندارد و همواره یک ضرورت تعقلی است.یکی از ابعاد این سطح ، ارتباط فرهنگ با دیگر ساحت های زیست جهان به معنای متعارف آن است . متولیان و مخاطبان این سطح متفکران و روشنفکران، فرهنگ پژوهان، صاحب نظران و متخصصان حوزه علوم انسانی هستند.


اشاره کردیم که در سطح نظری سه ضعف زیرساختی جدی وجود دارد؛ نخست اینکه کادرسازی به معنای تربیت فرهنگ پژوه انجام نگرفته و افرادی که به طور اخص در حوزه فرهنگ مطالعه ، پژوهش و تفقه کنند وجود ندارد یا به قدر کافی نیست . دوم اینکه در کشور ما به دایره المعارف نویسی در حوزه فرهنگ نیاز است بدون تردید تجربه دیگر ملل و دیگر تمدنها نشان داده موفقیت هایی که در فرهنگ پژوهی داشتند از این جهت بوده که به سمت دایره المعارف نویسی و تدوین دایر ه المعارف های متنوع در حوزه فرهنگ رفته اند وضعف سوم مربوط به فعالیت های پژوهشی و آکادمیک است. در حال حاضر اگر به پروژه یا موسسه ها و دانشگاه ها پروپوزالی مبنی بر انجام فعالیتی در یکی از ابعاد فرهنگ داده شود، بلافاصله با برچسب غیر کاربردی بودن این موضوع را رد کرده یا به حاشیه می برند و یا نهایتا بودجه درخواستی برای این فعالیت ها را کاهش می دهند. گویا مطالعه و پژوهش در سطح نظری در فرهنگ مهم نیست . متاسفانه این واژه کاربردی بعنوان پسوند در پژوهشها در حوزه آکادمیک بسیار سطحی شده است غافل از اینکه مطالعات و پژوهشهای نظری و بنیادی مقدمه لازم برای بسیاری از پژوهش های کاربردی است.
1- ضعف بنیادی در تربیت رجال فرهنگی و فرهنگ پژوه:
واقعیت این است که پویایی فرهنگی در گرو وجود و فعالیت رجال فرهنگی است .وجود دهها دستگاه و نهاد و سازمان فرهنگی و حمایتهای متعدد مالی و اداری در حوزه فرهنگ هر چند لازم است اما اینها زمانی تاثیر گذار است که در خدمت و پشتیبان رجال فرهنگی باشند . منظور ما از رجال فرهنگی انسانهایی هستند که سالها با دانش و فرهنگ و اموزش و پژوهش خو گرفته وبا خودسازی به بینش در عرصه معرفتی و تعهد فرهنگی در عرصه عملی دست یافته اند.صلاحیت فرهنگی را نهادهای اداری و بوروکراسی رسمی اعطا نمی کنند و در جشنواره ها و کنفرانس ها و همایش های چهره ها و نخبگان نمی توان افرادی را در موقعیت والای رجل فرهنگی قرارداد. رجل فرهنگی در پی سالها ممارست و تلاش و افتادگی وتواضع و هوشمندی و غور و تعمق در خصوص حوزه های فرهنگی به سطحی از دانش و بینش دست می یابد که می تواند با علم به چیستی فرهنگ در این حوزه به تولید فرهنگی بپردازد. برای مثال بزرگانی مانند علامه دهخدا ، ملک الشعرای بهار ؛ ایت الله بروجردی ، بدیع االزمان فروزانفر ، علامه طباطبایی ، شهید مطهری ،دکتر اسلامی ندوشن ، مرحوم عبد الحسین زرین کوب ، مرحوم حمید عنایت و … از این دست رجال فرهنگی هستند که با وجود اختلافهای فراوان در مشرب و تخصص و پایگاه اجتماعی و حتی سیاسی واجد ویژگیهای مذکور هستند. گاهی این نگرانی به اذهان خطور می کند که در فضای زیست امروزی ما دیگر امکان تربیت و ظهور چنین رجالی وجود ندارد و روزمرگی وسطحی نگری و جاه طلبی ها اجازه پرورش چنین نخبگان فرهنگی ای را نمی دهد . من باب مثال امروز حتی مشغله های معیشتی و غم نان و نگرانی از اینده مغشوش و بی ثبات حتی به اعضای هیاتهای علمی دانشگاهها و موسسات اموزش عالی نیز اجازه نمی دهد که در حوزه تخصصی خود تعمق ها و تفکرهای مستمر و جدی داشته باشند و در این وضعیت بدیهی است کسی مجال سر کشی های کارشناسی و محققانه به چندین حوزه مرتبط برای زایش و تولید فرهنگی را نمی یابد . فرهنگ و عناصر سازنده ان نیازمند تولید و تحرک مداوم است نمی توان درباره هویت نیندیشید و تقابل و تعامل پاره های هویت ملی و هویتهای مهاجم و بیگانه را مورد بررسی و تفقه قرار نداد و سخن از فرهنگ سر داد . این امور صعب و سنگین نیازمند تاملات مستمر فرهنگی است نمی توان هم وزیر دولت یا وکیل مجلس بود و هم سودای نظریه پردازی در حوزه فرهنگ داشت نمی توان هم حب شهرت و دیده شدن و بر صدر بودن داشت و هم شجاعانه اسیب های فرهنگی را در جامعه واکاوی و شناسایی کرد .کار فرهنگی بدین معنا یعنی ایفای نقش در فرایند تولید و پویایی فرهنگی کاری است تمام وقت و مستمر که از عهده افراد توانا و با استعداد و دلسوز و دانشمند بر می اید و باتاسف باید گفت چنین تمهیداتی در فضای امروز کشور فراهم نیست و فرهنگ به سطح مظاهر و ابزار فرهنگی تنزل یافته و در نتیجه مباحث پیرامون ان بجای هویت و ارزشها و هنجارها و تغییر و تحول انها به سطح روزمرگی های فرهنگی مثل اوقات فراغت تقلیل یافته است . این مهم نیازمند بستر سازی و تمهیدات ساختاری و صبوری است و با طرح و لایحه و بخشنامه و آیین نامه گره ای گشوده نمی شود.
2- ضعف دوم ناظر به حوزه نهادسازی برای تولید و پویایی فرهنگی است که یکی از مهمترین نهادهای ان دایر ه المعارف نویسی است .بنیادها و موسسات دایره المعارف نویسی در سراسر جهان در واقع فضا و ساختاری است با دو منظور متفاوت اما مکمل . از یک سو در این بنیادها در حوزه فرهنگ ، مفهوم سازی و نظریه پردازی و تولید ادبیات صورت می گیرد .از سوی دیگر گعده و حلقه ها ی فکری و نظری و روشنفکری ساخته و پرداخته می شود تا مفاهیم و گزاره های مرتبط با فرهنگ اعم از هویت ، ارزش ، نماد، هنجار ، ایستار و… موضوع دیالوگ صاحب نظران قرارگرفته و از پیچیدگیهای معنایی حوزه فرهنگ کاسته شود. شکل گیری این فرایند می تواند زمینه های رفع اسیب نخست را مترفع نماید .افق دید و چشم انداز دایره المعارف نویسی امری روز مره و سطحی نیست برای مثال بررسی تغییرات ارزشی در جامعه کاری است پیچیده ؛ مستمر ودراز مدت که ازعهده سازمانها و نهادهای فرهنگی دولتی بر نمی اید نیازمند متخصصان و صاحب نظران صبوری است که با دغدغه پاسداری از ساحت فرهنگ و زنده و بالنده نگه داشتن حوزه فرهنگ به مطالعات نظری و فکری بپردازند . نقش دولت ها و دیگر نهادهای حامی چنین بنیادها یی مانند وقف کننده ها و موسسات خیریه در این حوزه است که با تامین نیازهای معیشتی و رفاهی پژوهشگران و نویسندگان و اصحاب فکر و نظر رونق این حوزه را حفظ کنند. هرچند موقوفاتی مانند مرحوم دکترمحمود افشار و ایت الله مرعشی نجفی نمونه هایی از این دست است اما فراگیری این گونه حمایتهای فرهنگی در کشور ما در قیاس با کشورهای پیشرو بسیار اندک و پایین است .
3- ضعف سوم در حوزه تاملات نظری نیز ساختاری است وآن بی اهمیت انگاری پژوهشهای فرهنگی و غیر کاربردی دانستن انها ست .غافل از این که اساسا پژوهش ها معطوف به دو منظور هستند . یا حل مشکل یا حل مساله . پژوهشهای کار بردی معطوف به حل مشکل هستند اما زندگی مجموعه در هم تنیده ای از مشکلات و مسائل است و اگر نیک بنگریم مشکلات نتیجه مسائل لاینحل هستند که شکل عینی یافته ودر قالب مشکل بروز می یابند . انان که فقط به پژوهشهای کاربردی می اندیشند دچار فقر هستی شناسی هستند زیرا تصور می کنند مشکلات یک شبه و فی البداهه بروز می یابند . غافل از این اگر مسائل ذهنی و انتزاعی مورد غفلت واقع شوند مشکلات عینی و انضمامی بروز می یابد .بسیاری از موضوعاتی که امروز انها را مشکلات فرهنگی می نامیم مثل مدرک گرایی ، طلاق ، شیوع دروغ و قانون گریزی در واقع ریشه در مسائلی دارند که از حوزه دید و درک عوام خارج است و به فراچنگ صاحب نظران مسائل فرهنگی می اید .واین مسائل نیازمند مطالعه و پژوهش نظری است و نباید با سطحی نگری این دست پژوهشها بی اهمیت و غیر کاربردی انگاشته شود . پژوهشهای نظری زیربنا و لازمه پژوهشهای کاربردی هستند و در طول انها با تقدم منطقی قرار می گیرند نه در عرض انها .از این رو برای تامل نظری درباره فرهنگ نیازمند گسترش کمی و تعمیق پژوهشهای نظری هستیم . مطالعات نظری همچنین نیازمند سعه صدر و مدارای بالای فرهنگی است . نباید در این حوزه از طرح مسائل واهمه داشت و با شبهه انگاشتن مسائل جلو نظریه پردازی را مسدود نمود . تجربه نشان داده مانع سازی در برابر مسائل فرهنگی و پرهیز از طرح انها و پژوهش برای حل انها منجر به بروز مشکلات فرهنگی می شود . برای مثال اگر امروز معضلاتی مانند جشن طلاق وپایان نامه فروشی بعنوان دو مشکل فرهنگی متفاوت مطرح شده است واقعیت امر این است که این دست موضوعات ریشه در مسائلی فرهنگی دارد که اگر در زمان خود مطرح می شد امروز بعنوان مشکل یا معضل خود نمایی نمی کرد.
در نوشتار بعدی در باره سطح رصدی و پایشی فرهنگ اجمالا بحثی خواهیم داشت .

0
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه بگذارید

avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی